دفاعی سست از سند زیارت عاشورا

نویسنده: جویا جهانبخش
نشر در فضای مجازی

جویا جهانبخش، نویسنده و محقق در زمینه های علوم اسلامی وادبی، در یادداشتی بلند و خواندنی در نقد چند کتاب به ارزیابی کیفیت تحقیقات و منشورات حوزۀ علمیه قم در سال های اخیر در زمینه حدیث شناسی پرداخته است. بخشی از این یادداشت نقد کتاب زیر است. سایت آثار برتر با هدف ترویج سنت نقد و به منظور بالا بردن میزان دقت در مطالعات اسلامی این بخش را بازنشر می دهد. آشنایان با نوشته های جهانبخش می دانند که قلم نقد او خالی از نیش و کنایه نیست و از این بابت آثار برتر پیشاپیش عذرخواه است.
طَرحی نو از زیارتِ عاشورا ( اسناد، نُسخه شناسی، آثار و کراماتِ زیارتِ إِمام حُسَین ـ عَلَیهِ السَّلام ـ)، با مقدّمۀ «حضرت حجّت الإِسلام و المسلمین دکتر مرتضی آقاتهرانی»، پِژوهِش و تألیف: «حجّت الإِسلام و المسلمین اسماعیل کاظمی زرومی»،چ: ۲ (چاپِ نخستِ ناشِر)، قُم: نَشر و پخشِ مهرِ فاطِمه ـ عَلَیهَا السَّلام ـ، ۱۳۹۰ هـ. ش.
در طَرحی نو از زیارتِ عاشورا ـ که به گفتۀ «حضرت حجّت(۱)  الإِسلام و المسلمین دکتر مرتضی آقاتهرانی»، بِناست «رفع شُبهاتی چند نمایَد»(۲) و به گفتۀ «حضرت حجّت(۳) الإِسلام و المسلمین نجم الدین طبسی»، أَثَری است «بسیار عالمانه و محقّقانه»(۴)، نویسَندۀ آن، «حجّت(۵) الإِسلام و المسلمین اسماعیل کاظمی زرومی»، فصلِ دِرازدامنی تحتِ عنوانِ «سلسله اسناد زیارت عاشورا در قرون متمادی»(۶) گُشوده است و در آن کاری کرده که به مزاح و طَنّازی مانَنده تر است تا ریشه یابی و تَخریجِ حدیث!
وی در این فصل، هریک از عالِمانِ مذکور در سلسلۀ رُوات را یک «سَنَد» نامیده و آنها را به عنوانِ «سلسله اسناد» مطرح کرده و به خَیالِ خویش سی «سَنَد» از برایِ زیارتِ عاشورا به دست داده است از این قرار و با این تَعابیر:
«اولین سند: علمای معاصر»
«سند دوم: علامه محمدحسین کاظمینی رَحِمَهُ الله»
«سند سوم: شیخ مرتضی انصاری رَحِمَهُ الله»
«سند چهارم: آیت اللـه العظمی ملا احمد نراقی رَحِمَهُ الله»
«سند پنجم: علامه سید مهدی بحرالعلوم رَحِمَهُ الله»
«سند ششم: آیت اللـه العظمی وحید بهبهانی رَحِمَهُ الله»
«سند هفتم: آیت اللـه محمد اکمل اصفهانی رَحِمَهُ الله»
«سند هشتم: علامه محمدباقر مجلسی رَحِمَهُ الله»
«سند نهم: آیت اللـه العظمی محمدتقی مجلسی رَحِمَهُ الله»
«سند دهم: آیت اللـه العظمی شیخ بهایی رَحِمَهُ الله»
«سند یازدهم: آیت اللـه حسین بن عبدالصمد عاملی رَحِمَهُ الله»
«سند دوازدهم: آیت اللـه العظمی شهید ثانی رَحِمَهُ الله»
«سند سیزدهم: آیت اللـه العظمی احمد بن محمد عاملی رَحِمَهُ الله»
«سند چهاردهم: آیت اللـه العظمی محقق کرکی رَحِمَهُ الله»
«سند پانزدهم: آیت اللـه العظمی علی بن هلال جزایری رَحِمَهُ الله»
«سند شانزدهم: آیت اللـه العظمی احمد بن فهد حلی رَحِمَهُ الله»
«سند هفدهم: آیت اللـه العظمی زین الدین علی بن خازن رَحِمَهُ الله»
«سند هجدهم: آیت اللـه العظمی شهید اول رَحِمَهُ الله»
