جلد چهارم دانشنامه تهران منتشر شد

دانشنامۀ «تهران بزرگ» در ایستگاه چهارم

جلد چهارم دانشنامۀ «تهران بزرگ» مختص جلد دوم شهر تهران و در بر گیرندۀ سراسر مناطق ۱۱.۱۲، ۱۳ و ۱۴ و بخش‌هایی از مناطق ۲.۶، ۷.۸ و ۱۰ شهرداری تهران که در واقع منطبق با زمین‌‎های حدفاصل حصار و خندق تهران عهد ناصری با روستاهای پیرامون آن است، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی و با ویراستاری علمی علی همدانی منتشر شد. 

دانشنامۀ تهران بزرگ به‌منظور تدوین مرجعی موثق و ناظر بر همۀ جنبه‌های حیات مادی و معنوی تهران بزرگ طراحی شده است که شامل موضوعات گوناگون از جنبه‌های حیات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تهران بزرگ، به‌ویژه در ۲۰۰ سال گذشته ازجمله مواضع و عوارض جغرافیایی مانند کوه‌ها، دره‌ها، دشت‌ها، رودخانه‌ها، چشمه‌ها و آبگیرها؛ آثار و بناهای تاریخی؛ تاریخچۀ محله‌ها و خیابان‌های قدیمی و فضاهای شهری؛ باغ‌ها؛ قنات‌ها؛ آب‌انبارها؛ سقاخانه‌ها؛ رویدادهای تاریخی؛ شخصیت‌های علمی، فرهنگی، دینی، سیاسی و ورزشی؛ نهادها و سازمان‌ها؛ بیمارستان‌ها؛ مدرسه‌ها؛ دانشگاه‌ها؛ سینماها؛ موزه‌ها؛ نگارخانه‌ها؛ انجمن‌ها؛ کتابخانه‌ها؛ ورزشگاه‌ها؛ زورخانه‌ها؛ نشریات و چاپخانه‌های قدیمی؛ بزرگراه‌ها؛ بوستان‌ها و فضاهای سبز؛ مسجدها؛ تکیه‌ها؛ امامزاده‌ها؛ گورستان‌ها؛ کلیساها؛ کنیسه‌ها؛ آتشکده‌ها و دیگر پرستشگاه‌های غیرمسلمانان؛ و آداب و رسوم و فرهنگ عامه است. 

