کنفرانس حقوق بشر، مهاجرت و حاکمیت جهانی

محل برگزاری: ایتالیا
تاریخ اعتبار: ۱۳۹۶/۱۱/۱۶

Human Rights, Migration, and Global Governance

For Secretary-General António Guterres, who was the High Commissioner for Refugees for a decade (2005–۲۰۱۵) before being elected to lead the UN, one of the most pressing issues currently facing the world body is the large-scale voluntary and involuntary (forced) movement of people across borders. While 2018 marks the 70th anniversary of the Universal Declaration of Human Rights, political, economic, and environmental dysfunction and collapse in their own countries has driven a record high number of people to seek a safer or better life elsewhere. Equally present especially in the West, have been counter-reactions to immigration based on political, social, economic, and security concerns. One reason the United Kingdom is leaving the European Union, with Prime Minister Theresa May triggering “Brexit”, is because of voters’ concerns over the perceived threat of uncontrollable migration. President Trump likewise won office in the US election in part by appealing to many American voters’ fears of immigrants – whether from Mexico (the ‘wall’) or from conflict zones such as Syria.

The global governance and human rights issues in this contemporary era are manifest and complex. The Sustainable Development Goals will be impossible to achieve in the context of state failure, political conflicts, major climate disruptions, and mass population displacements. The rights of citizens also must be balanced against the rights of those fleeing persecution and desperation; more often, the latter are disregarded as populist movements refocus national discourses away from cosmopolitan ideals. These complex ‘wicked problems’ present severe contemporary challenges for the institutions, as well as the idea (and ideals), of global governance.

We welcome proposals for individual workshop papers and full workshop panels addressing the following themes related to these dynamics, as well as other proposals related to topics of the United Nations, global governance and human rights:

>  Is support for global governance institutions, and for global human rights norms, declining as a result of resurgent populist movements?

>  Has support for the international refugee regime declined?

>  What global governance and human rights challenges arise from the increasing mobility of people?

>  What are the links between development, migration and human rights, and how do these relate to the achievement of the Sustainable Development Goals?….. ادامه مطلب

استهزای دین است یا افسوس دانش؟/ یادداشت دكتر محمد علی موحد

«صد شتر زین علم نزد من دو جو»۲۰۱۰۶۴۲۶_۱۹۰۰۰۰۰۴۸۳۵۸۳۵۷۴_۳۴۳۸۶۷۵۸۲۴۲۴۷۲۹۴۰۹۱_n

استهزای دین است یا افسوسِ دانش؟

[یادداشت دکتر محمدعلی موحد در روزنامه‌ «اطلاعات»، دوشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۶]

