مکاشفه و تماشا: سه سفر به قلب جهان شیعه

مکاشفه و تماشا: سه سفر به قلب جهان شیعه عنوان یک طرح موفق فرهنگی مشترک میان آلمان و ایران است. این طرح با اعتقاد به این که یک عکس بیشتر از هزاران کلمه سخن می گوید و دوربین ابزار شناخت است برای آنان که دوستدار دانستن اند، اولا بیانگر گوشه ای از تاریخ هنر عکاسی در جهان است و ثانیا به گفتگوی متقابل فرهنگ ها از نگاهی نو و به شیوه ای غیر کلامی و با استفاده از زبان هنر می پردازد. منظور از سه سفر، سفر ناصر الدین شاه به همراه عکاس ویژه اش به عتبات در حدود ۱۵۰ سال قبل، سفر عکاس های ویژه مظفر‌الدین شاه به عتبات در حدود ۱۱۰ سال قبل و سفرهای عکاس مشهور و معاصر آلمانی هانس گئورگ برگر (۱۳۷۹- ۱۳۸۴) به حوزه های علمیه شیعه در شهرهای مختلف ایران است. در این طرح چاپ یک کتاب (۲۴۵ صفحه ای) و اجرای شش نمایشگاه (منتخبی از عکس ها) به ترتیب در شهرهای مشهد، تهران، قم، اصفهان، برلین، و فرایبورگ  پیش بینی شده است.

کتاب شامل شش مقاله کوتاه و حدود دویست عکس منتخب از آثار برجای مانده از این سفرهاست. درونمایۀ عکس ها نمایی قدیم از مکان های مقدس شیعیان در عراق و ایران و نیز مراکز قدیم و جدید آموزشی طلاب و روحانیون شیعی است. پاره ای از عکس ها بویژه موارد معدودی که در حدود ۱۵۰ یا ۱۰۰ سال قبل احتمالا با بالون از فراز نجف، کربلا و سامرا گرفته شده اند، چشمان هر عکاس متخصص را خیره می کند و زبان او را به تکرار آفرین گویی بر چنین کوششی باز می نماید. این عکس های تاریخی از آرشیو و خزانۀ کاخ گلستان تهران گرفته شده اند و عکس های معاصر از آرشیو عکاس. در بخش مقالات، مؤلفان هر یک متناسب با تخصص خویش و از منظری متفاوت به این آثار قدیم و جدید نگریسته اند و در بارۀ آنها به اظهار نظر پرداخته اند. این کتاب دو زبانه (آلمانی و فارسی) دو ادیتور یا سرویراستار دارد: بخش آلمانی با مسئولیت دکتر بوریس فون براوخیچ و بخش فارسی با مسئولیت دکتر سعید عدالت نژاد. این کتاب در هفتۀ آخر شهریور ماه ۱۳۹۶/ سپتامبر ۲۰۱۷ در برلین توسط ناشر معروف آثار هنری (کِرِر Kehrer) در ۲۴۵ صفحه با چاپ و کاغذ بسیار نفیس منتشر شد. کتابخانه های ایران از این هدیۀ وزارت خارجه آلمان می توانند بهره مند شوند. برای سفارش این جا را کلیک کنید.

برگزاری نمایشگاه منتخبی از عکس ها به اهتمام وزارت خارجۀ ایران، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، کاخ گلستان تهران، آستان قدس رضوی، شهرداری اصفهان، دفتر تبلیغات حوزۀ علمیه قم (نگارستان اشراق) و چند نهاد فرهنگی دیگر در نیمۀ دوم سال ۱۳۹۶ برگزار می شود. اولین نمایشگاه در نگارخانۀ رضوان مشهد از پانزدهم مهر ماه آغاز شده و به مدت دو هفته برقرار است. نمایشگاه تهران در کاخ گلستان از دهم آبان به مدت دو هفته برقرار خواهد بود. برای دیدن فهرست کتاب، جدول زمانی نمایشگاه های قم، اصفهان، برلین و دیدن نمونه هایی از عکس ها و مطالب کتاب به سایت تماشا ۹۶ مراجعه فرمائید.

دیانت و عقلانیت

دیانت و عقلانیت

كتاب دیانت و عقلانیت: یادداشت‌هایی در قلمرو دین‌شناسی انتقادی به قلم رضا بابایی در آستانۀ نشر است. این كتاب در پنج فصل می‌كوشد قرائتی عقلانی از آموزه های اسلامی ارائه و نیز برخی آسیب‌های دین‌شناسی سنتی را واكاوی كند. فصل دوم كتاب، با نام «دین و متون دینی»، پاره‌ای بدفهمی‌ها را در خوانش متون اسلامی بررسی کرده است. آنچه در پی می‌آید، برگ‌هایی از این فصل است كه نویسندۀ كتاب در اختیار سایت آثار برتر گذاشته است.

درنگی در نسبت دینداری با متون دینی
در یکی از شب‌های ماه رمضان، روحانی محترمی در تلویزیون می‌گفت: «صدها روایت معتبر و قوی دربارۀ امانت‌داری در منابع اسلامی موجود است، و این نشان می‌دهد که مسئلۀ امانت‌داری چقدر در اسلام مهم است».
درست می‌گوید، ولی:
روایات اسلامی، برخی فضایل اخلاقی را بسیار برجسته می‌کنند؛ آن قدر که انسان معاصر، دلیل آن را نمی‌فهمد؛ مانند همین «ردّ امانت به صاحبش». برای نمونه، از پیامبر اسلام(ص) نقل کرده‌اند: به زیادی نماز، روزه، حجّ، بخشش و ناله‌های شبانه افراد نگاه نکنید، بلکه به راست‌گویی و امانتداری‌شان بنگرید (مجلسی، بحار الأنوار، ج٧٥، ص ١١٤، ۱۷۲؛ نیز ج١٠٣، ص ١٧٥). ادعا این است که بعضی از توصیه های اخلاقی، مانند همین امانتداری، با همۀ اهمیتی که دارند، تأکید بر آن در این سطح نیاز انسان عصر قدیم بوده و نه نیاز انسان عصر حاضر. برای نمونه چند توصیه را بررسی می کنیم.
یکی از مشکلات جدی مردم حجاز در روزگاران قدیم، هنگام مسافرت یا ترک خانه، امنیت اموال نقدی و غیر نقدی‌شان بود. خانه‌های مردم در آن عصر بیشتر محلی برای بیتوته (گرفته شده از بیت) یا زندگی بود تا مكانی امن برای نگهداری سرمایه‌؛ خصوصا در روزهایی كه ساكنان خانه به مسافرت یا مهمانی یا برای انجام دادن كاری به بیرون از شهر می‌رفتند. خانه های اعراب معمولا دیوارهایی كوتاه داشتند و برخی خانه‌ها حتی سقف نداشتند و از این رو افراد غریبه به راحتی می توانستند به آن رفت و آمد کنند. نهادی مانند پلیس و نیروی انتظامی هم نبود. بنابراین هر كس به مسافرت دور یا نزدیك می‌رفت، چاره‌ای نداشت جز به امانت سپردن اموال قیمتی‌اش به انسان‌های امین یا مدعی امانت‌داری. برخی از این امانت‌ پذیران، گاهی حاضر به استرداد اموال مردم نمی شدند. روایات بی‌شماری که دربارۀ امانت‌داری نقل شده است، در واقع ناظر به همین مسئلۀ بسیار مبتلابه آن روزگاران است. اما امروزه نظام بانکداری و امنیت نسبی خانه‌ها سطح اهمیت این مشکل را کاهش داده است و الان کمتر کسی پول ها و طلاهایش را نزد کسی به امانت می‌گذارد و کمتر از آن کسانی حاضرند امانت دیگران را بپذیرند.
از همین دست است روایاتی که دربارۀ ثواب مدارا با برده، مرزبانی، اطعام اسیر و ورزش‌هایی مانند تیرانداری و اسب‌سواری وجود دارد. اکنون به طور معمول، گذر هیچ شهروندی به برده یا اسیر نمی‌افتد که آن مقدار توصیه‌های اخلاقی را به کار بندد. فراوانی روایات دربارۀ یتیم‌نوازی هم تقریبا چنین داستانی دارد. احتمالا درصد ایتام در گذشته – به دلیل جنگ‌های پرشمار و پی‌درپی در صدر اسلام و نیز به دلیل تعداد فرزندان هر شهید – بیش از الان بوده و مرکز یا نهادی (مانند بیمۀ تأمین اجتماعی، بنیاد شهید و بهزیستی و غیره) هم برای سرپرستی آنان وجود نداشته است. در صدر اسلام، کوچه‌ای نبوده است که چند یتیم بی‌پناه در آن زندگی نمی‌کردند؛ یتیمانی که هیچ بنیاد یا مؤسسه یا نهاد یا مجموعه‌ای سرپرستی آنها را به عهده نمی‌گرفت. دولت نیز معنا و مفهوم امروزین را نداشت که خود را مسئول اسکان و تغدیۀ کودکان یتیم بداند؛ مگر از باب رأفت انسانی و ایمانی. به همین دلیل، روایات مربوط به اطعام و سرپرستی یتیمان، بسیار فراوان است. یتیم‌نوازی اگر در آن روزگاران، امری توصّلی (در برابر تعبّدی)، بوده است؛ یعنی محقق شدن آن کار مهم بوده و نه قصد و نیّت فاعل آن، امروز به دلیل فقدانِ مصداقِ قابل توجه، یتیم نوازی رنگ تعبدی پیدا کرده است؛ یعنی اشخاص این کار را به قصد قربت و بردن ثواب انجام میدهند. مانند شمع روشن کردن در گذرگاه‌ها که در قدیم معنا و فایده داشته (یعنی توصلی بوده است)، و اکنون که برق‌رسانی و روشنایی کوچه‌ها و خیابان‌ها وظیفۀ دولت است، دلیلی نمی‌توان برای نذر شمع و مانند آن یافت، جز آن که ‌کسی با این کار قصد قربت کرده باشد (یعنی رنگ تعبد به این عمل دادن).
ناهماهنگی میان واقعیت‌های روز و کم ‌وکیف برخی توصیه‌های دینی، باعث شده است که تأویلگران مثلا بگویند مراد از «امانت» مطلق «مسئولیت» است و منظور از «عصا» در آن روایت که می‌گوید اگر کسی پس از چهل‌سالگی عصا به دست نگیرد، عصیان کرده است، «عصای احتیاط» است، یا مثلا «نذر شمع» را باید شامل «برق‌رسانی» هم دانست. اما تفسیر «اَدای امانت» به مطلق مسئولیت‌پذیری و درستکاری، اولا مانند همۀ تأویل‌های دیگر، عبور از متن و صراحت آن (نص) است، و ثانیا قراین لفظی و حالی در این روایات و آیات به قدری است که مانع هرگونه انصراف از دلالت لفظی و مطابقی آنها می‌شود، و ثالثا بحث در تناسب میان «کمّیت» این توصیه‌ها با نیازهای جوامع مدرن است، نه در اصل آنها. یعنی حتی اگر بتوانیم شمع را به برق، و امانت را به منصب و مسئولیت، تأویل کنیم، پرسش این است که در جامعه‌ای که امانت‌داری، متولی رسمی (مانند بانک) دارد، اکنون چه توجیهی برای این «مقدار» از توصیه به آن می‌توان یافت؟
تناسب اندام دین با روزگاران مختلف، در گرو نظر به روح دین است، نه انحصار نگاه و نظر به متون و تاریخ. یعنی دین را باید فراتر از متون و میراث و رخدادهای تاریخی بدانیم؛ چنان که در صدر اسلام، «روایت»، دایره‌ای وسیع‌تر از قرآن برای خود تعریف کرد و به میدان آمد. اکنون نیز مسائل بسیار مهمی برای انسان و جامعه پیشامد می‌کند که در متون دینی ما، اشاره‌ای به آنها نشده یا دربارۀ اهمیت آنها برای مردم امروز، کمتر گفت‌وگو شده است، و بسا موضوعاتی که جایگاهی مهم و شگفت در متون دارند، ولی نمونه های آنها اکنون به حاشیه رفته اند. انسان معاصر، خواسته‌هایی دارد و با مشکلاتی دست‌وپنجه نرم می‌کند که بیشتر رهاورد دنیای جدید است؛ مانند امنیت در حریم خصوصی. مسئلۀ حریم خصوصی به معنای امروزین آن – بر خلاف مسائلی مانند امانت‌داری – مسئلۀ مردم قدیم نبوده است؛ به چند دلیل: اولا حریم خصوصی، بیشتر از راه تکنولوژی جدید آسیب‌پذیر شده است؛ ثانیا همین تکنولوژی، مرزهای حریم خصوصی را فراتر از خانه و خانواده برده است؛ ثالثا حریم خصوصی و حقوق شهروندی و مانند آن، بیشتر از مفاهیم مدرن محسوب می‌شوند و اهمیتی فوق العاده و ابعادی بسیار گسترده‌ یافته‌‌اند.