این مجلّد حاوی ۳۰۴ مدخل است که با مدخل «امامزاده زیدی» آغاز می‌شود و با مدخل «بیرون دروازۀ شاهزاده عبدالعظیم» پایان می‌یابد که شامل عناوین زیر است: امامزاده زیدی؛ امامزاده عبدالله؛ امامزاده عبدالله، کتابخانه؛ امامزاده عبدالله و زید؛ امامزاده معصوم؛ امامزاده یحیی، آب‌انبار؛ امامزاده یحیی، چنار؛ امامزاده یحیی، گذر؛ امامزاده یحیی، گورستان؛ امامزاده یحیی [و محمد]، بقعه؛ امام زمان (ع)، مسجد؛ امامی، سید حسن*؛ امامی، سید محمد*؛ امجدیه؛ امجدیه، ورزشگاه*؛ ام‌المدارس، مدرسۀ دخترانۀ ملی؛ امید؛ امیدوار تهرانی؛ امیدی تهرانی؛ امیر، سرا و بازار امیرآباد؛ امیراتابکی؛ امیراعلم، بیمارستان؛ امیراکرم، سه‌راه؛ امیربهادر*؛ امیربهادر، پل؛ امیربهادر، عمارت؛ امیرجاهد؛ امیرخسرو افشار، خانه؛ امیرسلیمانی، امیرمصطفی؛ امیرسلیمانی، توران؛ امیرسلیمانی، حسینیه؛ امیرسلیمانی، کوشک؛ امیرصحّی؛ امیرقاسمی؛ امیرکبیر، دانشگاه صنعتی؛ امیرکبیر، گنجینۀ بنیاد؛ امیرکبیر، مؤسسۀ انتشارات؛ امیرهوشنگ ابتهاج، خانه؛ امیری فیروزکوهی؛ امیریه؛ امین‌احمد رازی؛ امین‌حضور؛ امین‌حضور، خیابان و سه‌راه*؛ امین‌دربار، حمام؛ امین‌الدوله؛ امین‌الدوله، پارک؛ امین‌الدوله، عمارت؛ امین‌الدوله، کوچه؛ امین‌الدوله، کوچه؛ امین‌الدوله، مسجد*؛ امین‌الدوله، مسجد؛ امین‌السرور، کوچه؛ امین‌السلطان؛ امین‌السلطان، پارک؛ امین‌السلطان، تیمچه؛ امین‌السلطان، خانه؛ امین‌السلطان، خیابان؛ امین‌السلطان، مسجد؛ امین‌السلطان، میدان؛ امین الضرب؛ امین‌الضرب اول، خانه؛ امین‌الضرب دوم، خانه – باغ؛ امین‌لشکر، کوچه؛ امین‌الملک؛ امین‌الملک، بازار/ دالان؛ امین‌الملک، تیمچه*؛ امینه‌اقدس، تیمچه؛ امینی، علی؛ امینی، فخرالدوله؛ امینی، نصرت‌الله؛ انبار؛ انبار نفت؛ انتشار، شرکت سهامی؛ انتصاریه، دبستان؛ انتظامی؛ انتقال خون ایران، سازمان؛ انتقال خون وصال، ساختمان؛ انجمن بلدیه*؛ انجمن حجتیۀ سادات اخوی*؛ انجمن قدس، تذکره؛ انجیلی، کلیسا؛ اندیشه؛ اندیشه، فرهنگ‌سرا؛ اندیشۀ دن بسکو، آموزشگاه؛ اندیشه‌سرای کوثر، کتابخانه؛ انرژی اتمی تهران، گسل؛ انستیتو پاستور ایران؛ انصاری؛ انصاری، حمام؛ انقلاب، فرهنگ‌سرا؛ انگل‌شناسی ایران، موزه؛ انگلیس، باغ و سفارت؛ انوار؛ انوشیروان دادگر، دبیرستان؛ انیس‌الدوله، خانۀ تاریخی؛ اورژانس تهران؛ اورنگ، عبدالحسین؛ اوشانا؛ اهل بن علی (ع)، امامزاده؛ ایپکیان (ایپگیان)؛ ایران، خیابان؛ ایران، سینما؛ ایران آزاد، روزنامه؛ ایران باستان، موزه*؛ ایران بت‌ئیل، مدرسه؛ ایران‌خودرو، کارخانه؛ ایران‌الدوله؛ ایران‌شناسی فرانسۀ ایران، انجمن؛ ایرانشهر؛ ایرانشهر، تماشاخانه؛ ایرانشهر، هتل؛ ایران نو؛ ایران و آمریکا، انجمن روابط؛ ایرج، دبستان؛ ایرج میرزا؛ ایروانی، مصطفی؛ ایروانی، محمدرحیم؛ ایروانی ]آیت‌اللٰه[، خانۀ فرهنگ؛ ایلچی، باغ؛ ایلچی، مدرسه*؛ ایلچی، مسجد*؛ ایلخانی، باغ؛ ایوانف*؛ بابا شمل؛ بابا شیخ؛ بابا صفرعلی، چهارراه؛ بابا صفرعلی، کوچه؛ بابا طاهر، هتل؛ بابایف، مسجد*؛ باب‌الحق، مسجد؛ بابلا، آشوربانیپال؛ باب همایون، حمام؛ باب همایون، خیابان*؛ باب همایون، دروازه؛ باجمانلوها؛ بادبادک‌بازی؛ بادگیر، عمارت؛ بازار؛ بازارچه؛ بازارچۀ صندوقدار، گذر*؛ بازارهای ادواری؛ بازرگانان، بیمارستان؛ بازرگانی، مدرسۀ عالی؛ بازیرگیان؛ باشگاه افسران؛ باشگاه نفت؛ باغ آذری؛ باغ امین؛ باغ امین‌حضور؛ باغ ایلچی، چهارراه و گذر؛ باغ ایلخانی، خیابان*؛ باغ پسته بیک؛ باغ پسته بیک، کوچه؛ باغ پشته؛ باغ جناب ظهیرالدوله، محله؛ باغ جنت، خیابان؛ باغچالی، گود؛ باغ خسرو خان؛ باغ‌دره؛ باغ سپهسالار؛ باغ سردار؛ باغ سردار، خیابان و کوچه؛ باغِ شاه؛ باغ صبا؛ باغ صبا، کنیسه؛ باغ ظهیرالدوله، خیابان؛ باغ فیض؛ باغ گیاه‌شناسی ملی ایران؛ باغ مروی*؛ باغ معیرالممالک، خیابان؛ باغ ملی*؛ باغ ملی، دروازه و سردر*؛ باغ نظام‌الدوله، گذار؛ باغ نظامیه، خیابان؛ باغ نگارستان*؛ باغ نگارستان، جلوخان؛ باغ والی، کوچه‌ها؛ باغ وحش؛ باغ وحش تهران؛ باقرزاده، چاپخانه؛ باقری، بزرگراه؛ باکری، بزرگراه؛ بالان؛ بالان، حسینیه؛ بامداد، بدرالملوک؛ بامداد، پروین؛ بامداد روشن؛ بامیه‌فروش؛ بانک سپه، ساختمان شعبۀ مرکزی؛ بانک سپه، موزۀ سکه؛ بانک کار، ساختمان؛ بانک مسکن، ساختمان شعبۀ مرکزی*؛ بانک ملّی ایران، باشگاه ورزشی؛ بانک ملی ایران، برج آب؛ بانک ملّی ایران، بهداری و بیمارستان؛ بانک ملّی ایران، زورخانه؛ بانک ملّی ایران، ساختمان شعبۀ بازار؛ بانک ملّی ایران، ساختمان شعبۀ دانشگاه؛ بانک ملّی ایران، ساختمان صندوق پس‌انداز؛ بانک ملّی ایران، شرکت چاپ و نشر؛ بانک ملی ایران، موزه*؛ بانوان ارمنی، انجمن؛ بانوان ارمنی تهران، انجمن خیریه؛ بانوان دوستدار کلیسا، انجمن؛ باهر، بیمارستان؛ باهنر، مسجد*؛ بخارست، برج؛ بدریه، دبیرستان؛ برادران خادم، مجموعۀ ورزشی؛ برادوی، سینما*؛ بربریها؛ بربریها، تکیه؛ برج نوش؛ برزگر؛ برزین؛ برزین، نقشه؛ برسابه، کودکستان؛ برغانی؛ برق؛ برق، روزنامه؛ برق آلستوم؛ برق امین‌الضرب، کارخانه؛ برق ژاله، کارخانه؛ برلن، کوچه؛ برلیان، سینما؛ برلیان، عمارت؛ بروجردی، سید ریحان‌الله؛ بروجردی، شیخ عبدالرحیم؛ بروجردی، شیخ علی‌اصغر؛ بروجردی، ملا علی‌اکبر؛ بروخیم، چاپخانه و کتابخانه؛ برومند؛ برهان؛ برهانیه، مسجد، مدرسه و آب انبار*؛ بریانک؛ بزازها، بازار؛ بزازها، مسجد و مدرسه*؛ بزرگراه محمدعلی جناح، گسل؛ بزرگِ علوی؛ بزرگِ لشگری؛ بزرگ نوری (میرزا)، خانۀ؛ بزم‌آور؛ بستنی‌فروش، شغل؛ بست و بست‌نشینی؛ بسیج، بزرگراه؛ بسیج، بوستان؛ بعثت، بوستان؛ بعثت (نیروی هوایی)، بیمارستان؛ بعثت، شهرک؛ بغایری؛ بقچه‌گردانک؛ بلّا، کارخانه؛ بلاغی؛ بلدیه*؛ بلورسازی؛ بلورسازی، کارخانه؛ بلورفروش؛ بلوکی‌فر؛ بنات ایتام، مدرسه؛ بنات زهراویه؛ بنان؛ بند عیش، قله؛ بنک، قله؛ بنگاه ترجمه و نشر کتاب؛ بنی‌اعتماد؛ بوتان، باشگاه ورزشی؛ بوتان، گروه صنعتی (سهامی عام)؛ بوذرجمهری، خیابان*؛ بوذرجمهری؛ بوسفور، چاپخانه؛ بوعلی، بیمارستان؛ بویس، آرثر کلیفتن؛ بویس، آنی وودمن استاکینگ؛ بهار؛ بهاران؛ بهاران، بوستان؛ بهاران (اقوام)، فرهنگ‌سرا؛ بهارستان، باغ و عمارت؛ بهارستان، میدان؛ بهارلو، بیمارستان؛ بهاری، شیخ اسماعیل؛ بهاری، علی‌اصغر؛ بهبهانی، سید اسماعیل؛ بهبهانی، سید محمد؛ بهبهانی، سیمین؛ بهبهانی، مسجد*؛ بهجت‌آباد؛ بهجت‌آباد، قریه؛ بهجت‌آباد، قنات؛ بهرام یگانگی، درمانگاه؛ بهرامی؛ بهرامی، بیمارستان؛ بهزاد؛ بهشت زهرا؛ بهمن، بوستان؛ بهمن، سینما؛ بهمن، فرهنگ‌سرا؛ بهمنی؛ بهنوش ایران، شرکت؛ بی‌بی خانم استرابادی؛ بی‌بی زرین‌قمر، امامزاده؛ بیرون دروازه دولاب؛ بیرون دروازۀ شاهزاده عبدالعظیم. 