«کفاره کسی که با خوردن آب یا با خوردن خاک روزه خود را عمداً» باطل کرده، چه تفاوتی با هم دارد؟
۱) «اولی باید برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد و دومی باید برای هر روز به شصت فقیر طعام دهد»
۲) «اولی نیاز به قضای روزه ندارد و دومی باید هم قضا کند و هم کفاره بدهد»
۳) «اولی در انتخاب نوع کفاره آزاد است و دومی باید کفارة جمع بدهد»
۴) «اولی باید دو ماه روزه بگیرد و دومی باید به شصت فقیر اطعام دهد»
***
این‌که در بالا خواندید، آخرین سؤال از بیست و پنج سؤال زیر عنوان «فرهنگ و معارف اسلامی» است (شمارة ردیف ۷۵) که همین امسال ـ صبح پنجشنبه ۵ ۱ /۴/ ۹۶ ـ در آزمون عمومی کنکور برای «گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی» [آزمون سراسری ورودی دانشگاه‌های کشور ـ سال ۱۳۹۶] مطرح گردیده است.
و این عبارت از قول «امام خمینی(ره)» بر گوشه سمت راست بالای صفحه اول دفترچه شماره ۱ مشتمل بر آن سؤالات نقش بسته است:
«اگر دانشگاه اصلاح شود، مملکت اصلاح می‌شود.»
ظاهر امر دلالت دارد بر اینکه به نظر طرّاحان این سؤالات، که مدیران و مدبّران نظام آموزشی کشور و متولیان نظارت بر صحّت و سلامت آن نظام می‌باشند، اصلاح دانشگاه متوقف است بر اینکه دانش‌آموز پیش از ورود در ساحت مقدس دانشگاه باید با حداقلی از فرهنگ و معارف اسلامی آشنا باشد و این سؤالات نموداری از آن حداقل است.
این‌که گفتم «حداقل»، مبتنی بر این ملاحظه است که سؤالات برای «گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی» طرح شده است و نه برای مثلاً گروهی که بخواهد در علوم اسلامی توغل داشته باشد و متخصص و صاحب‌نظر در این علوم به شمار آید.
پس برمی‌گردیم به سؤالی که متن آن را در صدر مقال آوردیم: سؤال مبتنی است بر این فرض که ماهِ رمضان است و شخصی مسلمان در
۳۷ درجه حرارت طبیعی بدن، که به لحاظ فیزیکی در کمال صحت و سلامت است، تصمیم می‌گیرد که عمداً روزه‌خواری کند. این شخص محترم یک بشقاب خاک و یک قدح آب در جلوی خود دارد و می‌خواهد روزه واجب را با خوردن یکی از آنها بشکند و چون در عین ارتکاب به معصیتِ روزه‌خواری هم مقیّد به احکام شرع است و هم ذهنیّتی حسابگر دارد، می‌خواهد ببیند کدام یک بیشتر صرفه می‌کند: اول آب را بخورد بعد خاک را؟ یا بالعکس روزه را با تناول مُشتی از خاک بشکند و آنگاه قدح آب را سر بکشد؟ ارتکاب کدام یک از دو شقِ معصیت، برایش سهل‌تر و مقرون به صرفه‌تر خواهد بود؟
دانش‌آموزی که در برابر چنین مسأله‌ای قرار می‌گیرد، قاعدتاً باید در سلامت عقل چنین آدمی شک بکند؛ کسی که عالماً و عامداً می‌خواهد خاک بخورد تا به شرف عظیم روزه‌خواری نائل آید! همچو آدمی مسلماً دیوانه است و دیوانه مرفوع القلم است. شرع برای عقلاست و نه برای مجانین.
آری، آن شخصِ مفروض، آن معصیت‌کارِ سیه‌روزگار را دیوانه باید خواند؛ اما کسانی را که چنین مسائلی را به نام «فرهنگ و معارف اسلامی» قالب می‌زنند و آن را شرط ورود نوجوانان به دانشگاه قرار می‌دهند، چه باید نامید؟