اخوان المسلمین و فیلم محمد رسول الله

نوشته: رضا بابایی، محقق و تاریخدان، حوزۀ علمیه قم

بیش از پنجاه سال است که قرائت اخوان‌المسلمین از اسلام، قرائت برتر در میان مسلمانان، اعم از شیعی و سنی، است. مهم‌ترین ویژگی این قرائت، برجستگی بعد سیاسی- اجتماعی اسلام، و غلبۀ اسلام‌گرایی بر مسلمانی است.

سید جمال‌الدین اسدآبادی، پدر معنوی اخوانی‌ها، کلید مشکلات جهان اسلام را، احیای اسلام اجتماعی (خصوصا در قالب خلافت اسلامی) می‌دید و حسن‌البنا پدر تشکیلاتی اخوان‌المسلمین، توانست این نظریه را تا حد بسیاری عملیاتی کند.

نظریه‌ پردازان این گروه، همچون سید قطب، تأثیری شگفت و ماندگار بر بسیاری از علمای الازهر و نیز نویسندگان شیعی داشتند. برخی مراجع حوزۀ علمیۀ نجف در دهۀ سی و چهل خورشیدی، در برابر این گروه ایستادند، اما راه به جایی نبردند؛ زیرا آنان بیشتر از منظر تقابل شیعی – سنی، به مسئلۀ اخوانی‌ها در جهان اسلام نگاه می‌کردند. ماجرای اخوانی‌ها و تأثیر آنان بر فهم غالب از اسلام در سدۀ حاضر، داستانی دراز دارد.

در بارۀ آنان و دلیل پیروزی زودهنگام شان بر افکار عمومی مسلمانان، کتاب‌های مهمی تألیف شده است؛ اما مؤلفان این آثار، به یک نکتۀ ظریف کمتر توجه کرده‌اند، و آن تأثیر فیلم بسیار مؤثر و حرفه‌ای «الرساله» بر افکار عمومی مسلمانان در چهل سال گذشته است.

فیلم «الرساله» در ایران با نام «محمد رسول الله» مشهور شد. کارگردان سوری این فیلم سینمایی تأثیرگذار، مصطفی عَقاد، از چند بازیگر مهم هالیوود، مانند آنتونی کوئین در نقش حمزه و مایکل آنسارا در نقش ابوسفیان و ایرنه پاپاس در نقش هند، استفاده کرد و اثری خوش‌ساخت و دلربا پدید آورد. موسیقی هیجان‌انگیر فیلم نیز که نامزد اسکار شد، بر تأثیرگذاری آن افزود. فیلم‌برداری آن را جَک هیلیارد انگلیسی بر عهده گرفت که در سینمای هالیوود، نامی آشنا و برندۀ جایزۀ اسکار بهترین فیلمبرداری در سال ۱۹۵۷ است. پشتیبان مالی و معنوی فیلم نیز معمر قذافی بود که آن روزها رهبر مسلمانان انقلابی محسوب می‌شد. دوبلۀ این فیلم را در ایران، ماهرترین گویندگان سینمای ایران بر عهده گرفتند و به همین دلیل، پس از چند دهه، هنوز برای ایرانیان دیدنی و جذاب است.

فیلم «محمد رسول الله»، اسلام را دینی انقلابی و با برنامه‌های گستردۀ اجتماعی معرفی می‌کند و کمتر به جنبه‌های فرهنگی و معرفتی اسلام نظر می‌اندارد. بینندۀ این فیلم سینمایی، اسلام را بیش از آنکه چرخشگاهی فرهنگی و اخلاقی ببیند، نهضتی سیاسی – اجتماعی می‌شناسد که در آن، توحید و نبوت و اخلاق و ایمان، با تشکیل حکومت دینی کامل و نتیجه‌ بخش می‌شود.

مصطفی عقاد، سیزده‌سال رسالت پیامبر را در مکه، در کمتر از یک سوم فیلم گزارش می‌کند و دو سوم دیگر را به ده سال مدینه و جنگ‌ها و درگیری‌های نظامی اختصاص می‌دهد.

بینندۀ این فیلم، پیروزی‌های اسلام را بیشتر در بَدر و اُحُد و سرانجام در فتح مکه می‌بیند، تا در قلب‌ها و نگاه‌ها. فیلم، از رخدادی شگفت در غار حِرا، مهم‌ترین نقطۀ جغرافیای اسلام، آغاز می‌شود، اما آن رخداد در تاریکی می‌ماند و پس از آن، دوربین جَک هیلیارد از میدان‌های جنگ و درگیری بیرون نمی‌آید. حتی اسلام آوردن بِلال و بردگان را وامدار اندیشه‌های اجتماعی اسلام نشان می‌دهد، نه گرایش‌های اخلاقی؛ در حالی که اهتمام اسلام در ماجرای برده‌داری، تنها اصلاحات فرهنگی بود و لغو آن را به آیندگان سپرد.

اگر کسانی مانند سید قطب و محمد غزالی توانستند نخبگان مسلمان را متقاعد کنند که اسلام راستین و برتر در همۀ اعصار و  نیز در عصر حاضر، اسلام سیاسی – اجتماعی است، فیلم «محمد رسول الله» نیز توانست  افکار عامۀ مسلمین را در سرتاسر جهان اسلام با اخوانی‌ها همسو کند. از این جهت می‌توان فیلم سینمایی «محمد رسول الله» را با تأثیرگذارترین آثار هنری جهان، مقایسه کرد.
طنر تلخ تاریخ، آنجا است که سازندۀ این فیلم، مصطفی عقاد، به دست کسانی کشته شد که بارها فیلم او را دیده و از آن الهام گرفته بودند و خود را نمایندۀ راستین اسلام سیاسی می‌دانستند. او در سال ۲۰۰۵ به‌ همراه دخترش براثر انفجار بمبی توسط گروه القاعده، در مجلس عروس در هتلی در اردن، کشته شد.

ادوارد براون و ایران

جوادی، حسن، ادوارد براون و ایران، تهران، نشر نو، ۱۳۹۶، ۷۴۰ صفحه.

این کتاب مشتمل است بر ۱۵ فصل و ۱۷ پیوست.
فصل ها:
«ایام تحصیل»، «وضع سیاسی انگلیس و دوستان ایرانی براون»، «یک سال در میان ایرانیان»، «تدریس فارسی و مطالعات بابیه»، «بحثی در تصوف و ایرادات کسروی»، «حلقه استانبول»، «بروان و بلانت _ شرق شناسی، اسلام و استقلال ملل شرق»، «مقدمات مشروطه و علاقه مندی براون به سیاست»، «بعد از فتح تهران»، «اوقاف گیب»، «سه کتاب»، «سالهای جنگ جهانی»، «براون و کرزن»، «تاریخ ادبی ایران» و «سال‌های بازپسین».

ادوارد-براون-و-ایران
پیوست ها:
شیخ حسن تبریزی؛ لارنس لکهارت؛ عیسی صدیق؛ ذبیح بهروز؛ اقبال لاهوری؛ رابینو؛یحیی دولت آبادی؛ دهخدا؛ براون و دوستان ایرلندی او؛ مینورسکی؛ دنیسن راس؛ سر آلبرت شیندلر؛ گای لسترانج؛ رینالد نیکلسون؛ معاضد السلطنه نائیتی؛ میجر استوکس؛ آرامگاه براون و همسرش

بخشی از مقدمه
«آشنایی من با آثار براون از کلاس نهم شروع شد. بعد مریض شدم به مدرسه نرفتم و سه سال آخر را متفرقه در دو سال گذراندم. من از طریق نوشته های علامه قزوینی با آثار و زندگی براون آشنا شدم. با زحمت زیاد چهار جلد تاریخ ادبی براون را از نشریات دانشگاه کیمبریج سفارش دادم. يك پیرمرد ارمنی را پیدا کردم که از دست بلشویک ها گریخته بود و زبان های زیادی می دانست و از جلد سوم براون شروع کردیم که مربوط به دوره مغول و تیموریان است. ترجمه های براون از آثار شعرای ایران در سر تاسر تاریخ ادبیات خیلی به بهتر ساختن انگلیسی من کمک کرد. مسیو لئون مقالاتی دربارۀ شرق شناسان بزرگ روس، انگلیس، فرانسه و آلمان نوشته بود که هیچ کدام را در جایی چاپ نکرده بود. آنها را برای من می خواند و اینها باعث علاقه مندی من به تاریخ شرقشناسی گردید.در سال ۱۳۳۸ از دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز لیسانس انگلیسی گرفتم و عنوان رسالۀ من «تاثیر ادبیات فارسی بر روی ادبیات انگلیسی» بود. اندکی بعد برای ادامه تحصیل اول به پاریس و سپس به کیمبریج رفتم و هیچ انتظار نداشتم که در دوره دکترای ادبیات انگلیسی کیمبریج قبول شوم ولی چنین شد. استاد من پروفسور آربری بود که شاگرد نیکلسون بود و به براون ارادت خاصی داشت. از سوی دیگر پسر عموی پدرم مرحوم میرزا عبدالله مجتهدی، که از فضلا و مجتهدین نامدار تبریز بود، نامه ای به انگلیسی به پروفسور مینورسکی نوشته سفارش مرا کرده بود. مینورسکی که سالها در ایران بود و چند سالی در تبریز کنسول روس بود معلومات وسیع و عجیبی داشت و دانشمندی واقعاً استثنایی بود و با بروان همکاری می کرد. زمانی که من در سال ۱۹۶۰ به کیمبریج رفتم، مینورسکی از مدرسۀ زبان های شرقی و آفریقایی لندن بازنشسته شده در خانه دو طبقه ای روبروی باغ نباتات کیمبریج زندگی می کرد.
من در کالج پمبروک بودم و بعداً هم مدّرس فارسی و دستیار آربری شدم. براون پیش از ازدواج در پمبروک زندگی می کرد و در «حیاط پیچک ها » آپارتمانی داشت که روزگاری محل اقامت جوان ترین نخست وزیر انگلیس یعنی پیت بود. من در کیمبریج با لارنس لکهارت ، که کتاب نادر شاه او مشهور است، آشنا شدم. او شاگرد براون بود و شرح کلاس های براون را می داد که چقدر پر جذبه و جالب بودند، و می گفت اغلب شبها دانشجویان در اطاق براون جمع می شدند و پای صحبت او می نشستند. من درکتابخانه دانشگاه کیمبریج و همچنین کتابخانه کالج پمبروک بیشتر کتابها و یادداشت های براون را دیده بودم و می دانستم که او کتابی بنام «نامه هایی از تبریز» دارد که هرگز چاپ نشده بود. سال ۱۹۶۲ یک صدمین سالگرد تولد براون بود و مراسمی در کالج برگزار شده بود. یکی از دو پسر براون یعنی سر پتریک براون که قاضی دیوان عالی لندن بود به مناسبت این مراسم به پمبروک آمده بود. من از او اجازه گرفتم که «نامه هایی از تبریز» را ترجمه و چاپ بکنم. و پس از بازگشت به ایران در ۱۹۶۵ شروع به ترجمه این کتاب کردم. ولی اصل نامه ها پیدا نمی شد تا این که در ۱۹۷۰ برای بار دوم برای تدریس ادبیات فارسی به کیمبریج برگشتم و به راهنمایی لکهارت با نوه براون، خانم کرافورد آشنا شدم و نه تنها تمام نامه هایی از تبریز بلکه مقدار زیادی از اسناد و نامه های براون را پیش او یافتم. این اسناد که این خانم در کمال محبت در اختیار من گذاشت اکنون در کتابخانه دانشگاه کیمبریج است، و چنان که در جای خود خواهد آمد، نامه هایی از تبریز را چاپ کردم. تعداد نامه ها و اسناد خیلی زیاد بود و آن زمان ماشین کپی در دسترسم نبود ولی من توانستم ازمقداری از مکاتبات براون نسخه بردارم.
خواندن این مکاتبات و اسناد بیش از پیش مرا به شخصیت براون علاقمند ساخت، و مقاله ای تحت عنوان «ای. جی. براون و نهضت مشروطۀ ایران » نوشتم که در سال ۱۹۷۶ در ایران : مجلۀ موسسۀ بریتانیا برای مطالعات ایرانشناسی منتشر شد، و این سرآغازی بود برای کتاب حاضر. تا آنزمان کسی در ایران، وحتی می توانم بگویم در انگلستان نیز، براون را در زمینۀ لیبرال های آزادیخواه انگلیس مطالعه نکرده بود- کسانی که با سیاست استعماری دولت شان در خاورمیانه، خصوصاً سیاست سِر ادوارد گری برای رضایت روسها به خاطر ترس از آلمان، و دادن هرگونه آزادی عمل در ایران به آنها مخالفت می کردند، و با سیاست های انگلیس در ایرلند، و نیز جنگ های بوئر مخالف بودند. براون مانند دوستش ویلفرید بلانت، که نشریاتش دربارۀ فجایع انگلیس در مصر در لندن غوغایی بر پا کرد و به خاطر مخالفتهایش دربارۀ ایرلند به زندان افتاد، بین لیبرالها شخصیت نابی بود. براون چهل سال به تدریس و تحقیق ، در درجه اول به فرهنگ و ادبیات ایران و سپس به مطالعات اسلامی، عربی و ترکی پرداخت و متون مهمی را چاپ و یا ترجمه کرد. او تدریس ترکی را در کیمبریج آغاز کرد و به مطالعات فارسی و عربی حیاتی نو بخشید».
حسن جوادی، ادوارد براون وایران، صص۷-۱۰.