جلد چهارم دانشنامۀ «تهران بزرگ» زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی و با ویراستاری علمی علی همدانی در ۵۷۶ صفحه، در قطع رحلی، با شمارگان ۱۵۰۰ نسخه و به‌‎بهای یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان انتشار یافته است.

 منبع: https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1793052

جنبش ایرانی نقد دائرةالمعارف قرآن (لیدن)

مهروش، فرهنگ، “نارسایی نقد متکلمان: بررسی پژوهش‌های ایرانی نقد دائرةالمعارف لیدن”، نقدنامۀ علوم انسانی، شمارۀ 7، شهریور 1404ش، ص 143 به‌بعد.

مقالهٔ من با عنوان “جنبش ایرانی نقد دائرةالمعارف قرآن لیدن” که البته با نام “نارسایی نقد متکلمان…” انتشار یافته است به بررسی جریان انتقادی گسترده‌ای می‌پردازد که از دههٔ ۱۳۸۰ش در ایران در واکنش به انتشار دائرةالمعارف قرآن لیدن شکل گرفت؛ دانشنامه‌ای پنج‌جلدی که زیر نظر جین دِمَن مَک‌آولیف و سپس یوهانا پینک و با هم‌کاریِ پژوهشگران غربی تألیف گشت و خیلی زود در سطح جهانی منبعی مهم برای استفادۀ قرآن‌پژوهان شد.

من در این مقاله با مرور نزدیک به ۱۴۰ نقد منتشرشده در مجلات علمی ایران کوشیده‌ام خاستگاه ناقدان، روی‌کرد و روش ایشان، و هم‌چنین پی‌آمدهای این جنبش نقد کتاب را تحلیل کنم. این مقاله درواقع نقدی است بر نقدها. قرار است نشان دهد چه‌گونه یک حرکت علمیِ ظاهراً انتقادی، در دام کلیشه‌ها، ایدئولوژی و روش‌های ناکارآمد گرفتار آمد و از هدفی که برای یک‌چنین مشارکت علمی‌ای انتظار می‌رود ــ‌یعنی توسعهٔ دانایی و گفت‌وگوی علمی‌ــ بازماند.

چنان‌که در این مقاله نیز به‌تفصیل بازگفته‌ام، نخستین رویارویی‌های ایرانیان با این دائرةالمعارف عمدتاً در قالب معرفی و گزارش بود. به‌تدریج و با آشناشدن طیف بیش‌تری از حوزویان و دانشگاهیان با محتوای آن نگارش نقدها جدی‌تر شد. یکی از دغدغه‌های اولیه و مکرر ناقدان کم‌توجهی یا بی‌توجهی مؤلفان غربی به منابع و دیدگاه‌های شیعی و نیز مشارکت نداشتن پژوهشگران ایرانی در تألیف اثر بود. به‌تدریج این احساس غبن، جای خود را به روی‌کردی تدافعی و هویت‌جویانه در برابر اثر داد.