خامه چون اینجا رسید ای مرد هوش
خون درون سینه‌ام آمد به جوش
زانکه گفتم‌‌هاتفی در گوش جان
تو از آن ابله‌تری ای مستهان
مایة عمری گرامی داشتی
هین بیاور تا چه زآن برداشتی
عمرِ خود دادی، گرفتی ای حزون
جزو دانی پر ز تخییل و ظنون
علم اگر این است، بگذار و برو
صد شتر زین علم نزد من دو جو
این شعرها از من نیست، از عالمِ مجتهدِ صاحب‌نظر علامه‌الفقها ملا احمد نراقی صاحب مثنوی معروف «طاقدیس» است. او شکایت دارد که چرا «علم فقه احکام» دستخوش تخیلات شده و به «سدّ» و مانعی در راه کمال مبدل گشته است. چرا وقت و عمر طلبه‌ها را با طرح این قبیل مسائل تباه می‌کنند؟
پشکلی گر جست از کون بزی
کور شد زان چشم مرد هرمزی
آن دیت آیا به صاحب بز بود
یا دیت با خواجة هرمز بُود
گر ز قاف افتاد عنقا بَر چهی
چند دلو از آن کشی گر آگهی
خون حیض آید اگر از گوش زن
حکم آن چبود بگو ای بوالحسن
گر زنی گردد ز جنی حامله
ارث او چبود ز جن ای صد دله
این غلط باشد غلط‌اندر غلط
صرف کردن عمر خود را این نمط
به یاد بیاوریم روزگار نراقی را که سیطره فقه بر تمام ساحت‌های زندگی مردم گسترده بود و فقیه بر خود لازم می‌دانست که در کرّ و فرّ مباحثات و تشقیق شقوق، حتی برای غیر معقول‌ترین و غیر واقعی‌ترین مفروضات هم جواب داشته باشد و از این قبیل است سؤال از میراث زنی که با یک نفر جن همبستر گردد و از او حامله شود یا حکم خون حیض زن که نه از مجرای طبیعی، بلکه از سوراخ گوش او بیرون زند، در ابیاتی که از نراقی نقل شد و یا انبوه مسائل دیگری از همین جنس که در الفیه معروف حجت‌الاسلام نیّر تبریزی ـ آن شاهکار ملّمع ترکی و فارسی و عربی ـ آمده است:
اختلفوا فی فضلات الجن
طهّرها معظم اهل الفنّ
و یظهر المیل الی النجاسه
من ابن یحیی و فقیه الخمسه
و رقصه البرغوث فی السّروال
محظورة عندی بلااشکال
و خرخر البوقات فی الاسحار
لیس من الغنا علی المختار
و هل تضرّ عرعر السّلطان
من الغناء فی الرئا قولان
فقال قوم فیه باللحوق
و الحق عندی انّه کالبوق
اگر فاضل نراقی از حکم میراث زنی که به یکی از اجنّه شوهر کرده باشد می‌پرسد، حجه‌الاسلام نیّر از طهارت یا نجاست مدفوع جن سؤال می‌کند! رقص برای انسان البته جایز نیست، اما آن کیک که در تنبان طلبه افتاده است، می‌تواند به پایکوبی برخیزد و شادمانه رقاصی کند. بوق حمام که در بامدادان به صدا درمی‌آید (درمی‌آمد)، غنا تلقی نمی‌شود و مجاز است؛ اما سلطان الذاکرین ـ مرثیه‌خوان معروف عصر ـ که عرعر می‌کند چطور؟ آیا می‌شود صدای او را با صدای بوق حمام از یک نوع دانست و حکم آن دو را به هم ملحق کرد؟ سرتاسر مثنوی «فسوه الفصیل» حجه‌الاسلام پر است از این طنز تیز و تند، سرشار از لحنی تمسخرآمیز و گزنده و بی‌پروا.
نراقی و نیّر هر دو در قرن نوزدهم می‌زیستند و ضایع کردن عمر با این ترهّات را برنمی‌تافتند؛ چرا فقهای عصر کامپیوتر و الکترونیک دم برنمی‌زنند و اجازه می‌دهند این نوع مسائل به عنوان «فرهنگ و معارف اسلامی» مطرح شود و نسل جوان را بیش از آنچه هست، از دین و دانش بیزار گرداند؟