«سند نوزدهم: آیت اللـه سلطان العلماء [ = فخرالمحقّقین] رَحِمَهُ الله»
«سند بیستم: علامه حلی رَحِمَهُ الله»
«سند بیست و یکم: آیت اللـه جعفر بن سعید حلی، محقق اول رَحِمَهُ الله»
«سند بیست و دوم: آیت اللـه شمس الدین فخار موسوی حائری رَحِمَهُ الله»
«سند بیست و سوم: آیت اللـه شاذان بن جبرئیل قمی رَحِمَهُ الله»
«سند بیست و چهارم: آیت اللـه عمادالدین طبری رَحِمَهُ الله»
«سند بیست و پنجم: شیخ مفید ثانی رَحِمَهُ الله»
«سند بیست و ششم: آیت اللـه العظمی شیخ طوسی رَحِمَهُ الله»
«سند بیست و هفتم: آیت اللـه العظمی شیخ مفید رَحِمَهُ الله»
«سند بیست و هشتم: آیت اللـه العظمی ابن قولویه قمی رَحِمَهُ الله»
«سند بیست و نهم: آیت اللـه العظمی شیخ صدوق رَحِمَهُ الله»
«سند سی ام: آیت اللـه علی بن بابویه قمی رَحِمَهُ الله»
نویسندۀ یادشُده، ذیلِ یکایکِ این «سَنَد»هایِ سی گانه!!!، توضیحاتِ مبسوطی قَلَمی فرموده است که از پاره ای إِفاداتِ غَریب و عَجیب تهی نیست و نیکوتَر آن است که طالِبانِ جِدّیِ این معانی، خود، در کتابِ مذکور، از مَشروحِ آن مُستَفید و مُستَفیض، بَل: مَستِ فی۟ض، گَردند!
عِجالَةً، از برایِ وُقوف بر دیگر مَراتِبِ آگاهی و أَهلیَّتِ نویسَنده و إِدراکِ روشَن۟ ترِ آنچه وی را بدین اِستنباطهایِ شگَرف از مقولۀ إِسناد و سَنَد رَسانیده است، بَعضِ بَیاناتِ او را نمونه وار می آورم؛ و در آغاز توجُّهِ خوانندگانِ محترمِ این مقال را به یک فِق۟رۀ کامل از بیاناتِ وی در معرّفیِ «سند پانزدهم: آیت اللـه العظمی علی بن هلال جزایری رَحِمَهُ الله» جَلب می کنم. مرقوم داشته اند:
«سند پانزدهم: آیت اللـه العظمی علی بن هلال جزایری رَحِمَهُ الله»
از جمله پانزدهمین طبقه علمای بزرگی که حدیث زیارت عاشورا را روایت فرموده اند، مرحوم شیخ الاسلام آیت الله العظمی شیخ زین الدین علی بن هلال الجزایری ـ رَحِمَهُ الله ـ است. در عظمت آن بزرگوار همین بس که استاد محقق کرکی است. مرحوم جزائری شاگرد ابن فهد حلی بوده است که این، خود بر افتخاراتش می افزاید. آن بزرگوار تسبیحات حضرت زهرا ـ عَلَیهَا السَّلام ـ را خیلی به تأنی و با حضور قلب و خشوع کامل ادا می کرد و با هریک از تکبیر و تحمید و تسبیحات حضرت زهرا ـ عَلَیهَا السَّلام ـ قطرات اشک در عشق محبوب، بر صورتش سرازیر می شد. روایت زیارت عاشورا توسط این بزرگوار، نشان از اتقان اسناد زیارت عاشورا است.»(۷)
این دُرفَشانی ها را چند بار خواندم. … اُستادی و شاگردی و تَسبیحات و تَأَنّی و حُضورِ قَلب و خُشوعِ کامِل و اشک و …، همه را فهمیدم؛ ولی رَبطِ اینها را به «سَنَدِ» زیارتِ عاشورا و «إِتقانـ»ـی که از دِلِ این مُفردات اِستِنباط کرده اند، نَفَهمیدم. … «گُناهِ بختِ مَنَست این، گُناهِ دریا نیست»!
از بُن، أَب۟عادِ “مَنطقِ توثیقِ مَرویّات” در کتابِ طَرحی نو از زیارتِ عاشورا، خود موضوعِ مَقالَتی عَجَب اندوز و عبرَت آموز تَوانَد بود که راقمِ این سَواد را رَغ۟بَت و هِمَّت و طاقَتِ تَحریرِ آن نیست؛ لیک دِریغ است شَمّه ای از آن جُمله، بازنموده نیاید.