خیلی زود نقد این اثر با پایه‌گذاری مجلات تخصصی نقد آثار غربیان مثل مجلۀ قرآن و مستشرقان هم‌راه شد. حمایت نهادهای حوزوی و بعضاً مراجع تقلید هم سبب شد که نقدنویسی بر این دائرةالمعارف نه‌تنها تثبیت بل‌که نهادینه هم بشود. تشویق دانشجویان و طلاب به برگرفتنِ نقد مقالات دائرةالمعارف قرآن هم‌چون موضوعی برای پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها و مقالات علمی، به انبوه‌سازی این‌گونه نقدها انجامید. این جریان در بستر گسترش گفتمان علوم انسانی اسلامی در ایران نیز رشد کرد و به عرصه‌ای برای بازنمایی گفتمان سیاسی ـ دینی حاکم تبدیل شد.

در این مقاله با استناد به نمونه‌های متعدد استدلال می‌شود که روی‌کرد حاکم بر اکثر این نقدها دفاع، جدل و هویت‌جویی بوده است. شاخصه‌های روی‌کرد ناقدان را می‌شود این‌گونه برشمرد:

۱. نگاه متکلمانه و درون‌دینی: ناقدان، معیار اصلی سنجش صحت و سقم گفته‌های مؤلفان غربی را تطابق آن با فهم مشهور و باورهای کلامی شیعه قرار داده‌اند. آنها عمدتاً به جای تحلیل تاریخی یا روش‌مند، به مقایسهٔ دیدگاه نویسنده با حقائق مسلَّم از دید خود می‌پردازند. برای مثال، اگر مؤلفی بر اساس مقایسهٔ روایات اسلامی و عهدین یا دیگر منابع یهودی و مسیحی تحلیلی ارائه دهد، ناقد صرفاً با تأکید بر نادرست بودن آن تحلیل از منظر اعتقادات اسلامی ــ‌بی‌آنکه روش یا مستندات تاریخی مؤلف را به چالش بکشدــ آن را رد می‌کند.

۲. مبناگرایی و شبهه‌انگاری: از منظر معرفت‌شناختی، ناقدان دیدگاهی مبناگرایانه دارند؛ یعنی باورهای دینی‌شان را نقطهٔ آغازِ یقینی و غیرقابل‌تأمل می‌دانند و هر تحلیل جدیدی را در صورتی می‌پذیرند که با این مبانی سازگار باشد. نتیجهٔ این نگرش نیز شبهه‌انگاریِ ذاتی هر دیدگاه متفاوت است. هدف بسیاری از نقدها نه فهم یا گفت‌وگو، که دفع شبهه و هشدار به مخاطب ایرانی دربارهٔ انحراف‌زایی احتمالی مطالعات غربی است.

۳. روی‌کرد جدلی و تقابل‌جویانه: نقدها عموماً در فضایی شبیه به مناظره و مجادله شکل گرفته‌اند. نویسنده نشان می‌دهد که در بسیاری موارد، ناقدان حتی در نقل قول از مؤلفان غربی نیز دچار کاستی یا تحریف شده‌اند تا موضع مقابل را ضعیف‌تر جلوه دهند. این جدل‌گرایی مَجالِ تفاهم و هم‌دلی و بررسی عمیق و تحلیل متقابل را از بین برده است.

