سفر کسرا

سفر کسرا

15,000 تومان

توضیحات محصول

book-preview

 

هرچه قطار به خود شهر نزدیک تر می شد، مه غلیظ تر می شد. اولین روشنایی ها که از مشرق دمید، قطار از میان جلگه ی وسیعی می گذشت و تا چشم کار می کرد، مزرعه بود – مزرعه های مرزبندی شده و منظم – و انتهای منظره پیدا نبود مه بود یا تاریکی. تاریکی رقیقتر شد و مه ازانتهای جلگه پیشتر آمد، و اولین آبادی ها ی نزدیک شهر که پیدا شد، مه تا کنار خط آهن پیش آمده بود و کلبه های کنار خط آهن را هم گرفت و دیگر پشت سر کلبه ها پیدا نبود که مزرعه بود یا بازهم کلبه بود. اول هرآبادی، روی تابلویی، اسم آن آبادی نوشته بود. اسم ها را می شد خواند، چون تابلوها نزدیک خط آهن بود. پهلوی یکی از تابلوها، دو تا لاشه ی تانک بود – تانک های دشمن.

اطلاعات بیشتر

نویسنده

جعفر مدرس صادقی

محل نشر

تهران

ناشر

نیلوفر

تاریخ نشر

1370

تعداد صفحه

173

تعداد چاپ

دوم

فیپا

مدرس صادقی، جعفر، سفر کسرا، تهران، نیلوفر، ۱۳۷۰، ۱۷۳ صفحه، چاپ دوم.