نمونه را، در کتابِ طَرحی نو از زیارتِ عاشورا، می خوانیم:
«… آنگاه که شخصیتی مثل مرحوم شیخ مرتضی انصاری ـ رَحِمَهُ الله ـ، حدیث شریف زیارت عاشورا را، روایت نماید و در(۸) تلاوت آن مواظبت نماید، می توان به صحت سند و عظمت این روایت مطمئن شد. …».(۹)
حتّیٰ با صَرفِ نَظَر از این که مرحومِ شیخِ أَنصاری ـ قَدَّسَ اللهُ روحَهُ العَزیز ـ نزدِ أَهلِ فَن به ضَعف در علمِ رِجال و سَنَدشناسی معروف است (و نه تنها مؤلَّفاتِ موجود و مطبوعِ شیخ را می توان گواهِ معنایِ مذکور شمرد، این بَنده این مَعنی را بِلاواسِطه از چند تَن از مُدَرِّسان و مُحَقِّقانِ عِلمِ رجال شنوده است)، آیا از این که عالِمی زیارتنامه ای را رِوایت و پیوسته تِلاوت کُنَد، می توان «صحَّتِ سَنَدِ» آن را بیرون کشید؟! … آیا مُدَّعیِ این مَعنی، مُفادِ مُصطَلَحِ «صحَّتِ سَنَدِ» را می دانَد؟!!
در همین کتابِ طَرحی نو از زیارتِ عاشورا، پس از لَختی قَلَم۟ فَرسایی دربارۀ وحیدِ بهبهانی ـ قَدَّسَ اللهُ سِرَّهُ الشَّریف ـ، نوشته اند:
« … چون مرحوم وحید، با آن همه دقت و اجتهاد در فهم روایات، سند زیارت عاشورا را رد نکرده است و در سند و معانی و معارف آن شبهه وارد ننموده است، می توان به وثاقت و اصالت این حدیث شریف مطمئن گشت.»(۱۰)
این هم یک قاعدۀ عامیانۀ دیگر! … خُلاصه اش، بیش و کم، یعنی: منم آن که رستم قَوی پَنجه بود!! … وان۟گَهی، به عبارتِ تَفصیلی تر: هر رِوایتی که مرحومِ وَحیدِ بهبهانی با آن سَر و کار داشته بوده باشَد، و به تَعبیرِ مؤَلِّفِ کتابِ یادشُده «در سند و معانی و معارف آن شبهه وارد ننموده» باشَد، دیگر در «وثاقت و اصالتِ» آن گُفت و گوی۟ لازم نیست؛ تا چه رَسَد به رِوایاتی که وَحید بالصَّراحَه مُعتَبَر شمرده یا بر أَساسِ آنها فَتوا داده! … ای کاش حُکمِ دستۀ أَخیرالذِّکر را نیز معلوم فرموده بودند. آیا عِیارسَنجی و مُلاحَظَۀ سَنَدِ چُنین رِوایاتی، از “مَعاصیِ کبیره” نیست؟! … أَفتونا مَأجورین!!! آجَرَکُمُ الله و سَدَّدَ خُطاکُم!
باز در همین کتابِ بحَقیقت۟ نوآورانۀ طَرحی نو از زیارتِ عاشورا، پَس از معرّفیِ فخرالمحقِّقینِ حلّی ـ رِضوانُ اللهِ تَعالیٰ عَلَی۟ه ـ (که البتّه مؤلّفِ کتاب او را «آیت اللـه سلطان العلماء» می خوانَد)، مرقوم داشته اند:
«روایت زیارت عاشورا توسط این بزرگوار به اتقان اسناد زیارت عاشورا می افزاید.»(۱۱)
شایَد نویسَندۀ کتابِ طَرحی نو از زیارتِ عاشورا نَدانَد، لیک بسیاری از صِغار و کِبار می دانَند که جُلِّ کُتُبِ رِواییِ فَریقَی۟ن را و بسیاری چیزهایِ دیگر را و حتّیٰ کثیری از موضوعات و إِسرائیلیّات و … و … را که در تَضاعیفِ کتابها بوده و هست، مَرحومِ فَخ۟رال۟مُحَقِّقین از طَریقِ والِدِ ماجِدش علّامۀ حلّی که از رُواتِ بزرگِ طائِفۀ إِمامیّه است، به مُقتضایِ طُرُق، «رِوایَت» کرده؛ کَما این که دیگر حَمَلۀ تُراثِ مَنقول نیز، به