منافع کتابخوانی

چندی پیش، مقاله‌ای در مجلهٔ تایم منتشر شد که نویسنده‌اش ادعا می‌کرد آنچه «مطالعه عمیق» نامیده می‌شود، به‌زودی از بین خواهد رفت؛ چرا که میزان مطالعه عمیق میان آدم‌ها کمتر شده و این روزها دیگر آدم‌ها سرسری کتاب می‌خوانند و با وجود مطالب خلاصه شده اینترنتی، تعداد خواننده‌های کتاب‌ها روز به روز تقلیل پیدا می‌کند.

نکته وحشتناک ماجرا این جاست که مطالعات، ثابت کرده کتاب‌خوان‌ها در قیاس با افراد عادی، آدم‌های خوب‌تر و باهوش‌تری هستند و شاید تنها آدم‌هایی روی این کره خاکی باشند که ارزش عاشق شدن را داشته باشند.

بر اساس مطالعاتی که روان‌شناسان در سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۹ انجام داده‌اند کسانی که رمان می‌خوانند، میان انسان‌ها بیشترین قدرت همدلی با دیگران را دارند و قابلیتی دارند با عنوان «تئوری ذهن» که در کنار آنچه خود به آن اعتقاد دارند، می‌توانند عقاید، نظر و علائق دیگری را مدنظر قرار دهند و دربارهٔ آن قضاوت کنند.

آنها می‌توانند بدون این که عقاید دیگران را رد کنند یا از عقیده خودشان دست بردارند، از شنیدن عقاید دیگران لذت ببرند.

تعجبی هم ندارد که کتاب‌خوان‌ها آدم‌های بهتری باشند. کتاب خواندن تجربه کردن زندگی دیگران با چشم غیر واقعی است. یاد گرفتن این نکته که چه طور بدون این که خودت در ماجرایی دخیل باشی، بتوانی دنیا را در چارچوب دیگری ببینی.

کتاب‌خوان‌ها به روح هزاران آدم و خرد جمعی همه این آدم‌ها دسترسی دارند. آنها چیزهایی 7 دیده‌اند که غیر کتاب‌خوان‌ها امکان ندارد از آن سر دربیاورند و مرگ انسان‌هایی را تجربه کرده‌اند که شما هرگز آنها را نمی‌شناسید.

آنها یاد گرفته‌اند که زن بودن چیست و مرد بودن یعنی چه. فهمیده‌اند که تماشای رنج دیگران یعنی چه. کتاب‌خوان‌ها بسیار از سن‌شان عاقل‌ترند.

تحقیق دیگری در سال ۲۰۱۰ ثابت کرده که هر چقدر بیشتر برای کودکان کتاب بخوانیم، «تئوری ذهن» در آنها قوی‌تر می‌شود و در نهایت باعث می‌شود این بچه‌ها واقعا عاقل‌تر شوند، با محیط‌شان بیشتر انطباق پیدا کنند و قدرت درک‌شان بالاتر برود.

تجربه‌های قهرمان‌های داستان‌ها تبدیل به تجربه‌های خود خواننده‌ها می‌شود. هر درد و رنجی که شخصیت داستان می‌کشد، تبدیل به باری می‌شود که خواننده باید تحمل کند. خواننده‌های کتاب‌ها هزاران بار زندگی می‌کنند و از هر کدام از این تجربه‌ها چیزی یاد می‌گیرند.

اگر دنبال کسی هستید که شما را تکمیل کند و فضای خالی قلبتان را پر کند، می‌توانید این کتاب‌خوان‌ها را در کافی‌شاپ‌ها، پارک‌ها و متروها پیدا کنید. چند دقیقه که صحبت کنید، آنها را به جا خواهید آورد.

کتاب‌خوان‌ها با شما حرف نمی‌زنند، با شما رابطه برقرار می‌کنند.

آن‌ها در نامه‌ها یا مسج‌هایشان انگار برایتان شعر می‌نویسند، صرفا به سؤالاتتان جواب نمی‌دهند یا بیانیه صادر نمی‌کنند، بلکه با عمیق‌ترین فکرها و تئوری‌ها پاسخ شما را می‌دهند. شما را با دانش بالای کلمات و ایده‌هایشان مسحور خواهند کرد.

آدم‌ها فقط باید عاشق کسی شوند که بتواند روح‌شان را ببیند. این آدم باید کسی باشد که به روح شما نفوذ می‌کند و به بخش‌هایی از روح شما دسترسی پیدا می‌کند که هیچ‌کس دیگر قبلا کشفش نکرده است.

بهترین کاری که خواندن داستان‌ها با آدم‌ها می‌کنند این است که کامل نبودن شخصیت‌ها باعث می‌شود ذهن شما سعی کند از ذهن دیگران سر در بیاورد. این جور آدم‌ها توانایی همدلی پیدا می‌کنند. ممکن است همیشه با شما موافق نباشند، اما سعی می‌کنند ماجراها را از زاویهٔ دید شما ببینند.

آنها نه‌ تنها باهوشند که عاقل هم هستند.

باهوش بودن همیشه هم خوشایند نیست، اما عاقل بودن آدم‌ها را تحریک می‌کند. همیشه مقاومت در برابر آدم‌هایی که می‌شود چیزی ازشان یاد گرفت کمی سخت است. عاشق یک آدم کتاب‌خوان شدن نه‌تنها کیفیت گفت‌وگو را بالا می‌برد، بلکه باعث می‌شود سطح گفت‌وگو بالا برود.

بر اساس تحقیقات، کتاب‌خوان‌ها به دلیل دایره وسیع واژگان‌شان و مهارت‌های حافظه، آدم‌های باهوش‌تری هستند. ذهن آنها در قیاس با آدمی معمولی که کتاب نمی‌خواند توانایی درک بالاتری دارد و راحت‌تر و به‌شکل مؤثرتری می‌توانند با دیگران ارتباط برقرار کنند.

