ماکس‌ وبر و اسلام‌، بررسی‌ انتقادی

250,000 تومان

ناموجود

book-preview

 

 

کتاب ماکس وبر و اسلام نوشتهٔ برایان ترنر اثری پژوهشی است که به تحلیل دیدگاه‌های ماکس وبر دربارهٔ اسلام می‌پردازد. محتوای اصلی کتاب در قلمرو جامعه‌شناسی تطبیقی دین قرار می‌گیرد. در آغاز قصد ترنر نوشتن اثری بسیار عمومی در باب اسلام که مخاطبانش دانشجویان رشتۀ جامعه‌شناسی در مقطع کارشناسی باشند. اما در نهایت، بیش از آنکه این اثر در باب اسلام باشد به کتابی خاصتر به‌ نام وبر و اسلام تغییر یافته است. در این کتاب، ترنر با نگاهی انتقادی به بررسی این مسئله می‌پردازد که چرا وبر اسلام را فاقد ظرفیت لازم برای توسعۀ عقلانی و شکل‌گیری سرمایه‌داری مدرن می‌دانست.

ترنر با بهره‌گیری از اسناد تاریخی و جامعه‌شناختی، این دیدگاه را به چالش کشیده و نشان می‌دهد که اسلام، برخلاف نظر وبر، دارای جنبه‌هایی از عقلانیت و نظام‌مندی است که می‌توانند در فرآیندهای توسعه و مدرنیزاسیون نقش داشته باشند. کتاب ازسه بخش و یازده فصل تشکیل شده است. در فصل اول ترنر تفسیری از وبر دربارهٔ اسلام ارائه می‌دهد. هدف او شفاف کردن تفسیر وبر ازاسلام در ارتباط با ظهور جهان جدید و کار کردن روی آن تفسیر اغلب ضمنی وبر از طریق تحقیقات پژوهشگران معاصر است.

ترنر در فصل دوم که «کاریزما ومبادی اسلام» نام دارد به مفهوم کاریزما به تفصیل و نیز به تفسیر کوتاه وبر درباره حضرت محمد صلی الله علیه وآله و پیدایش اسلام می‌پردازد تا نشان دهد که جبرگرایی اقتصادی در جامعه‌شناسی جنبش‌های اجتماعی وبر نقش مهمی ایفا کرد. ترنر معتقد است که یک رهبر کاریزمایی وقتی موفق است که پیام او به وسیله گروه‌های اجتماعی قدرتمندی که آیین جدید را برای گروه یا منافع طبقاتی خویش وفق می‌دهند مقبول واقع شود. وقتی این قاعده در مورد حضرت محمد و اسلام به کار می‌رود، وبر ادعا می‌کند که جهان‌بینی پیامبر تنها بعد از اینکه اعضای قبیله‌های بیابان‌نشین آن را پذیرفتند و شکل جدیدی به آن دادند از لحاظ اجتماعی اهمیت یافت و در واقع هم‌جهت با شکل زندگی و منافع اقتصادی آنان بود.

در فصل سوم که «الله و انسان» نام دارد‌ ترنرمعتقد است، اهمیت وبر در سنت حاکم جامعه‌شناسی اروپا برتحلیل ماهوی سازمان سیاسی، ساختار طبقاتی و رفتار دینی متکی نیست بلکه بیشتر به علت  بینش‌های روش‌شناسانه‌اش در مسایل کلیدی جامعه‌شناسی است. بنابراین جامعه‌شناسی تفهمی وبر با رویکردهای شهودی که مدعی‌اند جامعه‌شناس باید با نقش کنش‌گر اجتماعی از در همدلی وارد شود خیلی متفاوت است.