استهزای دین است یا افسوس دانش؟/ یادداشت دكتر محمد علی موحد

«صد شتر زین علم نزد من دو جو»۲۰۱۰۶۴۲۶_۱۹۰۰۰۰۰۴۸۳۵۸۳۵۷۴_۳۴۳۸۶۷۵۸۲۴۲۴۷۲۹۴۰۹۱_n

استهزای دین است یا افسوسِ دانش؟

[یادداشت دکتر محمدعلی موحد در روزنامه‌ «اطلاعات»، دوشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۶]

«کفاره کسی که با خوردن آب یا با خوردن خاک روزه خود را عمداً» باطل کرده، چه تفاوتی با هم دارد؟
۱) «اولی باید برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد و دومی باید برای هر روز به شصت فقیر طعام دهد»
۲) «اولی نیاز به قضای روزه ندارد و دومی باید هم قضا کند و هم کفاره بدهد»
۳) «اولی در انتخاب نوع کفاره آزاد است و دومی باید کفارة جمع بدهد»
۴) «اولی باید دو ماه روزه بگیرد و دومی باید به شصت فقیر اطعام دهد»
***
این‌که در بالا خواندید، آخرین سؤال از بیست و پنج سؤال زیر عنوان «فرهنگ و معارف اسلامی» است (شمارة ردیف ۷۵) که همین امسال ـ صبح پنجشنبه ۵ ۱ /۴/ ۹۶ ـ در آزمون عمومی کنکور برای «گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی» [آزمون سراسری ورودی دانشگاه‌های کشور ـ سال ۱۳۹۶] مطرح گردیده است.
و این عبارت از قول «امام خمینی(ره)» بر گوشه سمت راست بالای صفحه اول دفترچه شماره ۱ مشتمل بر آن سؤالات نقش بسته است:
«اگر دانشگاه اصلاح شود، مملکت اصلاح می‌شود.»
ظاهر امر دلالت دارد بر اینکه به نظر طرّاحان این سؤالات، که مدیران و مدبّران نظام آموزشی کشور و متولیان نظارت بر صحّت و سلامت آن نظام می‌باشند، اصلاح دانشگاه متوقف است بر اینکه دانش‌آموز پیش از ورود در ساحت مقدس دانشگاه باید با حداقلی از فرهنگ و معارف اسلامی آشنا باشد و این سؤالات نموداری از آن حداقل است.
این‌که گفتم «حداقل»، مبتنی بر این ملاحظه است که سؤالات برای «گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی» طرح شده است و نه برای مثلاً گروهی که بخواهد در علوم اسلامی توغل داشته باشد و متخصص و صاحب‌نظر در این علوم به شمار آید.
پس برمی‌گردیم به سؤالی که متن آن را در صدر مقال آوردیم: سؤال مبتنی است بر این فرض که ماهِ رمضان است و شخصی مسلمان در
۳۷ درجه حرارت طبیعی بدن، که به لحاظ فیزیکی در کمال صحت و سلامت است، تصمیم می‌گیرد که عمداً روزه‌خواری کند. این شخص محترم یک بشقاب خاک و یک قدح آب در جلوی خود دارد و می‌خواهد روزه واجب را با خوردن یکی از آنها بشکند و چون در عین ارتکاب به معصیتِ روزه‌خواری هم مقیّد به احکام شرع است و هم ذهنیّتی حسابگر دارد، می‌خواهد ببیند کدام یک بیشتر صرفه می‌کند: اول آب را بخورد بعد خاک را؟ یا بالعکس روزه را با تناول مُشتی از خاک بشکند و آنگاه قدح آب را سر بکشد؟ ارتکاب کدام یک از دو شقِ معصیت، برایش سهل‌تر و مقرون به صرفه‌تر خواهد بود؟
دانش‌آموزی که در برابر چنین مسأله‌ای قرار می‌گیرد، قاعدتاً باید در سلامت عقل چنین آدمی شک بکند؛ کسی که عالماً و عامداً می‌خواهد خاک بخورد تا به شرف عظیم روزه‌خواری نائل آید! همچو آدمی مسلماً دیوانه است و دیوانه مرفوع القلم است. شرع برای عقلاست و نه برای مجانین.
آری، آن شخصِ مفروض، آن معصیت‌کارِ سیه‌روزگار را دیوانه باید خواند؛ اما کسانی را که چنین مسائلی را به نام «فرهنگ و معارف اسلامی» قالب می‌زنند و آن را شرط ورود نوجوانان به دانشگاه قرار می‌دهند، چه باید نامید؟
خامه چون اینجا رسید ای مرد هوش
خون درون سینه‌ام آمد به جوش
زانکه گفتم‌‌هاتفی در گوش جان
تو از آن ابله‌تری ای مستهان
مایة عمری گرامی داشتی
هین بیاور تا چه زآن برداشتی
عمرِ خود دادی، گرفتی ای حزون
جزو دانی پر ز تخییل و ظنون
علم اگر این است، بگذار و برو
صد شتر زین علم نزد من دو جو
این شعرها از من نیست، از عالمِ مجتهدِ صاحب‌نظر علامه‌الفقها ملا احمد نراقی صاحب مثنوی معروف «طاقدیس» است. او شکایت دارد که چرا «علم فقه احکام» دستخوش تخیلات شده و به «سدّ» و مانعی در راه کمال مبدل گشته است. چرا وقت و عمر طلبه‌ها را با طرح این قبیل مسائل تباه می‌کنند؟
پشکلی گر جست از کون بزی
کور شد زان چشم مرد هرمزی
آن دیت آیا به صاحب بز بود
یا دیت با خواجة هرمز بُود
گر ز قاف افتاد عنقا بَر چهی
چند دلو از آن کشی گر آگهی
خون حیض آید اگر از گوش زن
حکم آن چبود بگو ای بوالحسن
گر زنی گردد ز جنی حامله
ارث او چبود ز جن ای صد دله
این غلط باشد غلط‌اندر غلط
صرف کردن عمر خود را این نمط
به یاد بیاوریم روزگار نراقی را که سیطره فقه بر تمام ساحت‌های زندگی مردم گسترده بود و فقیه بر خود لازم می‌دانست که در کرّ و فرّ مباحثات و تشقیق شقوق، حتی برای غیر معقول‌ترین و غیر واقعی‌ترین مفروضات هم جواب داشته باشد و از این قبیل است سؤال از میراث زنی که با یک نفر جن همبستر گردد و از او حامله شود یا حکم خون حیض زن که نه از مجرای طبیعی، بلکه از سوراخ گوش او بیرون زند، در ابیاتی که از نراقی نقل شد و یا انبوه مسائل دیگری از همین جنس که در الفیه معروف حجت‌الاسلام نیّر تبریزی ـ آن شاهکار ملّمع ترکی و فارسی و عربی ـ آمده است:
اختلفوا فی فضلات الجن
طهّرها معظم اهل الفنّ
و یظهر المیل الی النجاسه
من ابن یحیی و فقیه الخمسه
و رقصه البرغوث فی السّروال
محظورة عندی بلااشکال
و خرخر البوقات فی الاسحار
لیس من الغنا علی المختار
و هل تضرّ عرعر السّلطان
من الغناء فی الرئا قولان
فقال قوم فیه باللحوق
و الحق عندی انّه کالبوق
اگر فاضل نراقی از حکم میراث زنی که به یکی از اجنّه شوهر کرده باشد می‌پرسد، حجه‌الاسلام نیّر از طهارت یا نجاست مدفوع جن سؤال می‌کند! رقص برای انسان البته جایز نیست، اما آن کیک که در تنبان طلبه افتاده است، می‌تواند به پایکوبی برخیزد و شادمانه رقاصی کند. بوق حمام که در بامدادان به صدا درمی‌آید (درمی‌آمد)، غنا تلقی نمی‌شود و مجاز است؛ اما سلطان الذاکرین ـ مرثیه‌خوان معروف عصر ـ که عرعر می‌کند چطور؟ آیا می‌شود صدای او را با صدای بوق حمام از یک نوع دانست و حکم آن دو را به هم ملحق کرد؟ سرتاسر مثنوی «فسوه الفصیل» حجه‌الاسلام پر است از این طنز تیز و تند، سرشار از لحنی تمسخرآمیز و گزنده و بی‌پروا.
نراقی و نیّر هر دو در قرن نوزدهم می‌زیستند و ضایع کردن عمر با این ترهّات را برنمی‌تافتند؛ چرا فقهای عصر کامپیوتر و الکترونیک دم برنمی‌زنند و اجازه می‌دهند این نوع مسائل به عنوان «فرهنگ و معارف اسلامی» مطرح شود و نسل جوان را بیش از آنچه هست، از دین و دانش بیزار گرداند؟

 