قرار و مدار گذاشتن با آدم اهل کتاب به قرار گذاشتن با هزاران نفر می‌ماند. انگار که تجربه‌ای را که او با خواندن زندگی همهٔ این آدم‌ها به دست آورده، در اختیار شما قرار دهد؛ انگار با یک کاشف قرار گذاشته باشید.

اگر با کسی دوست باشید که کتاب می‌خواند؛ یعنی می‌توانید هزاران بار زندگی كنيد.

انتشار جلد 28 دانشنامه جهان اسلام

 

دانشنامه جهان اسلام، جلد 28، تهران: بنیاد دایرة‌المعارف اسلامی، اسفند 1399.

دانشنامه جهان اسلام دایرة‌المعارفی است درباره آموزه‌های دین اسلام، تمدن و فرهنگ مسلمانان، از آغاز پیدایش اسلام تا زمان حاضر.

بنیاد دایره المعارف اسلامی در سال 1362 به عنوان یک مؤسسه غیردولتی و غیرانتفاعی تأسیس شد. تمرکز اصلی بنیاد بر تولید جلد بیست و هشتم دانشنامه جهان اسلام

دانشنامه جهان اسلام به ترتیب حروف الفباست. جلد اول از حرف ب در سال 1375 منتشر شده و در اسفند ماه 1399 جلد بیست و هشتم آن روانه بازار شده است. جلد بیست و هشتم با حدود سیصد و شصت و شش مقاله در هشتصد و نود و هشت صفحه با مقاله شهادت، آغاز و با مقاله بلند سیصد صفحه‌ای شیعه، از نگاههای مختلف و از نظر پراکندگی جمعیت در مناطق جغرافیایی مختلف جهان، به پایان می‌رسد. مقاله شیعه با این پژوهش تفصیلی، گرچه بی‌سابقه است و در عالم پژوهش قابل توجه، از شکل معمول مقاله‌های دایرة المعارفی خارج شده است. 

مقاله‌های این جلد مانند مجلدات دیگر در چهار محور موضوعات، مفاهیم، اشخاص (شامل مکانها) و آثار تنظیم شده‌اند. موضوعاتی چون شور، دستگاه موسیقی، شهرداری در کشورهای مختلف اسلامی، مفاهیمی چون شیئ و شیئیت، اشخاصی چون جلیل شهناز، موسیقی‌دان ایرانی، محمد حسن شیبانی، فقیه عراقی قرن دوم، شاگرد ابوحنیفه و مؤسس مذهب فقهی حنفی، شهید اول و شهید ثانی، از فقهای مشهور شیعه، سید جعفر شهیدی، محقق معاصر، شیخ صنعان، میرزا محمد تقی شیرازی، مکانهایی چون شهر شیراز، و آثاری چون شیرازنامه در این جلد مقاله دارند. از امتیازهای منحصر بفرد سه جلد اخیر دانشنامه درج مقالاتی درباره مسلمانان و مشاهیر چینی و مناطق مسلمان نشین چین است. این امتیاز از آن روست که محقق آشنا به زبان و فرهنگ چینی در ایران بسیار نادر است و با وجود این مقالاتی عمیق و دقیق در این قلمرو تولید شده است. برای دیدن فهرست مدخلهای این جلد اینجا را کلیلک کنید.

دقتها و نکته سنجی­های کم نظیر در نگارش و تدوین اکثر مقالات دانشنامه جهان اسلام را در طراز یکی از بهترین کتابهای مرجع دنیا قرار داده است. محققان و کتابخانه‌های دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی از این اثر بی­‌نیاز نیستند. برای توصیفی از دیگر جلدهای دانشنامه اینجا را کلیک کنید.

برای تهیه این اثر با قیمت 280 هزار تومان با شماره تلفن فروشگاه کتاب مرجع 88961303 021 یا با بخش فروش سایت آثار برتر تماس بگیرید.

 

نمایش نوشته

کتابی جدید دربارۀ آیات شیطانی

پیش از راست‌اعتقادی: آیات شیطانی در صدر اسلام
شهاب احمد
Before Orthodoxy: The Satanic Verses in Early Islam
Shahab Ahmed
یکی از بحث برانگیزترین قسمت‌های زندگی حضرت محمد (ص) مربوط به واقعه آیات شیطانی است، لحظه‌ای که مدعیانش معتقدند شیطان او را فریب داد تا آیاتی در ستایش خدایان مشرکان بخواند، گویی که این آیات بخشی از قرآن‌اند. کتاب پیش از راست‌اعتقادی: آیات شیطانی در صدر اسلام با این سؤال مواجه است که ادیان، و از جمله اسلام، چگونه حقیقت را ثابت می‌کنند. شهاب احمد، با در نظر گرفتن داستان آیه‌های شیطانی، به عنوان یک مطالعه موردی، به نحوۀ شکل‌گیری اعتقادات صحیح رسمیت‌یافته (canonized) می‌پردازد و نشان می‌دهد که مسلمانان در حدود سه قرن نخست عقیدۀ کاملاً مخالفی نسبت به این واقعه داشتند. بدین معنا که آیات شیطانی را یک واقعیت ثابت شده در تاریخ سیرۀ پیامبر تلقی می‌کردند و وقوع آن را با عصمت پیامبر در تضاد نمی‌دیدند. او در این کتاب، شرح مفصلی از نگرش روایات نسبت به این واقعه ارائه می‌دهد و زنجیرۀ اِسناد این نقل را در روایات مختلف تاریخی ردیابی و بررسی می‌کند. احمد در نهایت، با بررسی سیر تطور نگرش‌های مسلمانان در سده‌های بعد، نشان می‌دهد که چطور مسلمانان از حالت پذیرش کامل این واقعه به انکار کامل آن در عصر حاضر رسیدند.
کتاب پیش از راست‌اعتقادی: آیات شیطانی در صدر اسلام در سه فصل سامان یافته است که به ترتیب سه حوزه سند، محتوا و تحلیل همزمان متن-سند را به بحث و بررسی می گذارد. مهمترین سوالات هر فصل به شرح زیر است: زمان انتشار این روایات مربوط به چه دورۀ تاریخی است؟ در چه مناطقی، توسط چه کسانی، با چه موقعیتی نقل شده است؟ محتوای متنی این روایات چیست، چه سبکی دارند و اصلی‌ترین شباهت‌ها و تفاوت‌های آن‌ها با یکدیگر کدام است؟ هویت و ماهیت انواع مختلف این روایات و افرادی که درگیر تأیید یا انکار این واقعه هستند، دربارۀ درک و تلقی جامعه مسلمانان نخستین از حضرت محمد(ص) و ماهیت نبوت او به ما چه می‌گویند؟
به عقیدۀ شهاب احمد تفسیر واقعه آیات شیطانی، از آن جهت که مستقیماً به واکاوی ماهیت نبوت حضرت محمد(ص) می‌پردازد، از اهمیتی بسیار برخوردار است. شناخت این ماهیت، به شناخت ماهیت اسلام مرتبط است و در تعیین حدود آنچه مسلمانان می‌توانند به طور مشروع بگویند و انجام دهند نقش مهمی دارد. به همین دلیل، این کتاب یکی از موضوعات اساسی برای درک اسلام در عصر حاضر به شمار می‌آید و نحوۀ شکل‌گیری اعتقادات رسمی را به‌خوبی تشریح می‌کند. گفتنی است شهاب احمد قصد داشت این بحث را در سه جلد شرح دهد، اما مرگ نابهنگام او در سال 2015 به توقف این پروژه انجامید.