طُرُقِ متّصلِ خود، از آن بزرگ و جُز او، رِوایَت کرده اند؛ لیک ظاهِرًا مَرحومِ فَخ۟رال۟مُحَقِّقین کاری کرده است که احتمالًا نه خودش خبر داشته و نه دیگران، و اینَک به لُطفِ کتابِ «بسیار عالمانه و محقّقانه» یِ طَرحی نو از زیارتِ عاشورا عَلَنی گَردیده است؛ آن هم این بوده که با «روایتِ» جمیعِ کتبِ مشهورِ فَریقین توسّطِ این بزرگوار، «به اتقان اسناد» جُملگی افزوده شُده، و بهترست از این پس، کسانی که حَدیثنامه هایِ بُخاری و مُسلم و … و حتّیٰ کتبِ لُغَتِ قُدَما یا منطقِ دیرینه روزان و مانندِ اینها را به نَقّادی می گیرند، به یاد داشته باشَند که جَمیعِ این کتب، و از جُمله “مناقبِ” غاصِبانِ حقوقِ أَهلِ بیت!، چون در إِجازات و طُرُقِ رِواییِ مشایخی چون فَخ۟رال۟مُحَقِّقین وارد شُده اند، «به اتقان اسنادِ» شان مَبلَغی افزوده شُده است!!!
مؤلِّفِ کتابِ طَرحی نو از زیارتِ عاشورا، جایِ دیگر مرقوم داشته است:
« … اگر هیچ سند دیگری به جز روایت مرحوم شیخ طوسی نبود، برای سندیت زیارت عاشورا کافی بود. از آنجا که این بزرگوار زیارت شریف عاشورا را، روایت می فرماید و هیچ شبهه ای در اسناد آن نمی نماید گواه بر اتقان اسناد زیارت عاشورا است.»(۱۲)
این هم قاعِده ای دیگر!: … همین که «مرحوم شیخ طوسی» خَبَری را رِوایت فرماید و هیچ شبهه ای در «اسنادِ» آن ننماید بر اتقان «اسنادِ» آن گواه است! می دانید چه اندازه حدیثِ ضَعیف و متروک از تهذیب و اِستبصار و أَمالی یِ شیخ ـ طابَ ثَراه ـ و … و …، به بَرَکتِ همین قاعدۀ تأسیسیّه، به أَخبارِ صَحیح و مُعتبر افزوده می شَوَد؟! حقّا که: صَفقَةٌ رابِحَة و کَفَّةٌ راجِحَة! … خُدا بدِهَد بَرَکَت! که اگر بر همین مِنوال، تأسیسِ قَواعِدِ رِجالی و دِراییِ «مُحَقِّقانه»! إدامه یابَد، به همَّتِ مردانی چون نویسَندۀ کتابِ طَرحی نو از زیارتِ عاشورا ، بزودی اِنقِلابی فراگیر در سَراپایِ عُلومِ نَقلی پدید خواهَد آمَد، و از شَرِّ مُصطَلَحاتِ مُزاحِم و آزارَنده ای چون «ضعیف السَّنَد» و «غیرِمعتبر» بکُلّی آسوده خواهیم شُد و جَمیعِ “مَوضوعات” و “مَجعولات” و “أَکاذیبِ قُصّاص” و “مُف۟تَرَیاتِ وَضّاعین” هم با سَلام و صَلَوات، آبِ توبه بر سَر ریخته به زمرۀ “صِحاح الأَخبار” و “غُرَر الآثار” خواهند پیوست! … مُبارَک است!
باز در همین کتابِ پُرمُسامَحَتِ طَرحی نو از زیارتِ عاشورا، که در این عَصرِ أُفولِ کَواکِبِ «علم» و «تحقیق»!، آن را «بسیار عالمانه و محقّقانه» خوانده اند!!، دربارۀ سَیّدِ بَحرالعلوم ـ رَوَّح اللهُ روحَهُ العَزیز ـ می خوانیم:
«… جهان تشیع او را … از جمله ی اصحاب حضرت صاحب الامر ـ عَجَّلَ اللهُ تَعالیٰ فَرَجَهُ الشَّریف ـ می شناسد که با آن حضرت رابطه ی مستقیم و مداوم داشته و حل جمله مشکلات را، از آستان مقدس آن حضرت مستقیمًا دریافت می نموده است. … معرفت این بزرگوار نسبت به ساحت مقدس حضرت صاحب الامر ـ عَجَّلَ اللهُ تَعالیٰ فَرَجَهُ الشَّریف ـ و ساحت مقدس [دیگر] حضرات معصومین ـ عَلَی۟هِمُ السَّلام ـ، به اندازه ای است که اگر برای صحت سند حدیث شریف زیارت عاشورا، هیچ دلیلی نداشتیم، جز آن که این بزرگوار آن را روایت فرموده و بر تلاوت آن مواظبت نموده است، برای ما کافی بود تا با یقین کامل به زیارت عاشورا معتقد شده و در معارف آن تدبر کنیم.»(۱۳)