ترنر در فصل چهارم تحت عنوان «قدیس و شیخ» بر این باور است که وبر در جامعه شناسی دین به فضایل مذهبی مختلف تحت اصطلاحات قدیس، معجزه‌گر، درویش، و عارف ارجاع می‌دهد بدون اینکه هیچ توجهی به مسئله دامنۀ کاربرد آنها داشته باشد. همینطور وبر یادآور می‌شود که اسلام به واسطه ظهور پدیده آیین قدیسی و سرانجام به واسطه جادو از هرگونه کنترل واقعا روشمند زندگی منحرف شد. ترنر سعی دارد نشان دهد که در تعیین سرشت جامعه شناختی ویژهٔ اسلام و سنت‌های فرهنگی آن، اسلام دارای نقش‌های اجتماعی منطبق با قدیسین مسیحی نبود و نمی‌توانست باشد. به نظر ترنر اسلام شیخ و ولیّ دارد اما قدیس خیر.

نویسنده در چهار فصل بعدی بخش دوم فرض را بر این قرار داده است که در تحلیل وبر ساختار موروثی اسلام سنتی بود که با رادیکالیسم سیاسی، آزادی شهرها، استقلال قانون عقلانی و بنابراین با ظهور سرمایه‌داری ناسازگار بود. ازنظر ترنر با نگاهی به رأی وبر در باب شرح وی از سلطهٔ وراثت، آشکار خواهد شد که طرح او در باب اخلاق اسلامیِ مطابق با واقعیتهای جهان، در مقایسه با علاقمندی‌اش به ساختارهای اجتماعی، جنبه کاملاً ثانوی داشت. همچنین این دیدگاه یک بار دیگر آشکار می‌سازد که وبر و مارکس با یکدیگر چگونه سازگار می‌شوند و کنار هم می‌نشینند. نیز این ‌ امر نشان می‌دهد که  وبر و مارکس در برخی پیش‌فرض‌های عام در باب سرشت اجتماعی شرق مشترک هستند، دقیقاً به این دلیل که خصیصهٔ انقلابی سرمایه‌داری شرق را به رسمیت شناختند.

در فصل پایانی کتاب با عنوان «ماکس وبر و اسلام» ترنر به این نتیجه می‌رسد که تفسیر وبر درباره اسلام که در سرتاسر جامعه شناسی‌اش پراکنده است اجمالاً در دو بخش قرار می‌گیرد. اول تفسیری بر محتوای اخلاق اسلامی و دوم اینکه اسلام بر ساختار سیاسی و اقتصادی سلسله‌های متاخر متمرکز است و این ساختار تحت اندیشه عمومی وبر درباره دیوان سالاری‌های موروثی قرار می‌گیرد.  ساختار مالی و سیاسی اسلام به شکل خانوادگی و دودمانی بر فتح سرزمین‌های جدید متکی بود که بعداً برای حفظ دیوان سالاری مرکزی مورد بهره‌برداری قرار گرفتند. اما این گروه اجتماعی هیچ وقت به صورت یک طبقه فئودال اصیل بسط پیدا نکرد زیرا اسلام اساساً متکی به وجوه شرعی بود. ساختار سیاسی در اسلام بر تعادل پیچیده‌ای از نیروهای اجتماعی وابسته است که سلطان نماینده آن است، یعنی نیروهای نظامی علما و توده مردم. اگرچه این تعادل سیاسی ناپایدار و متزلزل در دوره‌های مختلف بوده است اما شورش‌های تکراری دودمانی معمولاً ساختار سیاسی اصلی جامعه را دست نخورده باقی می‌گذاشتند.

گزارش از: فاطمه عباسی

 

توضیحات تکمیلی

نویسنده

برایان ترنر

مترجم

سعید وصالی

محل نشر

تهران

ناشر

مرکز

تاریخ نشر

1379

تعداد صفحه

346

فیپا

ترنر، برایان، ماکس‌ وبر و اسلام‌، بررسی‌ انتقادی، ترجمه‌ سعید وصالی، تهران، نشر مرکز، ۱۳۷۹، ۳۴۶ صفحه.