منبع: روزنامه اطلاعات

کتاب جدید منطق پایه دهم دبیرستان

کتاب جدید «منطق» پایه‌ی دهم دبیرستان در ایران که برای دانش‌آموزان رشته‌ی ادبیات و علوم انسانی و نیز علوم و معارف اسلامی نوشته شده و امسال (۱۳۹۶) برای نخستین بار منتشر شد، به نظرم یک اتفاق مبارک آمد و شایسته‌ی توجه. بگذارید روایت خودم از این کتاب را با یک روایت شخصی آغاز کنم. کتاب منطق دبیرستان‌مان را به خوبی در خاطر دارم؛ جلد کاهی، سیاه و سفید، توضیحات خشک و انتزاعی، خالی از هرگونه حکایت و مثال‌های تر و تازه و روزآمد و پر از ایجاز مخلّ و در مواردی اطناب غیر ضروری و مملّ و با حروف‌چینی ابتدایی. کتاب منطق پایه‌ی دهم اما تا حدود زیادی همان چیزی است که هر دانش‌پژوه علاقمندی آرزوی‌اش را دارد: رنگی، پر از مثال‌های به‌روز، حروف‌چینی چشم‌نواز، حکایت‌های مرتبط و شیرین، تمرین‌هایی که در دل درس کار گذاشته شده و تافته‌ای جدا بافته از متن درس نیست. وانگهی، این کتابِ آموزشی، سنجش‌گرانه‌اندیشی یا منطق کاربردی را هم جدی گرفته و سراسر اثر در صدد طرح مغالطات مختلف است، علاوه بر این که بخش پایانی کتاب به طور ویژه به این موضوع اختصاص یافته است. هم‌چنین این اثر به منطق جدید هم نظر داشته و مثلا در پانوشتی می‌گوید که گرچه در منطق سنتی ارسطویی، تمثیلْ شیوه‌ی استدلالی‌ای جدا از قیاس و استقراء به حساب می‌آمده، امروزه اما تمثیل را گونه‌ای از استقراء به حساب می‌آورند. بر همین قیاس، گنجاندن «استنتاج بهترین تبیین» به عنوان گونه‌ای از استقراء، که از خلاقیت‌های دیگر این کتاب است، شایسته‌ی ذکر است که تحت تأثیر منطق جدید افزوده شده است. گرچه این اثر در افزودن مطالب یا دسته‌بندی‌های جدید، از منطق جدید اثر پذیرفته اما در حذف بحث‌هایی که امروزه دیگر در منطق بحث نمی‌شود، گشاده‌دست نبوده است. مثلا بحث «مواد قیاس» (صناعات خمس) امروزه، از جمله، در معرفت‌شناسی بحث می‌شود ولی در گذشته در منطق بحث می‌شد و به نظر نمی‌رسد که حذف آن ضرری به منطق‌آموزی امروزی وارد آورد. کتاب در نیمه‌ی دوم البته به روانی نیمه‌ی اول نیست و از ایجاز احیانا مخلّ هم سراسر خالی نیست. این داوری به ویژه در باب بخش احکام قضایا و شیوه‌ی اعتبارسنجی قیاس‌ها بیشتر به چشم می‌آید. با توجه به پیچیدگی این موضوعات منطقی شاید این ناروانی امری تا حدودی گریزناپذیر باشد. کتاب، هم‌چنین در اعتبارسنجی قیاس‌ها خلاقیت‌هایی به خرج داده است که از منطق ارسطویی سنتی فراتر می‌رود. مثلا استفاده از دامنه‌ی محمول یا موضوع برای سنجش اعتبار قیاس به صورت یک قاعده‌ی کلی که در باب همه‌ی شکل‌های قیاس صادق است (ارسطوییان به جای این قاعده‌ی کلی، برای هر شکل قیاس هم قواعد اعتبار جداگانه‌ای پیشنهاد می‌کردند). این کتاب آموزشی، درست مثل یک اثر تحقیقی، در انتها کتاب‌نامه‌ای مرتب دارد که تنوع منابع مورد استفاده‌ی نویسنده را نشان می‌دهد. نویسنده‌ی این اثر، دکتر سعید انواری است که دکترای فلسفه‌ی اسلامی از انجمن حکمت و فلسفه دارد. وی دوره‌ی تحقیق پست‌دکتری خود را در دانشگاه کاتولیکی امریکا گذرانده است. سعید انواری اکنون پژوهشگر و مدرس فلسفه و عرفان اسلامی است و شاید از همین رو در جای-جای کتاب حکایت‌های تر و شیرین عرفانی را، که نکته‌ی خشکی منطق‌شناختی در خود دارد، در کتاب آورده است. در پایان، حاشیه‌ای هم بزنم در باب استفاده از علامت سجاوندیِ «دو نقطه» در این اثر. در سراسر این کتاب، علامت دو نقطه پس از یک فاصله با کلمه‌ی قبل آمده و نه چسبیده به آن، که بر اساس قواعد نقطه‌گذاری خطاست.

یاسر میردامادی

کتاب را از اینجا می توانید دانلود کنید.


شرایط اعطای جایزه‌ های تحصیلی به دانشجویان برتر اعلام شد

بنیاد ملی نخبگان بر اساس آیین‌نامه «اعطای جایزه‌های تحصیلی به دانشجویان صاحب استعداد برتر» در سال تحصیلی ۹۷-۱۳۹۶ تسهیلات ویژه‌ای را در قالب چهار جایزه آموزش، پژوهش، فناوری و فرهنگ به دانشجویان صاحب استعداد برتر دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌های کشور اعطا می‌کند.

به گزارش ایسنا، بنیاد ملی نخبگان بر اساس آیین‌نامه «اعطای جایزه‌های تحصیلی به دانشجویان صاحب استعداد برتر» تسهیلات ویژه‌ای را در قالب چهار جایزه آموزش، پژوهش، فناوری و فرهنگ شامل موارد متعددی از قبیل راتبه دانشجویی، اعتبار آموزش‌یاری، اعتبار پژوهش‌یاری، اعتبار فن‌یاری، اعتبار توان‌مندی آموزشی، اعتبار ارتباطات علمی، اعتبار توان‌مندی کارآفرینی و … به دانشجویان صاحب استعداد برتر دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌های کشور اعطا می‌کند.

بر این اساس، دانشجویان دوره‌های کارشناسی، کارشناسی‌ارشد، دکتری حرفه‌ای، دکتری تخصصی همه رشته‌ها و دوره‌های تخصص و فوق‌تخصص رشته‌های علوم پزشکی که در سال‌های مجاز تحصیل (دانشجویان دوره کارشناسی چهار سال، دانشجویان دوره کارشناسی ارشد دو سال، دانشجویان دوره دکتری حرفه‌ای هفت سال، دانشجویان دوره دکتری تخصصی و دوره‌های تخصص علوم پزشکی چهارسال و دانشجویان دوره‌های فوق تخصص در رشته‌های علوم پزشکی سه سال) در هر یک از دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی یا دانشگاه آزاد اسلامی تحصیل می‌کنند، می‌توانند از این جوایز بهره‌مند شوند.

بررسی پرونده دانشجویان منوط به ثبت کامل اطلاعات متقاضی در سامانه اطلاعاتی بنیاد ملی نخبگان (soraya.bmn.ir) و سپس انتخاب گزینه «شروع فرایند» در فرایند «درخواست بررسی پرونده برای جایزه‌های تحصیلی» در بخش «درخواست‌ها»ی سامانه است.

متقاضیان برای بهره‌مندی از این جوایز باید حائز بیشترین امتیاز از فعالیت‌های نخبگانی و همچنین دارای دست‌کم یکی از ویژگی‌های «کسب مدال طلا، نقره یا برنز در المپیادهای دانش‌آموزی ملی و جهانی»، «کسب رتبه برتر در آزمون‌های سراسری ورود به دانشگاه‌های کشور (رتبه‌های کشوری زیر ۱۰۰۰ ورود به دوره کارشناسی یا دکتری حرفه‌ای در گروه‌های ریاضی و فنی، علوم تجربی، علوم انسانی، هنر یا زبان‌های خارجی و رتبه‌های زیر ۵۰ در مجموعه امتحانی در دوره کارشناسی ارشد)»، «کسب رتبه اول تا سوم در المپیادهای ملی دانشجویی»، «کسب رتبه برتر در آزمون‌های سراسری علوم پزشکی کشور اعم از آزمون‌های جامع علوم پایه، پیش‌کارورزی، دستیاری در رشته‌های پزشکی، دندان‌پزشکی و داروسازی و دستیاری فوق تخصصی پزشکی»، «کسب عنوان دانشجوی ممتاز دانشگاه»، «کسب عنوان دانشجوی نمونه کشوری»، «برگزیده شدن در جشنواره‌های علمی، پژوهشی،‌ فناورانه مورد تأیید بنیاد»، «برگزیدگان هنری، ادبی یا قرآنی (بر اساس مقررات بنیاد)»، «برگزیده شدن در مسابقه‌های ملی و جهانی مهارت» و «ثبت اختراع برگزیده بر اساس آیین‌نامه شناسایی و پشتیبانی از اختراع‌های برگزیده» باشند.

دانشجویان بایدحدنصاب مورد تأیید بنیاد را از فعالیت‌های نخبگانی (شامل فعالیت­های فناورانه، پژوهشی و آموزشی) به‌دست آورند و همچنین دارای بیشترین امتیاز در بین سایر متقاضیان باشند.

بررسی داشتن حد نصاب لازم و کسب بیشترین امتیاز در بین متقاضیان، بر اساس فعالیت‌های نخبگانی اعلامی متقاضی، توسط سامانه اطلاعاتی بنیاد محاسبه و نتیجه آن از طریق سامانه به متقاضی اعلام می‌شود.

مصادیق فعالیت‌های نخبگانی دارای امتیاز شامل «موفقیت‌های علمی در دانشگاه (آموزشی، پژوهشی، فناورانه و …)»، «کسب رتبه برتر در آزمون‌های علمی (مانند کنکور، آزمون‌های سراسری علوم پزشکی، المپیادهای دانشجویی و …)»، «برگزیده شدن در جشنواره‌های علمی، پژوهشی،‌ فناورانهة مورد تأیید بنیاد (مانند جشنواره‌­های خوارزمی، رازی، فارابی ، رویش و …)» و «برگزیده شدن در جشنواره‌های معتبر ادبی و هنری یا فعالیت‌های‌قرآنی مورد تأیید بنیاد» است.

بر اساس اعلام پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان، با توجه به اینکه امتیازهای دانشجویان به کمک نرم‌افزار تخصصی محاسبه می‌شود، لازم است «همه اطلاعات به طور کامل در سامانه بارگذاری شود» و «فرصت نهایی برای تکمیل پرونده و ارائه درخواست، ششم شهریور ماه امسال است و ضروری است دانشجویان اطلاعات خود را به همراه مدارک مثبته حداکثر تا این تاریخ در سامانه اطلاعاتی بنیاد بارگذاری کنند و سپس گزینه «شروع فرایند» را در فرایند «درخواست بررسی پرونده برای جایزه‌های تحصیلی» در بخش «درخواست‌ها»ی سامانه انتخاب کنند».

ملاک محاسبه میانگین کل دانشجو در طول تحصیل، میانگین کسب‌شده دانشجو تا تاریخ اول شهریور ۹۶ است و با توجه به بسته شدن سامانه اطلاعاتی در تاریخ ۶ شهریور، لازم است دانشجویان آخرین میانگین کل خود را حداکثر تا این تاریخ در سامانه ثبت کنند.

چنانچه در هر مرحله از بررسی مشخص شود متقاضی اطلاعاتی خلاف واقع را بارگذاری کرده است، متقاضی نه‌فقط از این جایزه، بلکه از تمامی تسهیلات بنیاد محروم می‌شود و عدم صداقت وی به دستگاه‌های ذی‌ربط اعلام و به لحاظ حقوقی موضوع پیگیری می‌شود.

تحویل اطلاعات،‌ بررسی اطلاعات و اعلام نتایج صرفاً از طریق سامانه اطلاعاتی بنیاد و به شکل الکترونیکی صورت می‌پذیرد.