“اگر” نویسَندۀ کتابِ طَرحی نو از زیارتِ عاشورا، راست گفته باشَد که «جهان تشیع» سَیِّدِ بَحرالعُلوم را «از جمله ی اصحاب حضرت صاحب الامر ـ عَجَّلَ اللهُ تَعالیٰ فَرَجَهُ الشَّریف ـ می شناسد که با آن حضرت رابطه ی مستقیم و مداوم داشته و حل جمله مشکلات را، از آستان مقدس آن حضرت مستقیمًا دریافت می نموده است»، براستی یکایکِ فَتاوی و آراءِ فِقهی و کَلامی و حَدیثی و … یِ سَیِّد را بایَد با همان «یقینِ کامل» که فرموده اند، نُص۟ب ال۟عَی۟ن و مبنایِ عِلم و عَمَل قَرار داد و جَمیعِ مُف۟تیانِ عَصر و مُجتهِدانِ دوران را مَلامت و مَذَمَّت کرد که چرا با وجودِ کتبِ سَیِّدِ بَحرالعُلوم باز جَسارت می کُنَند و به اجتهادِ علیٰ حِدَه و استنباطِ مُستَقِل دَست می یازَند و با این کار، در واقع، از آستانِ مقدّسِ حضرتِ صاحب الأَمر ـ عَجَّلَ اللهُ تَعالیٰ فَرَجَهُ الشَّریف ـ روی۟ بَرمی تابَند! أَمّا و صَد أَمّا که ـ به قولِ مولوی ـ «در “اگر” نتوان نشست»! … دیریست گفته شُده است:«إِیّاکَ و الــلَّوَّ”؛ فإِنَّ الــلَّوَّ” مِنَ الشَّی۟طان!»(۱۴) و:
مَن کانَ مَرعَیٰ عَزمِه و هُمُومِه
رَو۟ضَ ال۟أَمانِی لَم یَزَل۟ مَه۟زُولا!
سَزاوار آن است که أَمثالِ مُؤَلِّفِ کتابِ طَرحی نو از زیارتِ عاشورا، از برایِ مُدَّعَیاتی بزرگ و آسمان۟فَرسای چون این که سَیِّدِ بَحرالعُلوم «از جمله ی اصحاب حضرت صاحب الامر ـ عَجَّلَ اللهُ تَعالیٰ فَرَجَهُ الشَّریف ـ» بوده و «با آن حضرت رابطه ی مستقیم و مداوم داشته و حل جمله مشکلات را، از آستان مقدس آن حضرت مستقیمًا دریافت می نموده است»، دَلائِلی کافی و شَواهِدی مُق۟نِع پیش آورَد؛ یا بپذیرَد که حاصِلِ اینگونه سخن۟ گُفتن ها، جُز دروغ۟ بَستن بر پاکان و از آن جُمله: اِفتِرایِ صَریحِ وَقیح بر ساحَتِ پاکِ إِمامِ عَصر ـ رُوحی فِداه! ـ نیست. رَحمَتِ خُدا بر قاسِمِ أَنوار! که گفت: «زین حدیثِ سَرسَری هم عاقبت شَرمی بدار!».
باری، از مؤلِّفِ کتابی چون طَرحی نو از زیارتِ عاشورا، با این گونه نگَرِشهایِ کَلانِ بی رَویَّت و نگارِشهایِ کَتره ایِ فاقِدِ اِنضِباطِ عِلمی، بیهوده تَوَقُّعِ تَدقیق و خُرده بینی نداریم و دیگر مَواردی مَخدوش و مَغشوش چونان این را که: غایَتِ مُدَّعایِ باوردارندگانِ “توثیقِ عامِّ” رُواتِ کامل الزّیارات را هیچ درنیافته است و آن را به معنایِ “توثیقِ خاصِّ” جمیعِ رُواتِ آن کتاب و نَفیِ تَضعیفاتِ مُضَعَّفان پنداشته!(۱۵)  یا طُغرُلِ سلجوقی را «وهّابی» خوانده است!(۱۶) یا نامِ «طَبَری» یِ عامّیِ صاحبِ تاریخ و تفسیر را «ثمره بن جریر» دانسته است!(۱۷) و …، به حسابِ همان «طرحی نو» که درانداخته است می گُذاریم و می گُذریم!