۴. هویت‌جویی شیعی: نقدها اغلب بازتابی از دغدغهٔ حفظ و نمایش هویت شیعی در تقابل با دیگریِ غربی و حتی گاه اهل سنت است. موفقیت مقاله‌ای از نگاه ناقدان گاه به میزان هم‌سویی آن با روایات شیعی یا حتی میزان نقل فضائلِ مورد تأکید بزرگان دین در حدیث و کلام شیعی پیوند خورده است. این نگاه، دائرةالمعارف قرآن لیدن را نه یک پروژهٔ علمی، بل‌که گاه تلاش محققان مسیحی و یهودی برای تعرض به معارف اسلامی یا حتی طرحی با اهداف استعماری بازمی‌شناساند.
در سخن از قالب کلی و روش نقدها نیز در مقاله توضیح داده می‌شود که چه‌طور به‌تدریج قالبی ثابت و کلیشه‌ای برای این نقدها شکل می‌گیرد؛ قالبی که در اکثر آن‌ها تکرار می‌شود: مقدمه‌ای تکراری دربارهٔ معرفی کلی‌گویانۀ دائرةالمعارف، ذکر زندگی‌نامهٔ مختصر مؤلف، ترجمه یا تلخیص مقالهٔ اصلی، ذکر کلی‌گویی‌هایی دربارهٔ نقاط قوت مقاله (مانند دیدن منابع فراوان)، و سپس نقد مبسوط بر اساس منابع شیعی و کلام اسلامی. این قالب ثابت خود نشان‌دهندهٔ نبود تنوع روش‌شناختی و تک‌صدایی در این جریانِ نقدنویسی است.

کاستی‌های روش‌شناختی و علمی نقدها نیز به‌تفصیل یاد می‌شوند. مثلاً، از این سخن می‌رود که ناآشنایی با علوم انسانی و روش‌های نوین یک آسیب جدی نقدها است: ناقدان عمدتاً از روش‌هایی مانند تاریخ‌نگاری انتقادی، زبان‌شناسی تاریخی، تحلیل گفتمان یا انسان‌شناسی بی‌بهره اند. برای نمونه، در نقد نظریه‌های مربوط به ساختار خانواده در عصر نزول، به جای بررسی انسان‌شناختی، به تفسیرهایی متوسل می‌شوند که مدت‌ها پس از عصر نزول در جهان اسلام پدید آمده‌اند.

برخورد ساده‌انگارانه و جزئی‌نگر هم یک اشکال روش‌شناختی مهم دیگر است: نقدها معمولاً یک مقاله را مستقل از مجموعه‌آثار و منظومهٔ فکری مؤلف بررسی می‌کنند و به اهداف، روش کلی یا بافتار پژوهش او توجهی ندارند. در مستندسازی مدعیات هم ضعف بسیار دیده می‌شود و حتی گاه از حداقل‌های دقت علمی نیز خبری نیست: استفاده از منابع دست‌دوم و دم‌دستی (مانند کتاب‌های درسی معاصر)، ارجاع نادرست، تکرار مکررات و حتی اشتباهات لفظی در نقل نام‌ها و مفاهیم از مشکلات رایج است. اشکال مهم دیگر نیز تکراری و غیرمولد بودن این مقالات است: بسیاری از نقدها صرفاً تکرار گفته‌های پیشین با مثال‌های جدید هستند و به تولید دانش جدید یا توسعۀ افق‌های پژوهشی نمی‌انجامند. گاه نقدهای متعددی بر یک مقاله دیده می‌شود که هیچ کدام نیز حاوی ایده‌ای نو نیستند.

این‌گونه، جنبش نقد دائرةالمعارف قرآن لیدن در ایران، اگرچه حجم عظیمی از تولیدات مکتوب را به‌هم‌راه داشته، بخش مهمی از پروژه‌های دانشگاهی و حوزوی را به خود اختصاص داده، و به صدور مدارک دانشگاهی برای افراد متعددی انجامیده، هرگز در عمل نتوانسته است به گفت‌وگویی علمی و سازنده و بینافرهنگی با مطالعات قرآنی در سطح جهان تبدیل شود. غلبهٔ تامّ روی‌کرد کلامی، تدافعی و هویت‌محور باعث شده است ناقدان در دایرهٔ بستهٔ گفتمان درون‌دینی درمانند و از معیارهای پذیرفته‌شدهٔ علمی در نقد بینافرهنگی دور مانند.