این کتاب نمونه‌ای عالی است در آموختن تحلیل محتوای متون مقدس و ترجمه آن پیشهاد می‌شود.

شماره زمستانی «نگاه آفتاب» منتشر شد

به گزارش خبرنگار مهر، دومین شماره از فصلنامه «نگاه آفتاب» ویژه زمستان ۹۹ به‌تازگی منتشر شده و روی پیشخوان مطبوعات کشور آمده است.

این‌مجله با صاحب‌امتیازی موسسه سروش مولانا و مدیرمسئولی مریم موسوی منتشر می‌شود. شورای سردبیری آن هم متشکل از سید هدایت جلیلی، امیر یوسفی و پژمان موسوی است.

این‌شماره از مجله مورد اشاره، گفت‌وگویی با غلامحسین امیرخانی پیشکسوت خوشنویسی کشور دارد که به‌همین‌بهانه اثری از وی را روی جلد خود چاپ کرده است. گفت‌وگو با امیرخانی درباره دیدگاه‌های وی در زمینه عرفان و شخصیت مولانا و پیوند خوشنویسی ایران با این‌مفاهیم انجام شده است. سپس بخش «حکمت» آمده که مساله تنهایی را به‌عنوان یک‌بحران و دغدغه امروزی بشر در محور قرار داده و از ابعاد مختلف به آن پرداخته است. در این‌زمینه، آموزه‌های مولانا درباره تنهایی مد نظر قرار گرفته است. در این‌بخش، مطالبی از مصطفی ملکیان، امیرعباس علی‌زمانی، تقی آزاد ارمکی، سید احمد جلیلی، غلامحسین معتمدی، مهدیه کسایی زاده، سید ماجد غروی، باقر طالبی دارابی، مهدی میناخانی، محمد قنبری، کیمیا هادی زاده و محمود دهقانی چاپ شده است.

«کارنامه» بخش بعدی این‌مجله است که در آن کارنامه علمی رینولد نیکلسون مصحح مثنوی به‌عنوان یکی از مراجع اصلی مولاناشناسی جهان مورد بررسی قرار گرفته است. محمدجعفر یاحقی، عبدالله انوار، بهاءالدین خرمشاهی، نصرالله پورجوادی، همایون همتی، جمشید کیانفر، علی اشرف صادقی و رضا اشرف زاده افرادی هستند که در این‌باره مطالبی نوشته‌اند. بخش بعدی «جستار» است که نوشته‌هایی از مهناز قانعی، امیر اکرمی، محمدنوید بازرگان، ایرج رضایی، نسرین فقیه ملک مرزبان و ابراهیم خدایار را درباره تصحیح‌ها و شرح و تفسیرهای مورد علاقه‌شان از آثار و تفکر مولانا شامل می‌شود.

در ادامه مطالب دومین شماره «نگاه آفتاب» بخش «هفت‌اقلیم» آمده که درباره ظرفیت‌های موسیقایی شعر مولانا است و نوشته‌هایی از علیرضا میرعلی‌نقی، کیخسرو پورناظری، هوشنگ جاوید و بهزاد عبدی را شامل می‌شود. درگذشت محمدرضا شجریان و کارنامه‌ هنری‌اش، بهانه‌ای برای ادامه مطالب این‌بخش مجله بوده که در آن به انتخاب‌های او از اشعار مولانا پرداخته است. در این‌زمینه هم مطالبی از مجدالدین کیوانی، شاهرخ تویسرکانی، سید ابوالحسن مختاباد و نورالدین میرفخرایی چاپ شده است.

«سنجه» عنوان بخش بعدی است که در آن تأملی بازاندیشانه در نسبت عرفان و دین نوشته اردشیر منصوری چاپ شده است. در این‌بخش علاوه بر گفت‌وگو با محمدعلی همایون کاتوزیان درباره نظام اخلاقی سعدی و مصاحبه با مهدی نصیری درباره نسبت نص‌گرایان با میراث عرفان؛ مطالبی از محمدجواد غلامرضا کاشی و شهرام صحرایی چاپ شده است.

«همسایه» عنوان بخش بعدی این‌مجله است که در آن نگاهی به مولانا و مولاناگرایی در افغانستان شده و مقالاتی از سید جمال‌الدین موسوی، سید اسحاق شجاعی، نقشبند حیدری، سید حسن اخلاق و جاوید مجددی را شامل می‌شود. سپس بخش «نقد حال» آمده که در آن پژوهشگران و نویسندگانی مانند هادی خانیکی، عبدالجبار کاکایی، محمد طلوعی و عبدالجواد موسوی درباره نسبت خود با مولانا گفته‌اند.