منبع: ایسنا

گزارش جلسه سخنرانی چیستی تکامل: مروری بر روند تطور انسان

بحث درباره خاستگاه، تبار و چیستی انسان، از جذاب ترین و چالش برانگیزترین موضوعات علم انسان شناسی است. این که ما کیستیم و از کجا آمده ایم، از جمله مهمترین پرسش هایی است که هر انسانی در طول حیات خود با آن مواجه است. پاسخ به این پرسش ها از زوایای مختلف فلسفی، الهیاتی و دیرین انسان شناختی امکان پذیر است. دکتر حامد وحدتی نسب، دارای دکتری انسان شناسی پیش از تاریخ از دانشگاه ایالتی آریزونا – مؤسسه منشأ انسان، و دو پسا دکتری در باستان شناسی مولکولی (از دانشگاه آلبرتای کانادا) و زیست باستان شناسی (از دانشگاه آکسفورد) و صاحب تألیفات و پژوهش های متعدد، در سخنرانی خود در سوم اسفند ۱۳۹۵ در پژوهشکده تاریخ علم دانشگاه تهران به پاسخ این سؤال با رویکرد دیرین انسان شناختی پرداخت. او با اشاره به انتخاب عامدانه واژه های تکامل و تطور، برابرِ فارسی Evolution، در عنوان سخنرانی خود، بحث را با مروری بر این واژه ها آغاز کرد و واژۀ تطور (یا تحول) را، در مقابل تکامل، ترجیح داد. در ادامه، به پیشینه اندیشه های تطوری در اساطیر تمدن های کهن اشاره کرد و به توضیح سیر تاریخی شکل گیری و شکوفایی این اندیشه ها و معرفی تأثیرگذارترین دانشمندان در این زمینه پرداخت. او در بخش اصلی سخنرانی خود، پس از مرور شباهت ها و تفاوت های انسان ها و شامپانزه ها، گام به گام، نقاط و موضوعات کلیدی در روند تطور انسان، همچون زمان و جغرافیای انشقاق اجداد انسان ریخت ها از اجداد شامپانزه ها را روشن کرد. به نظر انسان شناسان آغاز راه رفتن روی دوپا کلیدی ترین رخداد در مسیر تطور انسان به حساب می آید. سپس، نخستین ابزار سازی، پیچیده تر شدن تدریجی این رخداد در گونه های مختلف انسان، رخدادهای اقلیمی و تغییرات ریختی گونه های انسانی که منجر به خروج آنها از قاره آفریقا در دورۀ بعد از انسانِ راست قامت/کارگر شد، با شواهد و مدارکی تبیین گردید. این شواهدِ مراحل مختلفِ رشد از مطالعات زیست-باستان شناختی و جدیدترین مطالعات ژنتیکی به دست آمده بودند و سخنران در باره هر یک از آنها توضیح کافی داد. از دیگر نکات جالب توجه این سخنرانی گزارش موقعیت جغرافیایی کلیدی ایران در مهاجرت گونه های انسانی به شرق و مسیرهای این مهاجرت ها بود.
حاضران در این جلسه، ضمن دریافت دیدی کلی دربارۀ روند تطور انسان، با تغییرات تدریجی در سبک زندگی گونه های انسانی، از گردآوری مواد غذایی گرفته تا اختراع و کنترل آتش، نحوۀ شکار، زندگی در قالب دسته ها، اهلی سازی جانوران، اِبداع کشاورزی و پیامدهای آن، گسترش دسته ها و شکل-گیری جوامع بزرگ بشری آشنا شدند.

گزارشگر: دکتر مرضیه کاظمی

جلسه سخنرانی با موضوع چیستی تکامل

جلسه سخنرانی با موضوع چیستی تکامل: مروری بر روند تطور انسان توسط دکتر حامد وحدتی نسب، دانشیار گروه باستان شناسی دانشگاه تربیت مدرس، برگزار می شود.

زمان: سه شنبه ۳ اسفند سال ۱۳۹۵ مکان: پژوهشکده تاریخ علم. تهران، خیابان انقلاب، خیابان قدس، کوچه بهنام، پلاک ۲۳

ورود برای عموم علاقمندان آزاد است. برای اطلاع بیشتر با شماه تلفن ۷-۸۸۹۹۳۰۱۶ تماس حاصل نمایید.

سومین هم ‌اندیشی جایگاه مطالعات قرآنی در تحول علوم انسانی

سومین هم ‌اندیشی جایگاه مطالعات قرآنی در تحول علوم انسانی، با موضوع «روش شناسی مطالعات میان رشته ای قرآن کریم» در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۲۵ بهمن ماه سال ۱۳۹۵ از ساعت ۹ تا ۱۸ برگزار می ‌شود.

این نشست با حضور فروغ پارسا، احمد پاکتچی، فاطمه توفیقی، ابوالفضا حری، علی اصغر سلطانی، محمد کاظم شاکر، محمد مجتهد شبستری، قاسم درزی، معصومه ریعان، هادی رهنما، مقصود فراست ‌خواه، احد فرامرز قراملکی، محمد سالار کسرایی، مرتضی کریمی نیا، مهدی مطیع و احمد واعظی برگزار خواهد شد.

این برنامه در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی واقع در بزرگراه کردستان، خیابان دکتر آئینه وند (۶۴ غربی) برگزار می‌ شود.

پیر مرد و دریا

فیلم مستند “پیرمرد و دریا” به کارگردانی ناهید رضایی مروری است بر داستان ترجمه در ایران از روزگاران قدیم تا به حال به روایت تنی چند از مترجمان نامدار ایرانی. فراز و فرودهای ترجمه، اهمیت و تاثیر ترجمه ها بر رویدادهای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی در دوران مختلف و گفتگوهای نظری پیرامون مفاهیم ترجمه در دوران معاصر، از جمله دیدگاه های مطرح شده در این فیلم است. کارگردان با مرور خاطرات شخصی و اثر ترجمه ها بر زندگی خود از کودکی تا به حال، راهی برای ورود به موضوع باز می کند. آذرتاش آذرنوش، منوچهر انور، عبدالرحیم جعفری، محمدرضا جعفری، نجف دریابندری، پیروز سیار، کامران فانی، صفدر تقی زاده، مژده دقیقی، محمد شریفی، علی صلح جو، فرزانه طاهری، مراد فرهادپور، مدیا کاشیگر، محمدعلی کشاورز، صالح نجفی و فاطمه ولیانی روایتگران این فیلم مستند ۶۳ دقیقه ای هستند.

www.hanooz.pub

تهران، خيابان كريمخان، بين ايرانشهر و ماهشهر، پلاك ١٣٤، طبقه دوم، فروشگاه نشر هنوز… تلفن: ٨٨٨١٠٩٩١-٠٢١.

ترجمه سه کتاب از خانم پاتریشا کرون به فارسی

پاتریشا کرون متولد ۱۹۴۵ دانمارک (وفات ۲۰۱۵) پژوهشگر، نویسنده، شرق ‌شناس و تاریخ‌دان (تاریخ صدر اسلام) است. او سالهای آخر عمرش مدیر بخش مطالعات تاریخی و فرهنگ اسلامی پرینستون بود. این مؤسسه نهادی عام المنفعه و وقف امور مطالعاتی در سطح عالی است. کرون در سال ۱۹۷۷ به ‌عنوان مدرس تاریخ اسلام به دانشگاه آکسفورد رفت. همچنین در سال ۱۹۹۰، به ‌عنوان دستیار مطالعات اسلامی، در کالج گانویل و کیز در دانشگاه کیمبریج مشغول تدریس و پژوهش بود. او در کیمبریج از سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۴ در رشته مطالعات اسلامی تدریس کرد و از ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۷ نیز به تدریس تاریخ اسلام مشغول بود. سپس به مؤسسه‌ مطالعات پیشرفته پرینستون رفت و در سال ۲۰۰۲ هم به عضویت هیأت تحریریه مجله‌ تکامل اجتماعی و تاریخ درآمد. از خانم کرون بیش از ده کتاب در زمینه تاریخ و تمدن اسلامی منتشر شده، و او در انتشار مجموعه پژوهش‌هایی در زمینه قانون اسلامی و مطالعات اجتماعی نیز مشارکت داشته است. وی همچنین عضو هیئت مدیره پنج نشریه ادواری تاریخی از جمله دایره المعارف اندیشه سیاسی بود و در انجمن فلسفه آمریکا نیز عضویت داشت. همچنین در دانشکده الهیات در دانشگاه آرهوس نیز سمت استاد افتخاری داشت. کتاب‌ های جامعه‌ های ماقبل صنعتی، تاریخ اندیشه سیاسی در اسلام و مقنع و سپید جامگان از جمله آثار اوست که هر سه به قلم مسعود جعفری جزی به فارسی ترجمه شده‌اند.

دومین «سرو ایرانی» برای «ژاله آموزگار»

«سرو ایرانی» نخستین جایزه غیردولتی میراث فرهنگی که توسط تعدادی از انجمن‌های علمی و فرهنگی تاسیس شده است در دومین دوره خود، به دکتر «ژاله آموزگار» استاد فرهنگ و زبان اساطیری ایران اهداء می‌شود.

به گزارش ایسنا، جایزه «سرو ایرانی» پس از انتخاب دکتر «ژاله آموزگار»،استاد پرتلاش و کهنه‌کار فرهنگ و زبان‌های باستانی ایران به دلیل یک عمر کوشش فرهنگی برای ترویج و آموزش زبان‌ها و اساطیر ایرانی، «میلاد وندایی»، کارشناس ارشد باستان‌شناسی را نیز به عنوان جوان برتر سال در حوزه میراث فرهنگی انتخاب کرد که این جایزه به او نیز اهداء خواهد شد.

دکتر «ژاله آموزگار» متولد ۱۲ آذر ۱۳۱۸ شهرستان خوی، تحصیلات خود را در تبریز و پاریس در رشته زبان‌های باستانی ایران به پایان رساند و سال‌ها به عنوان همکار استاد فقید دکتر احمد تفضلی به فعالیت‌های علمی پرداخت و پس از درگذشت او به تدریس و تالیف و ترجمه ادامه داد. از جمله آثار تألیفی او می‌توان به «تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام»، «زبان پهلوی، ادبیات و دستور آن» و« تاریخ اساطیری ایران» اشاره کرد.

همچنین کتاب‌هایی همچون «نمونه‌های نخستین انسان و نخستین شهریار» اثر آرتور کریستن‌سن، «شناخت اساطیر ایران» نوشته جان هینلز و «ارداویراف‌نامه» ویرایش فیلیپ ژینیو از آثار ترجمه‌ای این استاد کهنه‌کار دانشگاه تهران است.

آموزگار، عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بوده است و از سال ۱۳۴۹ تا امروز به مدت ۴۶ سال است که به تدریس در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران مشغول است و بسیاری از استادان رشته‌های گوناگون این دانشکده، از شاگردان او بوده‌اند. او امسال جایزه «لژیون دونور» را از وزارت فرهنگ فرانسه دریافت کرد.

هیأت داوران سرو ایرانی شامل استادان دانشگاه‌های کشور به پاس یک عمر کوشش برای پژوهش و آموزش در راستای میراث معنوی ایران، به اتفاق آراء دکتر ژاله آموزگار را به عنوان استاد برتر برگزید.

«میلاد وندائی»، متولد ۱۴ دی ۱۳۶۴ شهر همدان، است. او کارشناسی و کارشناسی ارشد خود در رشته باستان‌شناسی را از دانشگاه آزاد همدان و ابهر دریافت کرده و از سال ۱۳۸۸ به کاوش‌های میدانی باستان‌شناسی، تألیف کتاب و مقالات پژوهشی و ترویجی و فعالیت در زمینه معرفی و حفظ یادمان‌های میراث فرهنگی کشور پرداخته است. وندائی سردبیر مجله باستان‌شناسی کندوکاو، سردبیر بخش باستان‌شناسی دانشنامه «ساسانیکا» و دبیر علمی سه دوره «همایش باستانشناسی ساسانیان» است. زمینه تخصصی او نقوش برجسته ساسانی بوده و تاکنون دو جلد کتاب و چندین مقاله در این باره تألیف کرده است. علاوه بر آن باید به فعالیت‌های او در زمینه کشف و پژوهش بر چهارطاقی‌ها در ایران اشاره کرد.

وندائی در سال ۱۳۹۰ به عنوان پژوهشگر برگزیده دانشجویی تقدیر شد. او در این سال‌ها با چاپ یادداشت‌هایی پیگیر در نشریات و رسانه‌ها خطرات تهدیدکننده آثار ثبت شده یا ثبت نشده میراث فرهنگی را گوشزد کرده است. هیأت داوران سرو ایرانی با اکثریت آراء، میلاد وندائی را به عنوان جوان برتر در زمینه میراث فرهنگی برگزید.