 

منبع: روزنامه اطلاعات

کتاب جدید منطق پایه دهم دبیرستان

کتاب جدید «منطق» پایه‌ی دهم دبیرستان در ایران که برای دانش‌آموزان رشته‌ی ادبیات و علوم انسانی و نیز علوم و معارف اسلامی نوشته شده و امسال (۱۳۹۶) برای نخستین بار منتشر شد، به نظرم یک اتفاق مبارک آمد و شایسته‌ی توجه. بگذارید روایت خودم از این کتاب را با یک روایت شخصی آغاز کنم. کتاب منطق دبیرستان‌مان را به خوبی در خاطر دارم؛ جلد کاهی، سیاه و سفید، توضیحات خشک و انتزاعی، خالی از هرگونه حکایت و مثال‌های تر و تازه و روزآمد و پر از ایجاز مخلّ و در مواردی اطناب غیر ضروری و مملّ و با حروف‌چینی ابتدایی. کتاب منطق پایه‌ی دهم اما تا حدود زیادی همان چیزی است که هر دانش‌پژوه علاقمندی آرزوی‌اش را دارد: رنگی، پر از مثال‌های به‌روز، حروف‌چینی چشم‌نواز، حکایت‌های مرتبط و شیرین، تمرین‌هایی که در دل درس کار گذاشته شده و تافته‌ای جدا بافته از متن درس نیست. وانگهی، این کتابِ آموزشی، سنجش‌گرانه‌اندیشی یا منطق کاربردی را هم جدی گرفته و سراسر اثر در صدد طرح مغالطات مختلف است، علاوه بر این که بخش پایانی کتاب به طور ویژه به این موضوع اختصاص یافته است. هم‌چنین این اثر به منطق جدید هم نظر داشته و مثلا در پانوشتی می‌گوید که گرچه در منطق سنتی ارسطویی، تمثیلْ شیوه‌ی استدلالی‌ای جدا از قیاس و استقراء به حساب می‌آمده، امروزه اما تمثیل را گونه‌ای از استقراء به حساب می‌آورند. بر همین قیاس، گنجاندن «استنتاج بهترین تبیین» به عنوان گونه‌ای از استقراء، که از خلاقیت‌های دیگر این کتاب است، شایسته‌ی ذکر است که تحت تأثیر منطق جدید افزوده شده است. گرچه این اثر در افزودن مطالب یا دسته‌بندی‌های جدید، از منطق جدید اثر پذیرفته اما در حذف بحث‌هایی که امروزه دیگر در منطق بحث نمی‌شود، گشاده‌دست نبوده است. مثلا بحث «مواد قیاس» (صناعات خمس) امروزه، از جمله، در معرفت‌شناسی بحث می‌شود ولی در گذشته در منطق بحث می‌شد و به نظر نمی‌رسد که حذف آن ضرری به منطق‌آموزی امروزی وارد آورد. کتاب در نیمه‌ی دوم البته به روانی نیمه‌ی اول نیست و از ایجاز احیانا مخلّ هم سراسر خالی نیست. این داوری به ویژه در باب بخش احکام قضایا و شیوه‌ی اعتبارسنجی قیاس‌ها بیشتر به چشم می‌آید. با توجه به پیچیدگی این موضوعات منطقی شاید این ناروانی امری تا حدودی گریزناپذیر باشد. کتاب، هم‌چنین در اعتبارسنجی قیاس‌ها خلاقیت‌هایی به خرج داده است که از منطق ارسطویی سنتی فراتر می‌رود. مثلا استفاده از دامنه‌ی محمول یا موضوع برای سنجش اعتبار قیاس به صورت یک قاعده‌ی کلی که در باب همه‌ی شکل‌های قیاس صادق است (ارسطوییان به جای این قاعده‌ی کلی، برای هر شکل قیاس هم قواعد اعتبار جداگانه‌ای پیشنهاد می‌کردند). این کتاب آموزشی، درست مثل یک اثر تحقیقی، در انتها کتاب‌نامه‌ای مرتب دارد که تنوع منابع مورد استفاده‌ی نویسنده را نشان می‌دهد. نویسنده‌ی این اثر، دکتر سعید انواری است که دکترای فلسفه‌ی اسلامی از انجمن حکمت و فلسفه دارد. وی دوره‌ی تحقیق پست‌دکتری خود را در دانشگاه کاتولیکی امریکا گذرانده است. سعید انواری اکنون پژوهشگر و مدرس فلسفه و عرفان اسلامی است و شاید از همین رو در جای-جای کتاب حکایت‌های تر و شیرین عرفانی را، که نکته‌ی خشکی منطق‌شناختی در خود دارد، در کتاب آورده است. در پایان، حاشیه‌ای هم بزنم در باب استفاده از علامت سجاوندیِ «دو نقطه» در این اثر. در سراسر این کتاب، علامت دو نقطه پس از یک فاصله با کلمه‌ی قبل آمده و نه چسبیده به آن، که بر اساس قواعد نقطه‌گذاری خطاست.

یاسر میردامادی

کتاب را از اینجا می توانید دانلود کنید.


در حال بارگذاری
تمام حقوق برای وب سايت آثار برتر محفوظ است. © 1387 - 1397
پياده سازی توسط شرکت پرتونگار