در بخش مقالات دومین‌شماره از مجله «نگاه آفتاب» هم این‌مطالب منتشر شده‌اند: «مرگ از نگاه مولانا» از ویلیام چیتیک، «تاریخ اجتماعی مولانا: پیشنهادی نو» اثر ابراهیم موسی پور و «زمان زایشگاه توهم» نوشته حسن فرامرزی.

در بخش «قفسه» به کتاب‌های «خمی از شراب ربانی» تألیف محمد علی موحد به قلم حسین مختاری، «طغیان خاموش مولانا و شمس (به انگلیسی)» تألیف مصطفی وزیری به قلم علیرضا رضایت؛ و «تصوف و طریقت‌ها در عصر عثمانی (به ترکی)» تألیف مصطفی کارا به قلم داوود وفایی پرداخته شده است. در ادامه همچنین مطلبی در گفت‌وگو با مریم جعفری نویسنده کتاب «هنر، خیال و زیبایی» درج شده که به بهانه چاپ این‌کتاب است. در بخش «روایت» نیز اخبار و گزارش‌های حوزۀ مولانا و مولاناپژوهی در ایران و سایر کشورهای جهان منتشر شده است.

آخرین بخش مجله «نگاه آفتاب» هم ترجمه خلاصه مطالب به سه‌زبان انگلیسی، ترکی و عربی است.

این‌مجله با قیمت ۷۰ هزار تومان روی پیشخوان مطبوعات آمده است.

منبع: خبرگزاری مهر

به مناسبت روز جهانی کتاب و کتابخوانی

به مناسبت اول آبان ماه، 22 اکتبر، روز جهانی کتاب و کتابخوانی تقدیم می‌شود:

🟢 میکده خاموش
✍️ سرودۀ مصطفی بادکوبه ای

از نگاه من “کتابخانه” “میخانۀ راستین” است.

من و ساقی و ساغر مست و مدهوش
فضای میکده خاموشِ خاموش

نه سازی و دفی، نه چنگ و نایی
نه برخیزد ز ِ نی، بانگ نوایی

نه رقص و پایکوبی نه سماعی
نه آوای درودی، نه وداعی بیشتر بخوانید

محمدرضا شجریان صدای غرور زخم‌خوردۀ یک سرزمین

صدای غرور زخم‌خوردۀ یک سرزمین

به یادِ آوازِ جاودانِ محمدرضا شجریان

ما همه می‌میریم. اما همه یک جور زندگی نمی‌کنیم. محمدرضا شجریان از دنیا رفت. دوست داشتیم بیشتر باشد. بیشتر بماند. بیشتر بخواند. ولی مرگ کاری به دوست‌داشتن‌های ما ندارد. با مرگ کاری نمی‌توان کرد. با زندگی اما بسیار کارها می‌توان کرد. از بختیاری ما بود که یکی از آن بسیار کارها را دیدیم. دیدیم که کسی در کاری چنان به مهارت و خلاقیت رسید که کارش هیچ کم نداشت. دیدیم که کسی پیش چشم ما شاهکار آفرید.

گوش سپردن به آواز ایرانی نوعی سلوک است. سلوک در لایه‌لایه‌های وجود. کسانی ایراد می‌گیرند که آواز ایرانی غمگین است. کسانی پاسخ می‌دهند آواز ایرانی شادی‌آفرین هم هست. هر دو گروه به معنایی درست می‌گویند. آواز ایرانی هم غمگین است هم شاد. هر دو گروه به معنایی درست نمی‌گویند. آواز ایرانی نه غمگین است نه شاد. نه غمِ آواز ایرانی حکایتِ افسردگی است، نه شادیِ آن بروزِ شیدایی. دل سپردن به آواز ایرانی سلوکی است روانی در جهت وارستگی. وارستگی از غم‌ها و شادی‌های روزمره. رهایی از روزمرگی. رهایی از عادت. رهایی از اضطراب. رهایی از انفعالات لجام‌گسیخته. اگر غمی در آن هست همان دولت غم است که حافظ از خدا خواسته. اگر شادی‌ای در آن هست شادی‌ای است در کنار غم چنانکه سعدی گفته. آواز ایرانی حکایت غنیمت شمردن دم است از آن گونه که خیام می‌جست و شکایت آتش همچنانکه مولوی می‌خواست. آواز ایرانی مثل دنیای فردوسی است: باشکوه و رازناک؛ آگاه به نام و ننگ در هزارتوی رازآلود زندگی و مرگ. این صورت آرمانی این آواز است، صورت کمال‌یافته‌ی آن. آواز محمد رضا شجریان چنین کمالی داشت. چنین کمالی دارد.