باشگاه «شاهنامه پژوهان ایران»، «بنیاد فرهنگی جمشید»، «انجمن علمی باستانشناسی دانشگاه مازندران»، «انجمن علمی باستانشناسی دانشگاه شهید بهشتی»، «کانون ایرانشناسی وابسته به دانشگاه شهید بهشتی»، «کانون ایرانشناسی وابسته به دانشگاه تهران»، «انجمن علمی تاریخ دانشگاه تهران»، «انجمن علمی ایرانشناسی دانشگاه تهران»، «انجمن علمی زبانهای باستانی دانشگاه تهران»، «انجمن علمی زبانشناسی دانشگاه علامه»، «انجمن علمی تاریخ دانشگاه شهید چمران (اهواز) »، «انجمن مهرگان شیراز»، «انجمن میراث فرهنگی اراک»، «انجمن میراث فرهنگی چارمحال و بختیاری» و «مجله علمی-تخصصی کهن‌دژ» برگزارکننده این جایزه غیردولتی در دوره دوم هستند.

پیش از این در دوره نخستِ این جوایز فرهنگی، نخستین جایزه «سرو ایرانی» به دکتر عبدالمجید ارفعی متخصص زبان‌های ایلامی و اکدی برای یک عمر تلاش علمی و فرهنگی و «آیدین سلسبیلی» گرافیست و تصویرگر شاهنامه، به عنوان چهره جوان برتر اهداء شد.

بنابر اعلام دبیرخانه این جایزه، آیین اهدای تندیس بزودی برگزار می‌شود.

برای مشاهده آثار «ژاله آموزگار» در وب سایت اینجا را کلیک کنید.

منبع: ایسنا

نکوداشت دکتر ناصر تکمیل همایون

نکوداشت ناصر تکمیل همایون به پاس نیم قرن تلاش علمی و فرهنگی وی در ایوان شمس برگزار می شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، انجمن جامعه شناسی ایران و معاونت فرهنگی هنر شهرداری تهران با همکاری سایر نهادها به پاس نیم قرن تلاش علمی و فرهنگی نکوداشت دکتر ناصر تکمیل همایون را برگزار می کنند.

تکمیل همایون، جامعه‌شناس و تاریخ‌نگار ایرانی و استاد پژوهشکده تاریخ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است. او دوره کارشناسی فلسفه و علوم تربیتی و کارشناسی ارشد علوم اجتماعی را در دانشگاه تهران گذراند و دوره دکترای تاریخ و دکترای جامعه‌ شناسی را به ترتیب در سال‌ های ۱۳۵۱ و ۱۳۵۶ در دانشگاه پاریس به پایان برد. تکمیل همایون اکنون در پژوهشکده تاریخ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی فعالیت دارد.

این مراسم دوشنبه ۱۳ دی ماه ساعت ۱۶ در محل مجموعه فرهنگی هنری ایوان شمس واقع در بزرگراه جلال آل احمد ابتدای بزرگراه کردستان برگزار می شود.

روز جهانی مبارزه با خشونت بر ضد زنان‎

از سال ۱۹۸۱، ۲۵ نوامبر هر سال (برابر با  چهارم یا پنجم آذر) به عنوان روز جهانی رفع خشونت علیه زنان برگزیده شده است. این روز برای یادآوری عزم همگانی ملتها برای مبارزه با خشونت علیه زنان انتخاب شده است.  شورای عمومی سازمان ملل متحد در ۱۷ اکتبر ۱۹۹۹ نامگذاری این روز را به عنوان روزی جهانی تصویب کرد. این تاریخ به خاطر قتل وحشیانه سه خواهر میرابال، از فعالان سیاسی اهل جمهوری دومینیکن، انتخاب شده است.
خشونت علیه زنان در همه طبقات اجتماعی، اقتصادی، نژادی و سنی وجود دارد. این مشکل از بدو تمدن بشری وجود داشته ولی امروزه که فعالیتهای اجتماعی زنان بیشتر شده و بسیاری از حقوق خود را در جوامع مختلف استیفاد کرده اند و همانند مردان در جامعه حضور دارند افزایش  یافته است. برای آگاهی بیشتر مردم و حتی بسیاری از زنان که از خشونتهای وارده بر خود اگاه نیستند، و نیز در اثر فعالیت های انجمن های مختلف حقوق زنان، مجمع عمومی سازمان ملل در دسامبر ۱۹۹۳ طی اعلامیه ای با عنوان ” اعلامیه حذف خشونت علیه زنان ” (Declaration on the Elimination of Violence against Women ) خشونت را این گونه تعریف می کند:
در این اعلامیه، عبارت “خشونت علیه زنان” به معنی هر عمل خشونت آمیز بر اساس جنس است که به آسیب یا رنجاندن جسمی، جنسی، یا روانی زنان منجر شود، یا احتمال رود که منجر شود، از جمله تهدیدات یا اعمال مشابه، اجبار یا محروم کردن مستبدانه زنان از آزادی، که در منظر عموم یا در زندگی خصوصی انجام شود.
در ماده دو مصادیقی برای این خشونت شمارش شده است:
الف: خشونت جسمی، جنسی و روانی که در خانواده اتفاق می افتد، از جمله کتک زدن، آزار جنسی دختربچه ها در خانه، خشونت مربوط به جهیزیه، تجاوز توسط شوهر، ختنه زنان و دیگر رسوم عملی که به زنان آسیب می رساند، خشونت در رابطه بدون ازدواج و خشونت مربوط به استثمار زنان؛
ب: خشونت جسمی، جنسی و روانی که در جامعه اتفاق می افتد، از جمله تجاوز، سوء استفاده جنسی، آزار جنسی و ارعاب در محیط کار، در مراکز آموزشی و جاهای دیگر، قاچاق زنان و تن فروشی اجباری؛
پ: خشونت جسمی، جنسی و روانی، در هر جایی، که توسط دولت انجام شود یا نادیده گرفته شود.
به امید این که حقوق و اصول مربوط به برابری، امنیت، آزادی، تمامیت، و وقار همه انسانها به طور جهانشمول در باره زنان و مردان اعمال شود.

سقوط یا صعود دانشگاه در ایران

مرتضی منادی: چرا دانشگاه بی مایه شده است
اگر نجنبیم، “آینده‌ای سیاه‌” در انتظار “دانشگاه” خواهد بود!

“پژوهش‌های علمی می‌گویند اکثر اساتید و دانشجویان با انگیزه به دانشگاه می‌آیند اما بدون‌ انگیزه از آن خارج می‌شوند. بی‌مایگی این روزهای دانشگاه حاصل سیاست غلط، برنامه‌ریزی اشتباه و تکیه‌زدن افراد بی‌مایه بر جایگاه‌های علمی است”.

وضعیت این روزهای دانشگاه خوب نیست. مدرک‌گرایی، بی‌انگیزگی، ناامیدی و بی‌اعتمادی فضای دانشگاه‌ها را گرفته.

گاهی تقصیر به گردن دانشجو می‌افتد و گاهی هم به گردن اساتید. گاهی دانشگاه متهم درجه اول این داستان است و گاه هم سیستم مدیریتی علمی.

اساتید دانشگاه در مقام اعضای سیستم دانشگاهی و گاه هم در مقام قربانیان این سیستم، چنین نظری ندارند؛ آن‌ها معتقدند یک کُل بیمار است.

دکتر مرتضی منادی -استاد دانشگاه الزهرا، عضو هیات علمی و پژوهش‌گر- می‌گوید اگر فکری به حال دانشگاه نشود دیری نمی‌پاید که آینده‌ای سیاه در انتظارمان خواهد بود.

این استاد در گفتگو با فرارو در ابتدا با اشاره به نکته‌ مهمی گفت: در دنیای امروز با رقابت چشمگیری که در بین کشورها بوجود آمده، شاخص‌های متنوعی را جهت توسعه و برتری درنظر می‌گیرند و از آن‌ها جهت پیشرفت جامعه استفاده می‌کنند. از جمله این شاخص‌ها، به زعم اینجانب، میزان تولید علم در زادگاهش، یعنی، دانشگاه است.

به گفته این استاد دانشگاه، هر چقدر دانشگاه‌ها پیشرفته‌تر (از نقطه‌نظر کیفیت و نه فقط کمّیت) باشند، پیشرفت علم و سپس پیشرفت جامعه بیشتر تضمین خواهد شد، زیرا دست‌آورد‌های علمی در سطوح مختلف جامعه حضور داشته و در برطرف‌کردن نیازهای مختلف افراد جامعه نقش چشم‌گیری را ایفا می‌کنند.

دکتر منادی ادامه داد: پیشرفت علم در گروِ پژوهش‌های با کیفیت دقیق، خوب، مناسب و کاربردی و قابل استفاده است. بنابراین هم مسئولین جامعه و هم دست‌اندرکاران مراکز علمی و هم خود پژوهشگران می‌باید به امر پژوهش (با کیفیت و کاربردی) دقت بیشتری داشته باشند.

وی با اشاره به رابطه تنگاتنگ میان «علم» «دانشگاه» «جامعه» و «پژوهش» به عملکرد ساختاری منسجم‌ آن‌ها اشاره کرده و گفت: نقص در هر بخش، کلیت این ساختار را در معرض خطر و از راندمان کار و نهایتاً محصول می‌کاهد.

مرتضی منادی تاکید کرد: این در حالی است که اینجانب به عنوان عضو هیئت علمی در دانشگاهی دولتی هرساله و چه بسا هر روزه شاهد ضعیف‌تر شدن سطح کیفیت آموزش عالی و رخوت و سستی و بی‌میلی در دانشگاه‌ها هستم

به اعتقاد این استاد دانشگاه اگر دست اندرکاران و مسئولین توجهی جدی به این وضعیت ضعیف نکنند، به زودی جامعۀ علمی ما دچار بحران خواهد شد که حل و فصل آن کاری سخت تر و پرهزینه تر خواهد بود.

چرا دانشگاه ضعیف شده است؟
دکتر منادی با اشاره به سهم دانشگاه و برنامه‌ریزان در ضعیف‌کردن دانشگاه‌ها تاکید کرد: دانشگاه دارای سه رکن اساسیِ مدیریت، اساتید و دانشجویان است. در این بین، اینجانب سهم تضعیف دانشگاه را نخست، به مدیریت و برنامه‌ریزان، سپس به اساتید داده و خیلی اندک دانشجویان را در این وضعیت ضعیف نزدیک به بحرانی را سهیم می‌دانم.

دکتر منادی در پاسخ به اینکه چرا چنین می‌اندیشد گفت: نخست اساتید تحصیل کردۀ خارجی که جدی‌تر هستند و ارتباط بیشتری با مراکز علمی غرب دارند و امکان حضور بیشتر در مجامع جدی‌تر را دارند رو به کاهش هستند.

وی همچنین ادامه داد: از آن‌سو اساتید تحصیل کردۀ داخلی که کمتر با معیارها و فضاهای آموزشی و فرهنگی دانشگاه‌های خارج ارتباط داشته و آشنا بوده و در همین نظام رشد کرده‌اند، لذا اکثر آنها کمتر با وضعیت موجود در تضاد می‌باشند، رو به افزایش‌اند. این روند به تضعیف دانشگاه می انجامد.

این استاد دانشگاه در توضیح دومین دلیل این امر اظهار کرد: آمارزدگی حوزۀ علمی ما، جمع‌آوری هر چه بیشتر مقالات سطحی و غیرکاربردی و غالبا با پژوهش‌ها یا پایان‌نامه‌های دانشجویان، منجر شده تا هم سطح اساتید کاهش یافته و هم سطح مقالات و بی‌مایگی در دانشگاه ترویج داده شود.

عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا با ذکر مثالی ادامه داد: برای مثال زمانی‌که اساتیدی پایان‌نامه‌های دانشجویان را ترجمه کرده و به عنوان مقاله در همایش‌های سطحی در خارج از کشور (که در حال افزایش هستند) مطرح می‌کنند؛ فاجعه‌ای بزرگ که تضعیف دانشگاه را به‌دنبال دارد.

دلیل سوم به اعتقاد مرتضی منادی افزایش تعداد مجلات به اصطلاح علمی پژوهشی و به‌تبع افزایش تعداد مقالات سطحی است که خود معضلی است بر گردۀ آموزش عالی.

وی در توضیح دلیل چهارم گفت: افزایش بی‌رویه پذیرش دانشجو در مقطع لیسانس و دکتری با معیارهای غیرعلمی و سپس اجرای بی‌رویه پایان‌نامه‌های سطحیِ تعدادی از دانشجویان، که اینجانب به آن سری‌دوزی و مدرک‌سازی می‌گویم (که دانشگاه‌ها را به کارخانه‌های مدرک‎سازی تبدیل کرده) و به‌خصوص فروش بی‌رویه پایان‌نامه و چاپ مقالات ISI به کمک پول، بر بی‌مایگی دانشگاه افزوده است.

این استاد دانشگاه اختصاص بخشی از دانشجویان دانشگاه‌ها جهت صاحب مدرک شدن و سپس مدرک‌سازی کارمندان ارگان‌های دولتی و حضور اندک این‌گونه دانشجویان در سر کلاس‌ها به دلیل اشتغال و بعضا فشار جهت گرفتن نمرۀ قبولی، فقط برای احراز پست‌های بالاتر و بهتر دلیل دیگر تضعیف دانشگاه دانست که ضربه‌ای هولناک بر پیکر بیجان آموزش عالی می‌زنند.

به گفته دکتر منادی دلیل دیگر ربا متاسفانه باید در مدیریت غیزعلمی دید؛ مدیریتی که بیشتر سیاسی و جناحی بوده و ضمن اینکه دانشگاه چندین و چند متولی داشته که بعضا اهل علم نیستند و همگی باعث تضعیف هر چه بیشتر دانشگاه شده‌اند.

عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا درباره دلیل هشتم ضعف دانشگاه‌های در ایران توضیح داد: عدم استفاده از دانشگاهیان کارشناس واقعی و نه سیاسی و جناحی هم در حل مشکلات و مُعضلات جامعه و هم برنامه‌ریزی‌های سطح کلان جامعه، از ‌سویی جامعه را در مسیر پیشرفت واقعی نیانداخته و از سوی دیگر، دانشجویان که شاهد چنین بی‌توجهی نسبت به اساتیدشان هستند، رغبتی به علم آموزی ندارند.

وی ادامه داد: در نهایت ارتقا سطحی و بعضا سیاسی-جناحی تعدادی از اساتید کم‌مایه، ضربه‌ای است مُهلک بر تارُک آموزش عالی.

دکتر مرتضی منادی در مجموع این عوامل سازنده محیط و بستری می‌داند که منجر به بی‌اعتمادی سه‌رکن اساسی دانشگاه یعنی مدیریت، اساتید و دانشجویان نسبت‌به یکدیگر و همچنین متهم‌کردن یکدیگر شده‌است؛ ضعف علمی و رخوت و سستی نیز به اعتقاد منادی نتیجه این اتفاق است.

چرا اساتید و دانشجویان ناامیدند؟
مرتضی منادی در پاسخ به این سئوال که چرا اساتید و دانشجویان ناامید شده‌اند ۴ دلیل را نام برده و اظهار کرد: جامعه ایران در اکثر موارد دچار مشکلات جدی نظیر افزایش اعتیاد، کاهش ازدواج، افزایش طلاق، افزایش اختلاس، بی‌عدالتی‌های اقتصادی در حوزه‌های کلان، بی‌احترامی سیاستمداران به یکدیگر، صنعت غیر استاندارد، بعضا پزشکان کم‌مسئولیت و مادی، سرمایه‌گذاری در صحنه‌هایی که هیچ سودی نه برای اسلام و نه برای ایران در بر دارد، شده‌است.

وی ادامه داد: عدم استفاده ازدانشگاهیان برای فهم و حل این مُعضلات، روزمره‌‌شدن دانشگاه‌ها همانند سیاست‌ کلان کشور، ارتقاء بی‌مایگان علمی به سطوح بالاتر، همه‌و‌همه دست به دست یکدیگر داده و محیط دانشگاه را بی‌رمق، همراه با رخوت و بی‌تحرکی کرده است.

مرتضی منادی محصول این حالات را ناامیدی نامید که در فضای دانشگاه‌های ما موج می زند.

به گفته این استاد دانشگاه اساتید صاحب‌نظر، صاحب‌سبک و مجرب، گوشه‌نشین شده یا به خارج پناه می‌برند و شارلاتان‌های علمی جایگاه ممتازی را گرفته و دانشجویان بی‌انگیزه‌تر می‌شوند.

مرتضی منادی همچنین تاکید کرد: پژوهش‌های متعدد گواه این نکته است که از سویی اکثر اساتید، با انگیزه وارد دانشگاه می‌شوند و از سوی دیگر اکثر دانشجویان نیز با‌علاقه و انگیزۀ زیاد وارد دانشگاه می‌شوند، ولی طولی نمی‌کشد که بی‌میلیِ علم آموزی در همۀ آنها افزایش می‌یابد.

دکتر منادی در انتها گفت: باری! دانشگاه‌ها و مراکز علمی روزبه‌روز ضعیف‌تر از روز قبل خود می‌شوند و اثرات آن‌را هم اینک در سطح جامعه با افزایش معضلاتش می‌بینیم و اگر نجنبیم، آینده‌ای سیاه‌تر در انتظار ما خواهد بود.

منبع: فرارو

فلسفه نبردی است بر ضد افسون‌ زدگی ذهن

۲۱ نوامبر (اول آذر) روز جهانی فلسفه

ویتگنشتاین: فلسفه نبردی است بر ضد افسون‌زدگی ذهن.

روز جهانی فلسفه از سوی سازمان یونسکو، سومین پنج‌شنبه از ماه نوامبر هر سال اعلام شده است. اولین مراسم بزرگداشت روز جهانی فلسفه در ۲۱ نوامبر سال ۲۰۰۲ برگزار شد. در ایران در سال های ریاست جمهوری آقای سید محمد خاتمی برنامه های سخنرانی و کنفرانس با حضور فیلسوفان بزرگ جهان چون هابرماس، جان هیک، دریدا، پلانتینگا و وینست برومر برگزار شد. به مناسبت این روز کتاب خواندنی و با ارزش، سرگذست فلسفه، اثر براین مگی را به خوانندگان همراه معرفی می کنیم.
براین مَگی در این کتاب ۲۵۰۰ سال فلسفه‌ غرب را، از یونان باستان تا فیلسوفان معاصر را پی می‌گیرد. در سایه‌ی دریافت عمیق او از فلسفه و پیچیدگی‌های آن، کتاب حاضر هم برای خواننده عادی قابل فهم است و هم برا خواننده آشنا با فلسفه لذت بخش.
فلسفه چیست؟
مطابق یک تعریف فلاسفه اصول بنیادین شناخت و وجود را مورد پرس‌ و جو قرار داده‌اند؛ سؤالاتی مانند «هستی چیست؟»، «آیا وجود خدا را می‌توان ثابت کرد؟» ازجمله سؤال هایی است که در این کتاب درباره آنها بحث شده است. مَگی به سراغ همه فیلسوفان نامدار، از افلاطون تا پوپر، می‌رود و ازجمله به قدیس اوگوستین، لاک، نیچه و دیگران می‌پردازد. او به این ترتیب با بیانی روشن ما را وارد جهان اندیشه‌ها می‌کند.
سرگذشت فلسفه، اثری است مصور و سرشار از نکات هوشمندانه دربارۀ بحث‌های جذاب فلسفی؛ کتاب راهنمایی است که خواندنش برای همه‌ دوستداران فلسفه ضرورت دارد. این کتاب مباحث اصلی فلسفه را شرح می‌دهد، پرسش‌های مهم فلسفی را به‌دقت بررسی می‌کند، و به تحلیل آثار عمدۀ فیلسوفان بزرگ می‌پردازد.
این کتاب با ترجمه حسن کامشاد توسط نشر نی چاپ شده است.
برای آثار خواندنی بیشتر در قلمرو فلسفه به کتابها و مقالات برتر در بخش فلسفه در ایران در همین وب سایت مراجعه فرمائید.

مغلطه: راهنمای درست اندیشیدن

مغلطه: راهنمای درست اندیشیدن
انتشارات ققنوس کتاب مغلطه: راهنمای درست اندیشیدن اثر جیمی وات (Jamie Whyte) با ترجمه مریم تقدیسی را منتشر کرد.
در مدرسه و دانشگاه ذهن افراد با اطلاعاتی ارزشمند پر می‌شود، ولی تشخیص خطاهای منطقی آموخته نشده‌است. هدف این کتاب پر کردن خلائی است که نظام آموزشی ایجاد کرده‌ است؛ ولی این کتاب کتاب درسی نیست. خواندن این اثر برای تمام کسانی است که هر روز با منطق و استدلال سروکار دارند، و این شامل همه می‌شود و خطاهای متداول در استدلال، به‌خصوص در هنگام بحث دربارۀ موضوعات اختلاف‌برانگیز، را در بر می‌گیرد. این کتاب شامل ۱۲ فصل است که هر فصل به بررسی یکی از مغلطه‌ها اختصاص یافته است. درک این مغلطه‌ها بعد از روشن شدنشان ساده می‌شود. جمی وایت، نویسنده این کتاب، مدرس سابق فلسفه در دانشگاه کمبریج و برندۀ جایزۀ معتبر مجلۀ Analysis برای بهترین مقاله‌ای است که یک فیلسوف زیر سی سال نوشته‌است. او مقالات بسیاری در مجلاتی مانند Analysis  و مجلۀ Philosophy of Science به چاپ رسانده است. مریم تقدیسی، مترجم این کتاب، دانش‌آموخته مترجمی زبان است. از میان کتاب‌های ترجمه شدۀ وی در انتشارات ققنوس می‌توان به تاریخچۀ کوتاهی از فلسفه، پرسش‌های اساسی فلسفه، بیندیشید و ثروتمند شوید، تفکر، چطور زندگی کنیم، خودیاری اشاره کرد.
بریده ای از این کتاب:
“با ایمان بودن چقدر لذت بخش است ولی به این که آیا موضوع مورد نظرتان حقیقت دارد یا نه هیچ ربطی ندارد ! ایمان هر قدر هم برای کسی احساسات زیبا ایجاد کند و هر قدر هم کسانی که این احساسات را را بروز می دهند فرهیخته باشند، باز هم از حیث نگرش مبتنی بر شواهد، دقیقا از جنس تعصب است. همین که باوری از سر ایمان شکل گرفته شاهدی است بر این که نه گواهی وجود دارد و نه دلیلی !”