این جریان بیش از آن‌که به نقادی روش‌مند و فهم عمیق‌تر اثر بینجامد، به بازتولید دیالکتیک خودی و غیرخودی و تثبیتِ گفتمان سنتی درون ایران انجامیده است. ازآن‌سو، شناخت واقعی چنین آثاری نیازمند تحلیل سیاست‌های دانش‌نامه‌نویسی، گزینش مدخل‌ها، تحول درونی اثر و نسبت آن با دیگر پژوهش‌ها است؛ امری که در نقدهای موجود کم‌ترین توجهی به آن دیده نمی‌شود.

فراخوان نهمین دوره جایزه ابوالحسن نجفی

به منظور پاسداشت یاد ابوالحسن نجفی در عرصه ترجمه و تشویق مترجمان در اعتلای زبان فارسی، مرکز فرهنگی شهر کتاب مراسم نهمین دوره این جایزه را بهمن ماه امسال برگزار و از بهترین ترجمه‌ رمان و مجموعه داستان کوتاهی که سال۱۴۰۳ منتشر شده، با اهدای جایزه و نشان ابوالحسن نجفی تقدیر می‌کند.
بیشتر بخوانید

برگزیدگان کتاب سال مهندس بازرگان

🔹 مراسم سومین دوره «جایزه کتاب سال مهندس مهدی بازرگان» برگزار شد. در این مراسم که از سوی بنیاد فرهنگی مهندس مهدی_بازرگان برگزار شد، برگزیدگان سومین دوره جایزه کتاب سال آن مرحوم اعلام شدند و مورد تقدیر قرار گرفتند.

🔹در سومین دوره از این جایزه کتاب آثار منتشرشده در دو حوزه «روشنفکری دینی»، «اصلاح فرهنگ استبدادی و بسط دموکراسی»، که چاپ اول آنها ۱۴۰۲ بوده، مورد داوری قرار گرفتند.

بیشتر بخوانید

تاریخ بر دوش یک نفر: رشدیه

درباره معلمی بازنشسته_ رضا باقریان موحد_ و احضار روح میرزا حسن رشدیه
مهدی سلیمانیه

۱
بعضی کارها را تنها می‌شود پیش‌ برد. اما بعضی کارهای دیگر، چنان مفصل‌اند که قاعدتاً باید یک تیم انجام‌شان بدهد. یک “نهاد”. حالا وقتی شرایط دورانی ما در ایران پساانقلاب، تیم و نهادی برای انجام آن کارهای بزرگ باقی نگذاشته، چه باید کرد؟ دست روی دست گذاشت؟ تنها غصه خورد؟ تنها در جهان سیاست، به دنبال تغییرات بزرگ گشت؟

بعضی آدم‌ها اما این پاسخ را کافی نمی‌دانند. دست به “کار” می‌شوند. یک تنه، با صرف عمر و داشته و نداشته‌شان، لحظه‌هایشان را به ماه و سال و سال‌ها، وقف کاری بزرگ می‌کنند. من پیش‌تر،‌ نام‌شان را “نفر-نهادها” گذاشته‌ام. بیشتر بخوانید

به مناسبت روز ملی فردوسی

گزارشی از ترجمه‌ عربی شاهنامه

البته فردوسی بین تودۀ متوسط عرب‌ با گرایشات ملی طبعا به دلیل زبان تندش نسبت به تازیان محبوب که هیچ بلکه منفور هست، و او را از شعوبیۀ تندرو و از رافضیان متعصب می‌دانند و همان دو بیت شاید الحاقی شاهد آنهاست:

زشیر شتر خوردن و سوسمار            عرب را به جایی رسیده ست کار

که فر کیانی کند آرزو                     تفو بر تو ای چرخ گردون تفو

را از اغلب عرب‌ها با ترجمه زیر می‌توانید بشنوید:

مِن شُرب لَبَن الابل وأكل الضب بلغ العرب مبلغاً أن يطمحوا في تاج الملك؟  فتباً لك أيها الزمان وسُحقاً

اما بین اهالی فرهنگ و دانشگاهیان عرب زبان، فردوسی جایگاه ویژه‌ای دارد؛

من نخست به یک اشتباه رایجی اشاره کنم که بسیاری گمان می‌کنند که با هزاره‌ فردوسی در سال ۱۳۱۳ش در تهران و توس بود که جامعه‌ عرب با شاهنامه آشنا شد. این ادعایی کاملا پوچ و بی‌اساس است.