می‌دانم سلیقه‌ها مختلف است. آدمیان گوناگون‌اند و خواست‌ها رنگارنگ. زیبایی عالم هم در همین است. از تربیت و محیط تا بیوشیمی مغز و اعصاب همگی دخیل است در اینکه چیزی را دوست داشته باشیم و چیزی را نه. پس هیچ اصراری ندارم که باید آواز ایرانی را دوست داشت. آواز ایرانی حاجت به چنین اصراری ندارد. گمان می‌کنم کسانی که می‌توانند آن را دوست داشته باشند چندان زیاد نیستند. نیازی هم نیست زیاد باشند. مهم این است که هر کدام ما به رغم سلیقه‌های متفاوت با آشنایی درست و مؤانست با یک فرم و گونه می‌توانیم در حد خود شاهکار بودن شاهکارهای هر قالب و گونه را بفهمیم. مگر اینکه به اندازه‌ی آنها که می‌خواستند اجرای این و آن خواننده معمولی را هم‌شأن آواز شجریان جلوه بدهند اغراض سیاسی چشم و گوش‌مان را مُهر کرده باشد یا آنقدر پرت باشیم که فرق اجرای تصنیف و آواز را نفهمیم. با توسل به استعاره شاید بتوانم بگویم خیلی‌ها که آوازهای معمولی می‌خوانند آوازشان صرفاً یک خط است، با شنیدن آواز آنها که بهتر می‌خوانند با یک سطح مواجه می‌شویم، و آواز کامل یک حجم است. محمدرضا شجریان چنین حجم کاملی را خلق می کرد. این حجم کامل برای من شکوه نجیبانه‌ی بهترین نستعلیق‌نویسی‌ها را دارد، وارستگی و رهایی بهترین شکسته نستعلیق‌ها را، ظرافت و رنگارنگی بهترین کاشیکاری‌ها و نگارگری‌های ایرانی را، و وقار و طمأنینه‌ی بهترین معماری‌ها و باغ‌آرایی‌های ایران را. آن موسیقی و این هنرها که نام بردم همه محصول یک روحیه است و یک تاریخ. با همه‌ی فراز و نشیب‌ها و پست و بلندهایش. به گوش من که از نوجوانی عاشق موسیقی ایرانی شده‌ام و هم جملگی لحظه‌های حزن‌آلود زندگی‌ام و هم جملگی اوقات خوش آن را با این موسیقی و به طور خاص با آواز شجریان گذرانده‌ام این موسیقی و آن آواز خانه‌ی وجود است. همانطور که مارتین هیدگر می‌گفت زبان خانه‌ی وجود است.

زبان فقط این کلمه‌ها نیست که به کار می‌بریم، زبان همه‌ی آن چیزی است که خود را با آن بیان می‌کنیم. موسیقی کلاسیک غربی ستایش‌برانگیز است. چه کسی ممکن است ظرافت موتسارت و شکوه بتهوون و رازورزی باخ و خوف و رجای واگنر را حس نکند؟ و بسیاری دیگر و بسیاری دیگر را؟ و سرمستی انواع گونه‌گون موسیقی‌های مختلف را. ولی نمی‌توانم ادا دربیاورم. نمی‌خواهم ادا دربیاورم. در اندیشه و ادبیات و هنر آنقدر با “مدرن” بودن انس دارم که ذره‌ای احساس بدهکاری به مدرنیته نکنم. لذت بردنم از چیزهای مدرن نمایش نیست. واقعی است. پس دلیلی نمی‌بینم ادای لذت نبردن از سنت را دربیاورم. موسیقی غربی خانه‌ی من نیست. برای من هتلی است مجلل که در آن مهمانم کرده‌اند. لذت‌بخش است، اما فضای مأنوس خانه را ندارد. موسیقی ایرانی خانه‌ی وجود من است. صدای نی و سه تار و تار و سنتور و کمانچه و تنبک. و آواز محمدرضا شجریان که چنان پُر است و لبریز که بی همراهی ساز نیز هیچ کم ندارد. چنانکه در “دلشدگان” دوست‌داشتنی علی حاتمی مشاهده کرده‌ایم. هرچند همراهی ساز رنگارنگ‌تر و دل‌انگیزترش می‌کند. آواز شجریان موسیقی‌ای است کامل. لازم نبوده است او وسواس ادای کلمات را داشته باشد. چون در آوازش شعر به موسیقی بدل می‌شود. بخشی از سلوک شنیدن چنین آوازی نیز همین است: ما شعرهایی را می‌شنویم که یا از پیش حفظ‌ایم یا به لطف آواز شجریان در شنیدنهایی مکرّر آنها را از بر خواهیم شد. آواز ایرانی مانند خوشنویسی ایرانی است، همزاد کلمه و کلام. همزاد شعر. خوانایی آن با مؤانست با شعر بیشتر می‌شود. لذت کشف کلام لذتی مضاعف است. آواز شجریان استمرار کلام فارسی است. تداوم غزل است از سعدی و حافظ تا سایه و شفیعی کدکنی. پایداری شعر فارسی است با “داروگ” نیما و “زمستان” اخوان. شجریان شاعر نیست اما آوازش مأمن شعر فارسی است. تا وقتی زبان فارسی هست و شعر هست و غزل هست، تا وقتی فصاحت سعدی را می‌فهمیم، آواز شجریان ماندگار است. و چه اقبال خوشی بود که در دوره‌ای زیستیم که می‌شد صدا را با کیفیتی مطلوب ضبط کرد. حالا نه فقط آوازه‌ی محمدرضا شجریان که آوازش باقی می ماند به مثابه یادگاری در این گنبد دوّار. صدای سخن عشق. صدایی که حریم هر اهل دلی را رنگ مِهر خواهد زد، و خلوت هر اهل اندیشه‌ای را در این دیار ژرفا خواهد بخشید.