منبع: وب سایت انتشارات ققنوس

سیف الدین نجم آبادی: استاد زبان شناسی

سیف الدین نجم آبادی: یادداشتی از دکتر قنبر علی رودگر

سیف الدین نجم آبادی استاد زبان شناسی و متخصص زبانهای فارسی پهلوی و باستان، استاد اسبق زبانهای باستانی ایرانی در دانشگاه تهران و استاد ایرانشناسی و زبانشناسی در دانشگاه هایدلبرگ آلمان هفته پیش درگذشت. او که در ۲۲ مهر ۱۳۹۵ در ۹۴ سالگی راهی دیار باقی شد نوه آیت الله حاج شیخ هادی نجم آبادی روحانی روشنفکر، آزادی خواه و قرآن مدار روزگار قاجار بود.
از او تالیفات، تصحیحات و ترجمه های سترگی (به فارسی و آلمانی) در حوزه زبانهای باستانی ایرانی، تاریخ ایران دوره اسلامی، ادیان ایرانی، دیوانهای شاعران کلاسیک پارسی و نیز نسخ خطی بر جای مانده است.
یکی از آخرین کارهایش که با وجود بیماریهای مستمر دوره کهنسالگی به انجام رساند ویرایش سوم تحریرالعقلاء تنها تالیف پدربزرگ پدری اش شیخ هادی نجم آبادی است. ویرایش این کتاب مستطاب و در واقع دگرگردانی نثرش که کارش را در سال ۱۳۸۴ به انجام رساند، آغاز آشنایی و معاشرت این بنده با این استاد فقید بوده است. وی کار بسامان رساندن تعلیقات و مقابله نثر بازگردانده با متن کتاب را به این بنده سپرد و حاصل کار را در هایدلبرگ آلمان چاپ کرد و در جای جای کتاب با سماحت و فروتنی، سهم ناچیز این جانب را بیش از آنچه بود، نمود.
پشتکار و پیگیری و خستگی ناپذیری دکتر نجم آبادی همواره برایم شگفت آور بوده است. در ۹۴ سالگی، دو ماه پیش از درگذشتش سختکوشانه در پی آماده سازی انتشار مجله دوزبانه نامه هایدلبرگ بود و نشانی از خستگی و نومیدی بروز نمی داد. خصال نیکوی او و شمه ای از تاملات علمی اش در نامه ها و ایمیلهایش به این جانب- که برخی از آنها به خط شکستهء بسیار خوش تحریر شده، انعکاس یافته که امیدوارم توفیق نشر آنها را بیابم.
بهترین خاطره ام از این استاد در خرداد ۱۳۸۸ رقم خورد که وی برای آخرین بار به تهران آمد و در همان سفر کتابخانه اش را وقف دانشگاه تهران کرد. در این سفر فرصتی دست داد تا استاد بزرگوارم دکتر هادی عالم زاده، که در دانشگاه تهران زبان پهلوی را نزد پروفسور نجم آبادی خوانده بود، استادش را از پس سالها دیدار کند و من به تماشای دیدار این دو استاد نشستم و از گفتار و رفتار آموزنده شان در این آخرین دیدار، گرمی و نیروی دوچندان گرفتم.
روان استاد نجم آبادی شاد باد! و دیر زیاد استادم دکتر عالم زاده!

حذف ۵۸ مقاله محققان ایرانی از هفت نشریه علمی

مروری برحذف ۵۸ مقاله محققان ایرانی از مجلات معتبر در گفت‌وگو با دکتر آخوندزاده:
گروه ضد پژوهش فرصت تازه یافتند
دکتر آخوندزاده

اخیرا مجله نیچر از حذف ۵۸ مقاله محققان ایرانی از هفت نشریه علمی چاپ شده توسط دو ناشر علمی خبر داد و مدعی شد که این مقالات که فهرست آنها نیز منتشر شده حاوی نشانه‌هایی از سرقت علمی یا دستکاری در روند داوری یا نام نویسندگان بوده‌اند. انتشارات علمی Springer Nature که نسبت به حذف این مقالات که نام ۲۸۲ محقق ایرانی در آنها ذکر شده اقدام کرده، مدعی شده است که نشانه‌هایی از تقلب در روند ارزیابی علمی و انتشار این مقالات شناسایی شده است.

دکتر شاهین آخوندزاده، قائم‌مقام معاون تحقیقات و فناوری وزیر بهداشت،‌ درمان و آموزش پزشکی در گفت‌وگو با ایسنا، به تشریح ابعاد واکنش‌های پس از اعلام این خبر پرداخت و گفت: اولین واکنش پس از اعلام این خبر، طبق معمول از گروهی ضد پژوهش در ایران بود که حسب سنت شروع شد که «ما گفته بودیم پژوهش به درد نمی‌خورد! » همانهایی که در سالیان نه چندان دور، نوشتن مقاله را خطای بزرگ می‌دانستند و اکنون در لاک دفاعی هستند، هر از چند گاهی مانند موقعیت فعلی شروع به حمله می‌کنند.

وی افزود: آنچه در این خبر ذکر شده، آن است که به سه دلیل عمده در این مقالات از جمله «نویسندگان غیر واقعی»، «تقلب در معرفی داوران با ایمیل‌های غیر واقعی» و «درجاتی از سرقت علمی»، تصمیم گرفته‌اند که این مقالات را حذف کنند. این عمل که Retract کردن مقالات نامیده می‌شود، همواره در مجلات دیده می‌شود و خاص این وضعیت فعلی در ایران نیست.

«رکود علمی» ابزار جناح‌ها برای سرزنش یکدیگر

وی اما، ذکر نکاتی در این فضای ملتهب و قضاوت واقع‌بینانه نسبت به وضعیت موجود و زمینه‌های پیدایش آن را ضروری دانست و یادآور شد: اصولاً پژوهش در ایران به جز فرمایشات مؤکد مقام معظم رهبری در بین دولتمردان و سیاستگذاران ما جایگاهی ندارد. جناح چپ، میانه و راست حقیقتاً از پژوهش و خروجی آن یعنی مقالات فقط استفاده ابزاری کرده‌اند. به عبارتی فقط تعداد مقالات ما و رتبه ۱۶ تولید علم ایران بر اساس Scopus و یا رتبه ۲۱ تولید علم کشور بر اساس ISI باعث پز دادن این عزیزان شده است؛ بواقع این افراد، اعتقادی به مقالات ندارند و هر وقت در مسند قدرت نیستند، جناح مقابل را برای رکود علمی مورد سرزنش قرار می‌دهند.

سهم پژوهش، هر سال دریغ از پارسال

دانشمند علوم پزشکی حاضر در فهرست دانشمندان یک درصد برتر جهان، مؤید این ادعا را نگاه این افراد به اعتبارات پژوهشی دانست که به عبارتی، هر سال دریغ از پارسال است؛ چراکه سهم واقعی پژوهش از تولید ناخالص ملی، هیچ گاه به ۴ درصد و حتی۲ درصد محقق نشد و در عمل همواره ثابت مانده یا کاهش پیدا کرده است.

به گفته دکتر آخوندزاده، هر سال محققان ما از نظر اعتبارات پژوهش فقیر و فقیرتر شده‌اند که نتیجه آن کاهش کیفی پژوهش‌های بنیادی در ایران و متأسفانه درجاتی از دیتاسازی است. وقتی پولی برای پژوهش وجود ندارد، برای مثال فقط ۳ میلیون تومان برای یک پایان‌نامه Ph.D اختصاص می‌یابد و انتظار چاپ ۲ مقاله ISI می‌رود، می‌توان نتیجه گرفت که دیتا غیر واقعی است.

افزایش بی‌رویه دانشجوی کارشناسی ارشد و انتظار چاپ مقاله به ازای هر پایان‌نامه!

استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران افزایش بی‌رویه دانشجویان فوق لیسانس و Ph.D در انواع و اقسام دانشگاه‌های دولتی، شبانه، آزاد، پیام نور، غیرانتفاعی و پردیس‌های خودگردان و بین‌المللی بدون اختصاص سرانه پژوهش، داشتن استاد واجد شرایط برای سرپرستی آنان و زیرساخت‌های پژوهشی و از همه مهمتر دانشجوی واجد شرایط و به همان تعداد، پایان‌نامه و انتظار چاپ مقاله را از علل بروز این وضعیت نامقبول دانست.

بگذارید آنها که پژوهش را می‌فهمند پژوهش کنند نه همه برای ارتقای هیات علمی

قائم‌مقام معاون تحقیقات و فناوری وزیر بهداشت یادآور شد:  قوانین ارتقای اعضای هیات علمی ایران بر اساس یک آیین‌نامه Mixed یعنی حداقل‌هایی از پژوهش، آموزش، خدمت و امور فرهنگی است. به طور کلی در دنیا یک عضو هیات علمی می‌تواند با Track آموزشی و ارائه خدمات آموزشی مطلوب ارتقاء پیدا کند و اجبار کردن آن به داشتن چند مقاله برای هیات علمی‌ای که اصولاً پژوهش را دوست ندارد و با آن آشنا نیست، فقط منجر به صوری کردن پژوهش می‌شود. بعبارتی اگر ما اجازه دهیم آن ۲۰ تا ۳۰ درصد از اعضای هیات علمی ما که پژوهش را می‌فهمند و به آن اعتقاد دارند، پژوهش کنند و بودجه‌های پژوهش را به آنان اختصاص دهیم و بقیه از Track های دیگر ارتقاء یابند (یعنی از آموزش و یا خدمت)، به سمت پژوهش‌های اصیل حرکت خواهیم کرد.

فروش مقالات مشکل‌آفرین شده است

وی گفت: مقاله از یک فرایند صحیح مبتنی بر طرح تحقیقاتی یا پایان‌نامه و نوشتن آن توسط دانشجو تحت نظر استاد باید تهیه شود، تجربه این ۵۸ مقاله حذف شده اخیر و تجارب مشکل‌آفرین گذشته نشان داده است که عقد قرارداد فردی و یا دانشگاهی با شرکت‌های نوشتن مقاله و فروش مقالات، رویه‌ای کاملاً غیراخلاقی – علمی و مشکل آفرین شده است.

انتقام سنتی یک گروه بی‌اثر از پژوهش

تغییر نگاه به کیفیت پژوهش به جای شمردن تعداد مقالات، نکته دیگری بود که دکتر آخوندزاده بر آن تاکید کرد و گفت: این نگاه در دوره اخیر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کم کم در حال شکل گیری است و اساسا این نگاه حاکم است که محقق به جای چاپ ۱۰ مقاله ضعیف یک مقاله خوب داشته باشد.

وی رویکرد واقع‌بینانه به انتشار چنین اخباری را خواستار شد و افزود: باید از واکنش‌های غیرمنطقی به موضوع اخیر که منجر به پژوهش‌زنی می‌شود، پرهیز کرد. همانطوری که گفتم گروهی که نه موثر در آموزش هستند و نه درمان، هر از چند گاهی با شنیدن خبرهایی مانند خبر اخیر یک انتقام سنتی از پژوهش می‌گیرند.

فضای مناسب پژوهش در ایران وجود ندارد

به گفته وی، خطا در پژوهش با یک نسبت قابل قبول و در یک فضای مناسب در پژوهش همواره اجتناب ناپذیر است. اما از همه مهمتر فضای مناسب در پژوهش است که متأسفانه این دومی در ایران وجود ندارد.

دکتر آخوندزاده در پایان گفت: باید تمام خبرهای خوب و بد و زشت را با هم بشنویم و تصمیم بگیریم. یادمان باشد که اساتید و جوانان محقق ما با دست خالی و کم لطفی محض دولتمردان و سیاستمداران تا به حال، این وضعیت پژوهش را زنده نگه داشته‌اند.

به گزارش ایسنا به نقل از نیچر، ۵۸ مقاله از ۲۵۸ پژوهشگر ایرانی که اقدام به جعل علمی و دستکاری در مقالات دیگر کرده بودند، توسط ناشر مجله معتبر علمی نیچر به حال تعلیق درآمده است. بایومد سنترال (BMC)  بیست‌ و هشت مورد از این مقاله‌ها را جمع‌آوری کرده و در حال بررسی ۴۰ مقاله دیگر است. اسپرینگر نیز به جمع‌آوری ۳۰ مقاله پرداخته و بررسی ۹ مقاله دیگری را در دستور کار خود دارد. گفتنی است که هر دوی این سازمان‌ها توسط مجله نیچر ارائه می‌شوند.

بر اساس ادعای نیچر، در اقدامات انجام‌شده شواهدی از سرقت ادبی و دستکاری در تالیف مشاهده شده و ۷۰ درصد آنها نیز نشان‌دهنده سرقت علمی هستند. مقالات جمع‌آوری شده توسط بایومد سنترال نیز نشان‌دهنده ۵۷ درصد دستکاری در تالیف و ۹۳ درصد سرقت ادبی هستند.

منبع: ایسنا

صفحه 1 از 212
در حال بارگذاری
تمام حقوق برای وب سايت آثار برتر محفوظ است. © 1387 - 1395
پياده سازی توسط شرکت پرتونگار