بیشتر بخوانید

تصحیح و ترجمه‌ انگلیسی نهج‌البلاغه

نهج‌البلاغه گردآوری خطبه‌ها، نامه‌ها و سخنان علی‌بن‌ابی‌طالب (م. ۴۰ ه.ق) است که شریف رضی (متوفی ۴۰۶ ه.ق) آن را تدوین کرد و بیش از هزار سال است که پیوسته به عنوان شاهکار ادبیات عرب و حکمت اسلامی، با اشتیاق خوانده و حفظ می‌شود. این کتاب سیره و رنج‌های امام علی را از زبان خودش بازتاب داده و همچنین تأملات عمیق او را دربارۀ تقوا، فضائل اخلاقی و حاکمیت عادلانه و مشفقانه مکتوب کرده است.

بیشتر بخوانید

شانزدهمین سال تأسیس سایت آثار برتر

این درخواستِ دانشجویان و محققان برای بسیاری از استادان تکراری است: لطفاً کتاب یا مقاله‌ای خوب در فلان موضوع به من پیشنهاد کنید. طبیعی است که ذهن هر استادی یادآور همۀ نمونه‌های خوب نخواهد بود و در پاسخ فقط چند مورد احتمالاً تازه دیده شده را پیشنهاد می‌کند. از این رو، با هدف پاسخی نسبتاً کارآمد به این درخواست طرح ایجاد یک پایگاه اطلاع رسانی آثار برتر در زمینۀ مطالعات ایران و اسلام از سال 1385 مطرح شد. مطالعات فنّی اولیه و تهیه داده‌های مرتبط دو سال زمان برد. از 1387 فعالیت رسمی ما با هدف اصلی و غیرانتفاعی ارائۀ بهترین آثار (بخش تولید محتوا) و در عین حال امکان خرید (بخش فروش) برای کاربران آغاز شد.

بیشتر بخوانید

مسابقه بین‌المللی «پارسی وطن است»  

ایسنا/خراسان رضوی: رئیس بنیاد فرهنگی دُرّ دَری گفت: در اولین مسابقه بین‌المللی “پارسی وطن است” به دنبال آن هستیم تا نشان دهیم که زبان فارسی با آثار فاخر خود یک زبان بین‌المللی است.

سیدابوطالب مظفری در خصوص فراخوان مسابقه بین‌المللی “پارسی وطن است”، گفت: در حال حاضر  فراخوان اولین مسابقه بین‌المللی پارسی وطن است منتشر شده است و تمام فارسی زبانان از تمام کشورها  می‌توانند در این مسابقه شرکت کنند.

بیشتر بخوانید

کوتاه درباره کتاب آرامش در توفان

محمود اسماعیل نیا

دكتر مقصود فراستخواه برای اهالی دانشگاه و فعالان جامعه مدنی ما چهره ناشناخته‌ای نیست، استادی معروف، پژوهشگری توانا، نویسنده‌ای پركار و كنشگری فعال در حوزه عمومی. اما اگر كسی از من بخواهد كه فرمول شخصیت ایشان را بنویسم به ذكر سه شین اكتفا می‌كنم: شرم و شوق و شفقت. شرم بنیان منش اخلاقی و رفتاری او را تشكیل می‌دهد، شوق محرّك دایمی‌اش برای هر چه بیشتر آموختن است و شفقت نیز انگیزه تلاشش برای بهبود وضع دیگران است. این توصیف برای دوستان و نزدیكان فراستخواه غریب نیست. كسانی هم كه شناختی دورادور از وی دارند یا اساسا او را نمی‌شناسند، با مطالعه كتاب آرامش در توفان (نشر نگاه معاصر، 1401) با من همدل خواهند شد.

بیشتر بخوانید

این جا یک سایت کتاب فروشی نیست.

هدف اول و غیر انتفاعی ما معرفی بهترین ها در میان انبوه آثار است.
در عین حال امکان خرید هم دارید.

×
تمام حقوق برای وب سايت آثار برتر محفوظ است. © 1387 - ۱۴۰۵