صدای شجریان موهبت بود. کمتر کسی از چنان موهبتی برخوردار است. اما این همه‌ی ماجرا نبود. آدمیزاد از زیبایی طبیعی موجود کمتر لذت می‌برد تا آن زیبایی که خود می‌سازد و می‌آفریند. محمدرضا شجریان بهره‌مند از آن نوع غرور سالم بود که فرد را بر می‌انگیزد کاری کند در خور معیارهای بلند خود. چیزی بسازد و بیافریند مطابق سلیقه‌ی والای خویش. او از هر که می‌توانست آموخت. هر چه می‌توانست کرد. همه برای اینکه در آنچه می‌آفرید، یعنی آواز ایرانی، شاهکار خلق کند. او به این مرتبه دست یافت زیرا در کنار آن موهبت خداداد، شخصیتی داشت که آن را ذره ذره تراشیده بود. محمدرضا شجریان از آن دست آدم‌ها بود که خودشان را چنان می‌سازند که ناگزیری تحسین‌شان کنی و دوست‌شان داشته باشی. جز خودشیفته‌هایی که در بن وجودشان سخت احساس حقارت می‌کنند، جز میانمایگانی که دنبال عیبی در کار دیگران می‌گردند و می‌توانند از یکبار غلط خواندن یک شعر یک عمر سخن بگویند مگر تشفّی خاطری حاصل کنند، دیگران همه از دیدن غرور سالم لذت می‌برند. حُسن را هر انسان سالمی تحسین می‌کند. شجریان این بخت را داشت که با غرور زیبایش صدای غرور زخم خورده‌ی یک سرزمین کهن اما سربلند باشد. با هوشمندی‌اش صدای مردمی باشد که سکوت‌شان همیشه سرشار از ناگفته‌هاست. سیمین بهبهانی با صلابت و سختگی تمام گفته است: ” ترکه نیستم که شوم خم کاج استوار بلندم / با من است ذات صلابت گرچه قطعه قطعه کنندم …//… بید را بگو که بلرزد باد را بگو که بتازد / ننگ بید و باد مبادم کاج استوار بلندم”. این سرزمین به لطف چنان استواران بلندی باقی مانده است و محمدرضا شجریان یکی از بلندترین ِ آن استواران در روزگار ما بود. او نه به معنای مبتذل و دم دستی و پیش پا افتاده‌ی واژه که به معنای درست کلمه “هنرمند” یک “سرزمین” بود. نماینده‌ی یک تاریخ. و چه خوب که هنرمند این سرزمین و نماینده‌ی این تاریخ شاهکار می‌آفرید. آوازهای او به‌ویژه در دو دهه‌ی نخست پس از انقلاب بی‌تردید شاهکار است. تا وقتی ایران هست و زبان فارسی هست نام محمدرضا شجریان زنده می‌ماند، با آوازهایی که بوی خاک باران‌خورده است در دل کویر.

نویسنده: محمد منصور هاشمی

منبع: کافه کاتارسیس

برگزیدگان جشنواره بین‌المللی فارابی 1398

برگزیدگان یازدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فارابی، ویژه تحقیقات علوم انسانی و علوم اسلامی، روز 27 مرداد در اختتامیه جشنواره که با حضور سورنا ستاری، معاون علمی و فناوری رییس جمهور و منصور غلامی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در سالن شهدای جهاد علمی وزارت علوم برگزار شد، معرفی و تقدیر شدند.
 
صاحبان ۱۹ اثر برگزیده داخلی (۲۰ نفر) و هفت شخصیت برگزیده خارجی در حوزه ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی از کشور‌های اندونزی، لبنان، انگلستان، ژاپن، کانادا، گرجستان و آمریکا و همچنین هشت شخصیت حقیقی و حقوقی ایرانی شامل دو تن از شخصیت‌های فقید پیشرو علوم انسانی و اسلامی و دو نفر از پیشکسوتان علوم انسانی ایران، یک نفر مترجم برتر، نظریه پرداز برجسته و انجمن علمی و نشریه علمی به عنوان برگزیدگان حائز رتبه یا شایسته تقدیر برگزیده معرفی و تقدیر شدند.
 
در بین ۱۹ اثر برگزیده داخلی، ۱۵ اثر رساله دکتری و چهار اثر کتاب بود و از لحاظ رده سنی، ۱۱ اثر در بخش بزرگسال و هشت اثر در بخش جوان برگزیده شده‌اند.
 
تقدیر از ابراهیم امینی و داریوش شایگان
در بخش ویژه جشنواره فارابی از مرحوم آیة الله ابراهیم امینی و مرحوم دکتر داریوش شایگان به عنوان شخصیت‌های پیشرو علوم انسانی و اسلامی و از دکتر منصوره اتحادیه و دکتر غلامعباس توسلی به عنوان دو پیشکسوت علوم انسانی ایران تجلیل شد.
 
در این بخش، حجت الاسلام دکتر نجف لک زایی به عنوان نظریه پرداز برجسته (به پیشنهاد هیات حمایت از کرسی های نظریه پردازی، نقد و مناظره) و عبدالله کوثری به عنوان مترجم برتر مورد تقدیر قرار گرفتند.
 
از بین نهادهای پژوهشی فعال در حوزه علوم انسانی و اسلامی هم از انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات به عنوان انجمن علمی برتر و از Journal of research in applied linguistics به عنوان فصلنامه علمی برتر تقدیر شد.
 
تقدیر از 20 برگزیده جشنواره فارابی
در بخش برگزیدگان گروه‌های علمی در گروه اخلاق، ادیان و عرفان، حسین خندق آبادی،  دانش آموخته دانشگاه ادیان و مذاهب با ارائه رساله دکتری خود با عنوان «شکاف میان معرفت اخلاقی و عمل اخلاقی نزد قاضی عبدالجبار و ابوحامد غزالی» در سطح بزرگسال و سید مرتضی طباطبائی، دانش آموخته دانشگاه اصفهان با ارائه رساله دکتری خود با عنوان «اصول اخلاقی کاربری تکنولوژی مدرن: الگویی تلفیقی براساس مکاتب وظیفه گرا، پیامدگرا و فضیلت گرا» در سطح جوان، شایسته تقدیر شناخته شدند.
 
در گروه تاریخ، جغرافیا و باستان شناسی هم الهه محبوب فریمانی، دانش آموخته دانشگاه پیام نور (مرکز تحصیلات تکمیلی تهران) با ارائه رساله دکتری خود با عنوان «بررسی دفاتر مالی عصر صفوی (مطالعه موردی دفاتر توجیهات آستان قدس رضوی)» به عنوان برگزیده دوم سطح بزرگسال و اسماعیل همتی ازندریانی دانش آموخته دانشگاه بوعلی سینا با ارائه رساله دکتری خود با عنوان « بررسی و تحلیل مجموعه معماری دستکند ارزانفود – همدان» به عنوان برگزیده اول بخش جوان یازدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فارابی معرفی و تقدیر شد.
 