منبع: yadegarestan.kateban.com

 

پی نوشت ها:

(۱) کذا بالتّاءِ المَمدودَة!

(۲) طَرحی نو از زیارتِ عاشورا، ص ۲۰.

(۳) کذا بالتّاءِ المَمدودَة!

(۴) همان، ص ۲۲.

(۵) کذا بالتّاءِ المَمدودَة!

(۶) همان، صص ۶۹ ـ ۱۰۹.

(۷) ص ۸۷ و ۸۸.

(۸) کذا. ظ . صح: «بر»

(۹) ص ۷۷.

(۱۰) ص ۸۱.

(۱۱) ص ۹۰.

(۱۲) ص ۹۴.

(۱۳) ص ۷۹ و ۸۰.

(۱۴) النِّهايَةُ فی غَريبِ ال۟حَديثِ وَ ال۟أَثَر، ابن الأَثير، تَحقيق: طاهر أحمد الزّاوى ـ و ـ مَحمود محمَّد الطّناحی، ۴ / ۲۸۰.

(۱۵) نگر: ص ۱۰۴ و ۱۰۵.

(۱۶) نگر: ص ۹۷.

(۱۷) نگر: ص ۹۳.

نظر شما:

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

معادله زیر را حل کنید: *

در حال بارگذاری
تمام حقوق برای وب سايت آثار برتر محفوظ است. © 1387 - 1395
پياده سازی توسط شرکت پرتونگار