در گروه حقوق در سطح بزرگسال هیچ اثری به عنوان برگزیده یا شایسته تقدیر شناخته نشد و در سطح جوان، فاطمه فتح پور، دانش آموخته دانشگاه شهید بهشتی با ارائه رساله خود با عنوان «مقابله با تروریسم در پرتو دکترین امنیت انسانی» موفق به کسب عنوان برگزیده سوم شد.
 
در گروه زبان، ادبیات و زبان شناسی، دکتر وحید صادقی به دلیل تالیف کتاب «ساخت نوایی زبان فارسی – تکیه واژگانی و آهنگ» چاپ سازمان سمت در بخش بزرگسال به عنوان برگزیده رتبه دوم، معرفی و قدرت الله ضرونی، دانش آموخته دانشگاه شهید چمران اهواز به دلیل رساله دکتری اش با عنوان «بوطیقای غزل نو: جریان شناسی و تحلیل مولفه های آن» در سطح جوان، شایسته تقدیر شناخته شد.
 
در گروه علوم اجتماعی و علوم ارتباطات یازدهمین دوره جشنواره فارابی نیز که برگزیده یا شایسته تقدیری در سطح جوان نداشت، میثم اهرابیان صدر، دانش آموخته دانشگاه شهید بهشتی با ارائه رساله دکتری اش با عنوان «موردپژوهی نابرابری فضایی و مناسبات اجتماعی مرتبط با آن در شهر تهران از 1250 تا 1357) به عنوان شایسته تقدیر در سطح بزرگسال معرفی و تقدیر شد.
 
در گروه علوم تربیتی، روان‌شناسی و علوم ورزشی که بیشترین آثار واصله به دبیرخانه جشنواره را داشت در سطح بزرگسال، دکتر مسعود جان بزرگی و آیت الله سید محمد غروی با تالیف کتاب «اصول درمانگری و مشاوره با رویکرد اسلامی» از انتشارات پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و سازمان سمت به عنوان شایسته تقدیر معرفی شدند و در سطح جوان هم هیچ اثری برگزیده یا شایسته تقدیر شناخته نشد.  
 
در گروه علوم سیاسی، روابط بین الملل و مطالعات منطقه ای، دکتر عباس منوچهری باغبادرانی با ارائه کتاب «فراسوی رنج و رویا؛ روایتی دلالتی – پارادایمی از تفکر سیاسی» به عنوان برگزیده سوم در سطح بزرگسال و علی اسمعیلی اردکانی، دانش آموخته دانشگاه علامه طباطبائی با ارائه رساله خود با عنوان «دیالکتیک مفهوم و واقعیت؛ مساله مهاجرت و تحول مفهوم آن در اتحادیه اروپائی 2008 -0 2016» به عنوان شایسته تقدیر در سطح جوان معرفی و تقدیر شدند.
 
در گروه علوم قرآنی، تفسیر و حدیث نیز سید محمدعلی طباطبائی، دانش آموخته دانشگاه تهران با ارائه رساله دکتری اش با عنوان «بررسی زمینه های تاریخی اعتقاد به تحریف تورات و انجیل در میان مسلمانان نخستین» به عنوان برگزیده دوم سطح بزرگسال تقدیر شد و زهرا کلباسی اشتری، دانش آموخته دکتری دانشگاه اصفهان هم با ارائه رساله دکتری خود با عنوان «نظریه نزول پیوسته آیات در سوره های قرآن کریم» در سطح جوان، شایسته تقدیر شناخته شد.
 
در گروه فلسفه، منطق و کلام نیز در سطح بزرگسال، سید جمال الدین میرشرف الدین، دانش آموخته دانشگاه تهران با ارائه رساله دکتری اش با عنوان «دانایی عملی در اندیشه ارسطویی (پیش درآمدی بر فلسفه عملی بر بنیاد فرونسیس ارسطویی) » و در سطح جوان، مصطفی زالی، دانش آموخته دانشگاه تهران با ارائه رساله دکتری خود با عنوان «ضرورت و امکان تبیین امر مطلق در فلسفه هگل» به عنوان حائز رتبه دوم شناخته شدند.
 
در گروه فناوری اطلاعات، اطلاع رسانی و کتابداری در سطح بزرگسال، دکتر حبیب الله عظیمی با ارائه کتاب «نسخه نامه: کانون های استنساخ، عناصر نسخه شناسی، رویه های فهرست نویسی، شناخت جعل و اصالت نسخه ها» (بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی) شایسته تقدیر شناخته شد و در سطح جوان هیچ اثری برگزیده یا شایسته تقدیر شناخته نشد.
 
 گروه مطالعات هنر و زیبایی شناسی هم اثر برگزیده یا شایسته تقدیری در سطح جوان نداشت در سطح بزرگسال، سیده مریم ایزدی دهکردی، دانش آموخته دانشگاه ادیان و مذاهب با ارائه رساله دکتری اش با عنوان «خاستگاه و آداب معنوی صنایع و هنر در فتوت نامه های ایرانی اسلامی» شایسته تقدیر شناخته شد. 
 
در گروه مطالعات میان رشته ای هم در سطح بزرگسال، محمود زمانی، دانش آموخته دانشگاه تهران با ارائه رساله دکتری با عنوان «تحلیل اقتصادی اصول اخلاقی در حقوق قراردادها» شایسته تقدیر و در سطح جوان، پریا پارسا، دانش آموخته دانشگاه هنر اسلامی تبریز  با ارائه رساله دکتری با عنوان «تبیین الگوی شهر مربی کودک از منظر اندیشه اسلامی» برگزیده حائز رتبه سوم معرفی شد.
 
داوران یازدهمین دوره جشنواره بین المللی فارابی در گروه علوم اقتصادی، مدیریت و علوم مالی، گروه فقه و اصول و گروه مطالعات انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره) اثری را حائز شرایط کسب عنوان برگزیده یا شایسته تقدیر ندانستند.
 
 در بخش بین‌الملل یازدهمین دوره جشنواره فارابی هم جیمز وینستون موریس از آمریکا، لیندا کلارک از کانادا، حیدر باقر از اندونزی و علی مهدی زیتون از لبنان به دلیل جمیع اثارشان در حوزه اسلام‌شناسی و نوبوآکی کندو از ژاپن، سوزان روف از انگلستان و گریگول برادزه از گرجستان به دلیل جمیع آثارشان در حوزه ایران‌شناسی به عنوان برگزیدگان جشنواره معرفی و تقدیر شدند.

منبع: سایت جشنواره فارابی

رازهای روابط برخی مسلمانان با آلمان نازی

دنیای اسلام و جنگ آلمان نازی کتابی است که سال ۹۸ توسط نشر ثالث روانه بازار نشر شد (برای خرید کتاب اینجا را کلیک کنید). این کتاب نوشته دیوید معتدل و با ترجمه ایرج معتدل منتشر شده است و نگاهی به کنش آلمان نازی در مواجهه با مسلمانان دارد، هنگامی که در نیمه دوم جنگ دوم جهانی به سرزمین‌های اسلامی وارد شدند و در این مواجهه شروع به تبلیغات وسیعی برای جلب نظر مسلمانان کردند. دیوید معتدل در این کتاب به خوبی فعالیت‌های آلمانها را در جهت جذب مسلمان‌ها با جزئیات به قلم آورده است. عکس رو و پشت جلد کتاب مخاطب را با تصویری مواجه می‌سازد از لشکر اس اس که در حال برگزاری نماز جماعت هستند، عکسی که در وهله اول تعجب برانگیز است و این پرسش را به ذهن می‌آورد که این همه مسلمان در لشکر اِس اِس چه می‌کردند. برای روشن‌تر شدن هرچه بیش‌تر ماجرای این کتاب به سراغ مهدی تدینی، مترجم و پژوهشگر حوزه آلمان نازی رفتیم. حاصل این گفت‌‌وگو را به نقل از سایت انتخاب در پی می‌خوانید:

مهدی تدینی مترجم و پژوهشگر تاریخ: رابطه حزب نازی به عنوان یک قدرت را با مسلمان‌ها می‌توان از جنبه‌های مختلف مورد بررسی قرار داد؛ یک مسئله اساسی این است که حزب نازی یک پدیده تاریخی است، یعنی دیگر وجود ندارد. مثل حزب کمونیسم که اکنون دیگر یک پدیده تاریخی است، و جز به صورت نقطه‌ای در نقاطی از جهان، دیگر وجود ندارد، حتی این نقاط موجود مانند چین یا کوبا در تعریف کلاسیک از کمونیسم نمی‌گنجند؛ چون آن نظام کمونیستی که وجوه اقتصادی تعریف‌شده‌ای داشت، دیگر عملا در این کشورها وجود ندارد (با تنها استثنا که کرۀ شمالی است).

پیش از هر نکته دیگری به نظر می‌رسد در وهله اول، عکس روی جلد توجه مخاطب را به خود جلب می‌کند، در این باره توضیح می‌دهید؟

این عکس تصویری است از نماز جمعه لشکر خنجر، لشکری کوهستانی از مسلمانان بوسنی و زیرمجموعه اس اس که بسیار هم ترسناک و خشن بود. اولین بار بود که لشکری با این شکل کاملا مسلمان – غیرمسلمان‌ها در میان آن‌ها اندک بودند – در میان نیروهای آلمانی انسجام یافته بود.

 

اصلا چه شد که سر و کار نازی‌ها در نیمه دوم جنگ جهانی به مسلمانان افتاد؟

رابطه حزب نازی به عنوان یک قدرت را با مسلمان‌ها می‌توان از جنبه‌های مختلف مورد بررسی قرار داد؛ یک مسئله اساسی این است که حزب نازی یک پدیده تاریخی است، یعنی دیگر وجود ندارد. مثل حزب کمونیسم که اکنون دیگر یک پدیده تاریخی است، و جز به صورت نقطه‌ای در نقاطی از جهان، دیگر وجود ندارد، حتی این نقاط موجود مانند چین یا کوبا در تعریف کلاسیک از کمونیسم نمی‌گنجند؛ چون آن نظام کمونیستی که وجوه اقتصادی تعریف‌شده‌ای داشت، دیگر عملا در این کشورها وجود ندارد (با تنها استثنا که کرۀ شمالی است). ناسیونال‌سوسیالیسم (نازیسم) نیز پدیده‌ای تاریخی است، به همین خاطر هم آن‌چه در رابطه با سایر نظام‌های برقرار رخ می‌دهد و بسیار عادی جلوه می‌کند، در رابطه با نظام‌هایی چون ناسیونال‌سوسیالیسم که به تاریخ پیوسته‌اند، شاید غیرعادی به نظر برسد. مثلا برای ما بسیار عادی است که در جنگ یا درگیری‌ای سیاسی، بین آمریکا با مسلمان‌ها اتحادی شکل بگیرد، مثل جنگیدن بخشی از مسلمان‌ها در کنار آمریکایی‌ها علیه داعش. مواردی از این دست چون هنوز به تاریخ نپیوسته‌اند، عادی جلوه می‌کنند.

به همین ترتیب آلمان نازی هم در بستر تاریخی خود به عنوان یک قدرت جهانی با همه بازیگرانی که می‌توانستند در پیشبرد اهدافش ایفای نقش کنند ارتباط و اتحاد برقرار می‌کرده است، از جمله مسلمان‌ها.

 

چه شد که آلمانی‌ها با مسلمان‌‌ها همراه یا هم‌سنگر شدند؟ بیشتر بخوانید

این جا یک سایت کتاب فروشی نیست.

هدف اول و غیر انتفاعی ما معرفی بهترین ها در میان انبوه آثار است.
در عین حال امکان خرید هم دارید.

در حال بارگذاری
تمام حقوق برای وب سايت آثار برتر محفوظ است. © 1387 - ۱۴۰۰
پياده سازی قالب توسط شرکت پرتونگار